پس خدا بگرفتشان اندر نمون * كان گرفتن بود در شدت فزون
ما به هنگامى كه طغيان كرد آب * حملتان كرديم در فلك از شتاب
ما بگردانديم پندى ز انتباه * كوش واعى دارد آن را تا نگاه
پس دميده چون شود در صور دم * يك دميدن كاوست نفخه صعقه هم
ارضها و كوهها از جاى زان * مىشود برداشته اندر زمان
خوار بشكسته شود ارض و جبال * پس بيك بشكستن اندر اختلال
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 15 تا 33 ]
فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ( 15 ) وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ ( 16 ) وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ ( 17 ) يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ ( 18 ) فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ ( 19 )
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ ( 20 ) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 21 ) فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ( 22 ) قُطُوفُها دانِيَةٌ ( 23 ) كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ ( 24 )
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ ( 25 ) وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ ( 26 ) يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ ( 27 ) ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ ( 28 ) هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ ( 29 )
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ( 30 ) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ( 31 ) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ ( 32 ) إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ ( 33 )
پس آن روز بوقوع آيند بوقوع آينده ( 15 )
و شكافته شود آسمان پس آنست روز سست ( 16 )
و فرشتگانند در اطراف آن و بردارند عرش پروردگار ترا ببالاشان در آن روز هشت فرشته ( 17 )
چنين عرض ميشوند و پنهان نماند از شما پنهانى ( 18 )
پس اما كسى كه داده شد نامهاش بدست راستش پس ميگويد بگيريد بخوانيد نامه مرا ( 19 )
بدرستى كه من دانستهام كه من دريابندهام حسابم را ( 20 )
پس اوست در عيشى پسنديده ( 21 )
در بهشت عالى ( 22 )
كه ميوهاش نزديك است ( 23 )
بخوريد و بياشاميد كو را بسبب آنچه پيش فرستاديد در روزها گذشته ( 24 )
و اما آنكه داده شده نامه او بدست چپش پس ميگويد اى كاش داده نشده بودم من نامهام را ( 25 )
و ندانسته بودم چيست حسابم ( 26 )
اى كاش آن ميبود حكمكننده ( 27 )
كفايت نكرد از من مالم ( 28 )
زايل نشد از من تسلطم ( 29 )
بگيريد او را پس غل كنيدش ( 30 )
پس بيندازيد او را در دوزخ ( 31 )
پس در زنجيرى كه ذرع آن هفتاد ذرع است پس در كشيدش ( 32 )
كه او بود كه ايمان نمىآورد به خداوند بزرگ ( 33 )
ساعت واقع شونده پس وقوع * يابد آن روز و پذيرد هم شيوع
پس شكافد اندر آن روز آسمان * از مجره سست و آيد در عيان
هم ملك باشند اطراف فلك * اندر آن روزى كه در وى نيست شك
فوق ايشان عرش ربت را كنند * حمل هشت افرشته و از جا بلند
عرض كرده ميشوند آن روز هم * بر حساب و بر سؤال ذو الكرم
مىنماند هيچ مخفى بر خدا * اندر آن روز از سرائر از شما
داده پس آن را كه گردد وان بجاست * نامهء كردار او بر دست راست
پس بگويد نامهء كردار من * مىبگيريد و بخوانيد از علن
من يقين بودم به دنيا بىفسون * كه حساب خويش را بينم كنون
پس بود آن كس بعيش دلپسند * در بهشتى كاوست عالى و ارجمند
ميوههاى آن بود نزديك بس * زان خوريد و هم بياشاميد پس
بر شما خوب و گوارا باشد آن * اكل و آشاميدنى دور از زبان
زان سبب كز پيش بفرستادهايد * اندر ايام گذشته از اميد
وانكه آيد نامهء او بر شمال * پس بگويد اين نشد كاش از ملال
نامهام يعنى ندادندى بدست * هم ندانستم حسابم آنچه هست
كاش بودى حاكم من در مجاز * موت دائم تا نگشتم زنده باز
مىنكردى رفع از من اين عذاب * مال من كه جمع كردم بيحساب
من شدم نابود و سلطانى من * كم شد از من خوار گشتم اين زمن
بر زبانيه رسد پس حكم كل * كه بگيريد و ببنديدش بغل
پس در آريدش به آتش موكشان * تا در آتش سوزدش نام و نشان
پس بزنجيرى در آريدش بنار * ذرع آن هفتاد ذرع اندر قرار
زانكه ايمان او نياوردى هگرز * بر خداوند عظيم از سوء طرز
[ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 34 تا 52 ]
وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ ( 34 ) فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ ( 35 ) وَ لا طَعامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلِينٍ ( 36 ) لا يَأْكُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ ( 37 ) فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ ( 38 )
وَ ما لا تُبْصِرُونَ ( 39 ) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ( 40 ) وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلاً ما تُؤْمِنُونَ ( 41 ) وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ ( 42 ) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 43 )
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ( 44 ) لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ( 45 ) ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ ( 46 ) فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ ( 47 ) وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ( 48 )
وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ ( 49 ) وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ ( 50 ) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ( 51 ) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ( 52 )
و رغبت نمىداشت بر طعام دادن فقير ( 34 )
پس نيست مر او را امروز اين جا خويشى ( 35 )
و نه خوراكى مگر از چرك و جراحت ( 36 )