تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
نمىخورد او را مگر گناهكاران ( 37 ) پس سوگند ياد نمىكنم به آنچه مىبينيد ( 38 ) و آنچه نمىبينيد ( 39 ) بدرستى كه آن سخن رسولى است كريم ( 40 ) و نيست آن سخن شاعر اندكى كه نمىگرويد ( 41 ) و نه سخن غيب‌گويى بيوحى اندكى تفكر نميكنند ( 42 ) فرو فرستادنى است از پروردگار عالميان ( 43 ) و اگر فرار كند بر ما بعض سخنان ( 44 ) هر آينه بگيريم از او دست راست او ( 45 ) پس هر آينه قطع نمائيم از او رگ گردن را ( 46 ) پس نباشد از شما هيچ احدى از آن منع كنندگان ( 47 ) و بدرستى كه او هر آينه پنديست براى پرهيزكاران ( 48 ) و بدرستى كه ما ميدانيم كه از تكذيب‌كنندگان ( 49 ) و بدرستى كه آن حسرتيست بر كافران ( 50 ) و اوست هر آينه حق و يقين ( 51 ) پس تسبيح گو بنام پروردگار خود كه بزرگ است ( 52 )
مىنكردى هيچ تحريص اين گدا * مردمان را بر طعام بىنوا
نيست پس او را هم امروز اينمقام * حامى و خويشى نه چيزى از طعام
جز كه از زردابه اهل جحيم * نى خورند آن جز گنهكاران ببيم
وان ندامتهاست از اعمال زشت * در جحيم نفس و طبع بدسرشت
پس خورم سوگند بر آنچه شما * مىببينيد و نبينيد آنچه را
اينكه قرآنست اندر ذكر و پند * از رسولى پس كريم و ارجمند
كه بعنوان رسالت از خدا * خواند آن را بر خلايق برملا
نيست قرآن قول شاعر بيشكى * ليك تصديقش نمايند اندكى
هم نه زانكه از مغيبات او خبر * ميدهد يابند كم ليك اين دگر
يا تذكر اندكى را هست زين * كه نباشد اين مقال كاهنين
بل ز رب العالمين بر مصطفى * شد فرستاده بدون افترى
ور كه بر ما افترى بندد رسول * بعضى اقوال آنكه دور است از عقول
ما بگيريمش همانا دست راست * پس ببريمش رك دل كان سزاست
از شما پس نيست يك تن تا ازو * مانع از كشتن شود از هيچ سو
جمله يعنى عاجزند از انس و جان * كارى ار خواهد خدا از منع آن
هست قرآن پند بهر متقين * منتفع زان ميشوند ايشان يقين
ما بدانيم اينكه بعضى از شما * هست قرآن را مكذب در خفا
هست قرآن يا كه تكذيبش عيان * باعث حسرت ز بهر كافران
هم بتحقيق آنكه از پروردگار * هست قرآن حق و صدق و استوار
پس نما تسبيح بر نام خدا * كاو بزرگست از سپاس ما سوى
يعنى از وصفى كه بر وى نارواست * كن تو تنزيهش كه عبد اين سزاست
منتقل يعنى بقدس ذات باش * اندر اين فكر اغلب اوقات باش

سورة المعارج

[ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 1 تا 18 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ( 1 ) لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ( 2 ) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ ( 3 ) تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ( 4 ) فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلاً ( 5 ) إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً ( 6 ) وَ نَراهُ قَرِيباً ( 7 ) يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ ( 8 ) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ ( 9 ) وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً ( 10 ) يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ ( 11 ) وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ ( 12 ) وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ ( 13 ) وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ ( 14 ) كَلاَّ إِنَّها لَظى ( 15 ) نَزَّاعَةً لِلشَّوى ( 16 ) تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى ( 17 ) وَ جَمَعَ فَأَوْعى ( 18 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان سؤال كرد سؤال كننده عذابى را كه بوقوع آينده است ( 1 ) براى كافران نيست مر او را دفع‌كننده ( 2 ) از خداى صاحب معارج ( 3 ) عروج مىكند ملائكه و روح بسوى او در روزى كه هست قدرش پنجاه هزار سال ( 4 ) پس صبر كن صبر نيكو ( 5 ) بدرستى كه ايشان مىبينند او را دور ( 6 )