سورة المزّمّل
[ سوره المزمل ( 73 ) : آيات 1 تا 10 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ( 1 ) قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 2 ) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً ( 3 ) أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً ( 4 )
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً ( 5 ) إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً ( 6 ) إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً ( 7 ) وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً ( 8 ) رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً ( 9 )
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً ( 10 )
بنام خداى بخشاينده مهربان
اى گليم بر خود پيچيده ( 1 )
برخيز شب مگر اندكى ( 2 )
نصفش يا كم كن از او قليلى ( 3 )
يا بيفزايد بر آن و شمرده بخوان قرآن را شمرده خواندنى ( 4 )
بدرستى كه ما زود باشد كه نازل سازيم بر تو سخنى گران ( 5 )
بدرستى كه برخواستن شب سختتر است در دشوارى و درستتر است از راه گفتار ( 6 )
بدرستى كه مر تراست در روز آمد و شدى دراز ( 7 )
و ياد كن اسم پروردگار خود را و منقطع شود منقطع شدنى ( 8 )
پروردگار مشرق و مغرب است نيست خدايى مگر او پس بگير او را كارزار ( 9 )
و صبر كن بر آنچه ميگويند و جدايى گزين از آنها جدا گزيدنى نيكو ( 10 )
اى به خود پيچيده از خشيت گليم * بهر طاعت خيز از شب شد چو نيم
يا كه كم از نيمه يعين چون دو ثلث * رفت و باقى ماند از بهر تو ثلث
يا كه زايد كن بر اين دو ثلث باز * كان بود اقرب بربع اندر نماز
حاصل آنكه چون كه ماند از شب قليل * خيز بهر طاعت حق اى خليل
با تأنى خوان تو قرآن را چنان * كه شود روشن حروفش در بيان
مىمخوان قرآن بتعجيل و شتاب * كن لطايف را درنگ اندر خطاب
زود باشد آنكه گفتارى ثقيل * بر تو ما سازيم وحى از هر قبيل
يا ثقيل است آن به ميزان و جزا * يا مكلف راست مشكل در اداء
ساعتى كه ناشى آن اندر شب است * بهر طاعت از دگر وقت اصعب است
اقدم اندر فضل و اقوم در مقال * زانكه باشد نفس فارغ ز اشتغال
رفت و آمد شد چو در روزت دراز * در مهماتى كه فرض است آن بساز
پس توجه در شب اندر طاعتت * هست اولى در حضور حضرتت
ياد كن پروردگارت را بنام * در شب و روزش بخوان در هر مقام
شو بريده سوى او از ما خلق * وز مقامات و منازل تا به حق
پرورندهء مشرق و مغرب كه او * هست الهت لا إله غيره
تا نماند غير او چيزى بجا * لا إله الا اللَّه اين است اى كيا
پس بگير او را به كار خود وكيل * كيست جز او تا ورا گيرى كفيل
از هر آن شيئى كه خواهى سود خويش * باشد آن محتاج اندر بود خويش
هست توحيد اينكه كار خود به حق * واگذارى وارهى از ما خلق
صبر كن بر قولشان از هر قبيل * هجرت از ايشان نما هجرا جميل
[ سوره المزمل ( 73 ) : آيات 11 تا 19 ]
وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلاً ( 11 ) إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالاً وَ جَحِيماً ( 12 ) وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً ( 13 ) يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلاً ( 14 ) إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شاهِداً عَلَيْكُمْ كَما أَرْسَلْنا إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولاً ( 15 )
فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبِيلاً ( 16 ) فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً ( 17 ) السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً ( 18 ) إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً ( 19 )
و واگذار مرا با تكذيبكنندگان صاحبان نعمت و مهلت ده آنها را اندكى ( 11 )
بدرستى كه نزد ماست بندهاى گران دوزخ ( 12 )
و خوراكى صاحب گلوگيرى و عذابى پر درد ( 13 )
روزى كه بزلزله درآيد زمين و كوهها و شوند كوهها تلهاى ريگ پراكنده ( 14 )
بدرستى كه فرستاديم بسوى شما رسولى گواه بر شما هم چنان كه فرستاديم بسوى فرعون رسولى را ( 15 )
پس نافرمانى كرد فرعون آن رسول را پس گرفتيمش گرفتنى سخت ( 16 )
پس چگونه پرهيز خواهيد كرد اگر كافر شديد روزى كه ميگرداند كودكان را پيرامون ( 17 )
آسمان شكافپذير است به آن باشد