تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١

[ سوره نوح ( 71 ) : آيات 13 تا 20 ]

ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً ( 13 ) وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ( 14 ) أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ( 15 ) وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً ( 16 ) وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً ( 17 ) ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً ( 18 ) وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً ( 19 ) لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً ( 20 ) چيست مر شما را كه نميترسيد از خدا عظمت را ( 13 ) و بتحقيق آفريد شما را تازه بعد از تازه ( 14 ) يا نديديد چگونه آفريد خدا هفت آسمان را زير يكديگر ( 15 ) و گردانيد ماه را در آنها روشنايى و گردانيد آفتاب را چراغى ( 16 ) و خدا رويانيد شما را از زمين رويانيدنى ( 17 ) پس برميگرداند شما را در آن و بيرون ميآورد شما را بيرون آوردنى ( 18 ) و خدا گردانيد براى شما زمين را گسترده ( 19 ) تا آمد و رفت كنيد از آن راههاى گشاده را ( 20 )
نوح گفتا مر شما را چيست اين * كه اميد از حق نداريد ايچ هين
تا كند توقير و تكريم آن خدا * مر شما را در كرامات و عطا
وانگهى كو كرده است ايجادتان * مختلف در طور هست ار يادتان
نطفه و علقه بديد اول تمام * مضغه پس گشتيد پس لحم و عظام
تا بشيخوخيت از حال جنين * رتبها گرديد طى هر دم چنين
حق نبينيد اينكه تا چون آفريد * هفت گردون مطبق بر پديد
ماه را گرداند اندر آسمان * روشنىبخش زمين اندر عيان
شمس را گرداند بر مردم سراج * تا رود زو ظلمت شب لا علاج
حق برويانيدتان چون رستنى * از زمين در اول اندر ايمنى
هم برد باز اندران و آرد برون * خود برون آوردنى شد وقت چون
ارض را كرد او بساطى استوار * تا در آن گيريد آرام و قرار
تا رويد از آن شما در راهها * راههاى بس گشاده هر كجا

[ سوره نوح ( 71 ) : آيات 21 تا 28 ]

قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً ( 21 ) وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً ( 22 ) وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً ( 23 ) وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلالاً ( 24 ) مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً ( 25 ) وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ( 26 ) إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً ( 27 ) رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَباراً ( 28 ) گفت نوح پروردگارا بدرستى كه ايشان نافرمانبردارى كردند و پيروى كردند كسى را كه بيفزود آنها را مال او و ولد او مگر زيان ( 21 ) و بد انديشيدند بد انديشيدنى بزرگ ( 22 ) و گفتند نگذاريد البته خدايانتان را و نگذاريد و در او نه سواع را و نه يغوث را و نه يعقوق را و نه نسر را ( 23 ) و بتحقيق كه گمراه گردانيدند بسيارى را و نيفزود ستمكاران را مگر گمراهى ( 24 ) از گناهان ايشان غرق گردانيده شدند پس داخل شدند در آتش پس نه يافتند براى خود از غير خدا ياورى را ( 25 ) و گفت نوح پروردگارا وا نگذار بر زمين از كافران ديارى را ( 26 ) بدرستى كه اگر واگذارى ايشان را گمراه كنند بندگان ترا و نيارند فرزندان مگر بدكاران ناسپاس ( 27 ) پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادر مرا و كسى را كه داخل شد در خانه من با ايمان و مر مؤمنين و مؤمنات را و ميفزاى ظالمان را مگر هلاكت ( 28 )
نوح گفت اى رب من عاصى شدند * قوم من وز من بنشنيدند پند
بيرون كردند زانكو زايد آن * مال و فرزندان نكردش جز زيان
از سران كردند ما ناپيروى * اين گروه اعنى ز اشراف غوى
مكرها كردند آن قوم سترگ * مكرهاى بس شديد و بس بزرگ