تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
كردش ( 5 ) و زمين و آنكه گستردش ( 6 ) و نفس و آنكه راست كردش ( 7 ) پس الهام كردش بدكاريش را و پركاريش را ( 8 ) بدرستى كه رستگار شد آنكه پاك كرد آن را ( 9 ) بىبهره شد آنكه تباه كرد آن را ( 10 ) تكذيب نمود ثمود بسبب طغيان ( 11 ) هنگامى كه برانگيخت بدبخت‌ترش را ( 12 ) پس گفت مر ايشان را فرستاده خدا اين ناقه خدا و شربش را ( 13 ) پس تكذيب نمودند او را پس پى كردندش پس غضب كرد بر ايشان پروردگارشان بسبب گناه ايشان پس يكسان كرد آن را ( 14 ) و بيم نكرد عاقبتش را ( 15 )
مىخورد سوگند حق بر آفتاب * وان بهاء و روشنى و ضوء و تاب
هم بمه كاو راست پيرو در شيوع * بعد شمس او راست هنگام طلوع
هست مروى هم كز اين شمس و قمر * مر نبى است و ولى قصد از خبر
هم قسم بر روز چون بدهد جلا * مهر عالمتاب را اندر ملا
هم بشب سوگند كامد چون كه شام * شمش را يك جا بپوشد در ظلام
هم قسم بر آسمان وانكس كه او * كرده بنياد اين سپهر تو به تو
هم قسم بر ارض وانكش كرد پهن * بر نگهدارى و حفظ اوست رهن
هم بنفس وانكه او را كرد راست * تسويه ز اعضاى او كرد آنچه خواست
پس به او الهام فرمود او فجور * هم دگر پرهيزكارى بىفتور
رستگار او شد كه نفس خويشتن * پاك گردانيد از شرك و فتن
همچنين بىبهره گشت آن كس كه هشت * نفس خود را در جهالتهاى زشت
كرد تكذيب از نبى قوم ثمود * از ره طغيان و عدوان و جحود
چون كه مىبرخواست بر احداث شر * آنكه بد در قومشان بدبخت‌تر
گفتشان پس آن فرستادهء خدا * دست برداريد از ناقه شما
نوبت او چون رسد از شرب آب * منع او نكنيد تا نايد عذاب
پس نمودند آن گره تكذيب وى * ناقه را كردند با شمشير پى
پس فرو پوشاند ايشان را خدا * مر عذاب از ذنبشان بر استوى
گشت يكسان يعنى ايشان را همه * آن عذاب پر نهيب و دمدمه
مىنترسد زانعذاب از بعد او * كه بر ايشان هشت در يك دم فرو

سورة الليل

[ سوره الليل ( 92 ) : آيات 1 تا 21 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى ( 1 ) وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى ( 2 ) وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى ( 3 ) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى ( 4 ) فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى ( 5 ) وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى ( 6 ) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى ( 7 ) وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى ( 8 ) وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى ( 9 ) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى ( 10 ) وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى ( 11 ) إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى ( 12 ) وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى ( 13 ) فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى ( 14 ) لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى ( 15 ) الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ( 16 ) وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ( 17 ) الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى ( 18 ) وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى ( 19 ) إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى ( 20 ) وَ لَسَوْفَ يَرْضى ( 21 ) بنام خداى بخشاينده مهربان بشب چون فرو شد ( 1 ) و روز چون روشن شود ( 2 ) و آنكه آفريد نر و ماده را ( 3 ) بدرستى كه كوشش شما هر آينه ممتاز است ( 4 ) پس اما آنكه بداد و پرهيزكار شد ( 5 ) و تصديق نمود طريقه خوبى را ( 6 ) پس به زودى توفيق ميدهيم او را براى آسانتر ( 7 ) و اما آنكه بخل ورزيد و استغنا نمود ( 8 ) و تكذيب كرد طريقه خوبى را ( 9 ) پس به زودى توفيق ميدهيم براى دشوارتر ( 10 ) و كفايت نكرد از او مالش چون هلاك شد ( 11 ) بدرستى كه بر ماست هر آينه هدايت ( 12 ) و بدرستى كه مر ما راست هر آينه آن جهان اينجهان ( 13 ) پس بيم كردم شما را از آتشى كه زبانه ميكشد ( 14 ) داخل نميشود در آن مگر بدبخت‌ترى ( 15 ) كه تكذيب نمود و رو گردانيد ( 16 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 825 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه