همچنين بعد از فنا باشد بقا * آن چنان كه بعد فقر امد غنا
پس چو از تبليغ دعوتها تمام * تو شدى فارغ بطاعت كن قيام
نصب كن خود را بطاعات دگر * رنج طاعت كش بهر شام و سحر
سوى ربت پس تو رغبت كن بجا * هر چه خواهى ز او بخواه اندر دعا
عارفان گويند اندر اين مقام * چون كه دادى كار صورت را نظام
ز اينجهان و كار آن وارسته شو * مطلق از ممكن به حق پيوسته شو
عسكرى فرموده در تفسير خويش * كه على را نصب كن بر حفظ كيش
منتقل شو پس بدار آخرت * اصل آن داند خدا بيمعذرت
سورة التّين
[ سوره التين ( 95 ) : آيات 1 تا 8 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ ( 1 ) وَ طُورِ سِينِينَ ( 2 ) وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ ( 3 ) لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ( 4 )
ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ ( 5 ) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 6 ) فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ ( 7 ) أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ ( 8 )
بنام خداى بخشاينده مهربان
به تين و زيتون ( 1 )
و طور سينين ( 2 )
و اين شهر امين ( 3 )
بتحقيق آفريديم انسان را در خوبتر راست كردنى ( 4 )
پس گردانيديمش فروتر فروتران ( 5 )
مگر آنكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته پس مر ايشانراست مزدى غير مقطوع ( 6 )
پس چه چيز تكذيب مينمايد ترا بعد ازين در دين ( 7 )
اما نيست خدا حكمرانتر حكمرانان ( 8 )
باز بر انجير و بر زيتون قسم * داند او خود اختصاص اين دو هم
مر خواصى شايد اندر اين دواست * كان نهان از دانش ما و توانست
تو بر اينى كه به است از تين عنب * پس بتين سوگند از چه خورده رب
از فواكه يا كه ديگر چيزها * به ز زيتونست در تمييزها
سر اشيا را كسى كه داند او * كرده خلق انجير را بد يا نكو
گفت ابليس آتش از خاكست به * شد بر او اسرار خلقت مشتبه
تو مشو ابليس خود اى هوشمند * كن هر آنچه حق پسندد تو پسند
تين و زيتون گفتهاند اينسان كرام * كه بود نام دو موضع در مقام
مرسلى آن را عبادتگاه كرد * چون ز يمنش حق ورا آگاه كرد
تين و زيتون يا بتحقيق متين * آن معانى كلى و جزئى است هين
هم قسم بر طور سينين كان زمين * بد مقام خواندن موسى يقين
هم بدين شهر مبارك كه بود * مولد پيغمبر كامل رشد
كافريديم آدمى را ما چنين * خود بتعديلى نكوتر بس متين
از جهانى كان بسى باشد عيان * نيست ذكر جمله حاجت در بيان
پس با قبح صورتش كرديم هين * تا بود در خور باسفل سافلين
صورتى كان در خور نفس و هواست * ناپسند و اقبح اندر آن سراست
غير آنان كه بايمان آمدند * كارهاى نيك را ساعى شدند
پس مر ايشانراست اجرى از خدا * كه نگردد منقطع وز وى جدا
قصد يا اينست كادم شد چو پير * رو بپستى آورد بر ناگزير
عقل او فاسد شود گردد خرف * وز طريق استقامت منحرف
غير آن كو مؤمن و استوده است * بلكه او بر عقل و جان افزوده است
پس بتكذيبت چه دارد باز خود * بعد بالدين هيچ اگر دارى خرد
منكرى يعنى كه از يوم جزا * با وجود اين دلايل از خطا
نيست آيا احكم او از حاكمين * حاكم بالعدل در دنيا و دين
سورة العلق
[ سوره العلق ( 96 ) : آيات 1 تا 19 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ( 1 ) خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ( 2 ) اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ( 3 ) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ( 4 )
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ( 5 ) كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى ( 6 ) أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى ( 7 ) إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى ( 8 ) أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى ( 9 )
عَبْداً إِذا صَلَّى ( 10 ) أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى ( 11 ) أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى ( 12 ) أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ( 13 ) أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ( 14 )
كَلاَّ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ( 15 ) ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ ( 16 ) فَلْيَدْعُ نادِيَهُ ( 17 ) سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ ( 18 ) كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ ( 19 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
بخوان بنام پروردگارت كه آفريد ( 1 )
آفريد انسان را از خون بسته ( 2 )
بخوان پروردگار تو است كريمتر ( 3 )
آنكه تعليم نوشتن