تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
عابدى بود اندر اسرائيليان * نام او شمسون بسى روشنروان
كرده بد هشتاد سال او خود جهاد * با عدوى دين حق با اجتهاد
با صحابه گفت حالش را رسول * بس شدند از استماع آن ملول
كه بود ما را چنين طاعت كجا * با حيات و عمر كوتاه از قضا
آمد اينكه ما فرستاديم چند * در شب قدر اين كتاب ارجمند
يعنى آن از لوح محفوظ مبين * در سماء دنيوى آمد چنين
پس ورا روح الامين در بيست سال * در جهان آورد ز امر ذو الجلال
چه تو را دانا نمود از ليل قدر * با چنان قدر و شرف وان شرح صدر
از هزاران ماه آن شب بهتر است * اهل طاعت را كه طاعت در خور است
بر زمين نازل شوند افرشتگان * با امين وحى جبريل اندران
ز امر حق از بهر هر كارى كه هست * كرده حق تقدير آن در فوق و پست
تا طلوع فجر در آن شب تمام * مىنباشد جز سلامت جز سلام
نزد تحقيق از كمال سرمدى * ليلة القدر است بنيهء احمدى
حال كون احتجابش بالعهود * بر مقام قلب از بعد شهود
زانكه ممكن نيست آن انزال خاص * جز كه در اين بنيه در اين حال خاص
نيست ظاهر قدر آن بر هيچكس * خود شناسد قدر آن احوال و بس

جذبه

جمله اشيا را در آن حال و صفت * مىببايد از حقايق معرفت
چيست دانى ليلة القدر اى عيار * گر شنيدستى نسيم كوى يار
شرح آن حال ار نمايم هيچ من * منقلب گردم بمانم از سخن
خاصه كز يار عزيز آيد پيام * كامشبت من ميهمانم در مقام
خانه را خالى كن از بيگانه تو * منتظر بنشين بباب خانه تو
با تو من گويم چه زين حال عجب * كه فراوان ديده‌ام اين روز و شب
خانه از غير ار كنى خالى تمام * آيد آن مهمان غيبت لا كلام
چون كه آمد كار بر دلخواه تست * طالع از برج حقيقت ماه تست
قوه‌هاى عقلى و روحى تمام * تا بصحبت در درودند و سلام

سورة البيّنة

[ سوره البينة ( 98 ) : آيات 1 تا 8 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ( 1 ) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً ( 2 ) فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ( 3 ) وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ ( 4 ) وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ( 5 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ( 6 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ( 7 ) جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ ( 8 ) بنام خدا بخشاينده مهربان نبودند آنان كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان جدايان تا وقتى كه آمد ايشان را باقران ( 1 ) فرستاده از خدا كه ميخواند صحيفها پاكيزه ( 2 ) در آنهاست نوشته‌هاى راست درست ( 3 ) و متفرق نشدند آنها كه داده نشدند كتاب را مگر از بعد آنكه آمد ايشان را بينه ( 4 ) و فرموده نشدند مگر تا پرستند خدا را خالص دارندگان براى او دين را حق‌گرايان و بر پاى دارند نماز را و بدهند زكات را و اينست كيش راست ( 5 ) بدرستى كه آنان كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخ باشد جاويدان در آن آنهااند آنها بدترين خلق ( 6 ) بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته آن گروه ايشانند بهترين خلق ( 7 ) پاداش ايشانست نزد پروردگارشان بهشتهاى جاى اقامت دائمى كه ميرود از زير آنها نهرها جاويدان در آن هميشه خوشنود شد خدا از ايشان و خوشنود شدند از او آن براى كسيست كه ترسد از پروردگارش ( 8 )