تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠

سورة نوح

[ سوره نوح ( 71 ) : آيات 1 تا 12 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 1 ) قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 2 ) أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ ( 3 ) يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 4 ) قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَ نَهاراً ( 5 ) فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلاَّ فِراراً ( 6 ) وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً ( 7 ) ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ( 8 ) ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً ( 9 ) فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً ( 10 ) يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً ( 11 ) وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً ( 12 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان بدرستى كه ما فرستاديم نوح را بسوى گروهش آنكه بترسان گروه خود را پيش از آنكه بيايد ايشان را عذاب دردناك ( 1 ) گفت اى گروه من بدرستى كه من مر شما را ترسانده هستم ظاهر ( 2 ) آنكه بندگى كنيد خدا را و بپرهيزيد از او و اطاعت كنيد مرا ( 3 ) بيامرزد مر شما را از گناهان شما و پس اندازد شما را تا مدتى نام برده شده بدرستى كه وقتى كه مقرر داشت خدا هر گاه آمد پس نمىافتند اگر بوديد كه ميدانيد ( 4 ) گفت پروردگارا بدرستى كه خواندم ايشان را شب و روز ( 5 ) پس ميفزود ايشان را خواندن من مگر گريختن ( 6 ) و بدرستى كه من هر گاه خواندم ايشان را تا آنكه در گذرى از ايشان گردانيدند انگشتهاشان را در گوشهاى خود و بسر كشيدند جامه‌هاشان را و اصرار كردند و سركشى كردند سركشى كردنى ( 7 ) پس بدرستى كه خواندم ايشان را بآوازى بلند ( 8 ) پس بدرستى كه آشكارا گفتم ايشان را و پنهان گفتم ايشان را پنهان ( 9 ) پس گفتم آمرزش خواهيد از پروردگار خود بدرستى كه بوده است آمرزنده ( 10 ) ميفرستد آسمان را بر ايشان پى بپى باران ( 11 ) و مدد مىكند شما را بمال‌ها و پسران و قرار ميدهد براى شما بهشتها و ميگرداند براى شما نهرها ( 12 )
ما فرستاديم نوح « ع » نيكخو * سوى قومش آل قابيل عدو
آنكه قوم خويش را ميكن تو بيم * پيش از آن كايد عذابى بس اليم
گفت اى قومم شما را از خدا * من نذيرى آشكارم بىخطا
اينكه بپرستيد بر يكتائيش * و اتقوه و اطيعون بنده‌وش
تا بيامرزد شما را از ذنوب * غافرى آن كاوست علام الغيوب
باز پس دارد عقوبتهايشان * تا بوقتى نام برده گشته آن
زانكه آن مدت كه تقدير است زو * چون كه آيد پس نيفتد نيم مو
گر شما هستيد كز فكر و نظر * مىبدانيد ايچ امر از خير و شر
سالها با قوم بودش بحث ورد * شرح آن را پيش گفتيم از سند
گفت اى پروردگارم با نسق * روز و شب اين قوم را خواندم به حق
بس نيفزود ايچ ايشان را به كار * از دعا و خواندن من جز فرار
هر زمان خواندم بتوحيد اين رمه * تا تو ايشان را بيامرزى همه
اندر آوردند انگشتان به گوش * جامه‌ها بر سر كشيدند اين وحوش
هم شدند ايشان بكفر خود مصرّ * سركشى كردند اندر جهر و سرّ
بس نمودم دعوت ايشان را بلند * آشكارا چند دادم وعظ و پند
هم بخواندم من بپنهانى و راز * تا مگر آرند ايمان خفيه باز
گفتم آمرزش پس از پروردگار * مىبخواهيد اوست چون آمرزگار
تا كه باران او فرستد بر شما * پى بپى باران ريزان از سما
هم كند امداد بر مال و بنين * بر شما از فضل خود جان آفرين
هم دهد جنات پر نخل و ثمر * جويهاى جارى از هر رهگذر
اين صفى از خود نگويد گفته‌اند * شد ز استغفار رفع هر گزند
هر غنى كايد بپيشت اى فقير * دامن حق رو به استغفار گير
شد در ايام عمر قحطى شديد * او باستسقا برون شد با اميد
بر دعائى هيچ او نگشود لب * غير استغفار بر درگاه رب
پس بگفتندش كه اى مير عطا * چون در استسقا نكردى تو دعا
گفت خواندم آنچه باران را بناست * خواند پس اين آيه كاصل مدعاست
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 790 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه