بود يك شرط آنكه گر آيد همى * خود ز مكه بر مدينه مسلمى
باز گرداند به زودى ديگرش * سوى مكه برملا پيغمبرش
بد هنوز اندر حديبيه رسول * كه گروهى ز اهل ايمان و قبول
آمدند از مكه سويش بيشكى * بد سبيعه بنت حارث زان يكى
شوهرش نزد رسول آمد بجهد * گفت رد كن زوجهام كاين بود عهد
گفت پيغمبر كه شرطى آن چنان * بهر مردان بود نى بهر زنان
هم بدان موجب كه او فرموده بود * جبرئيل آورد اين آيت فرود
مؤمنان از مؤمنات آيند چون * كرده هجرت بر شما از آزمون
پس شما او را نمائيد امتحان * هجرتش تا باشد از تصديق جان
اين به ظاهر مر شما را در خور است * حق بايمانشان يقين داناتر است
پس بايمانشان نموديد ار يقين * برنگردانيدشان بر مشركين
شوهران مشرك اعنى در خصال * نيستند آنها به يكديگر حلال
شوهرانشان را دهيد آن را كه خرج * كردهاند از مهر و در سطر است درج
گفته بعضى هم كه بوده است اينچنين * مشركان پيمانشان با اهل دين
كه زنى آيد ز ما گر سوى تو * رد كنى آن را بما بيگفتگو
ور كه دينت را نموده است او قبول * ده صداقش را به شوهر بىنكول
هم گناهى بر شما نبود اگر * در نكاح آريد ايشان را دگر
اجرشان را داده باشيد ار شما * اجر باشد مهر واجب بىخطا
چنگ بر عقد زنان كافره * نفكنيد از آنكه هست او نادره
مؤمنان دادند زين آيت طلاق * هر زنى كان بود كافر در سياق
مىبجوئيد ار كه مرتد شد زنى * خرجشان از كافران دور از فنى
مىبجويند از شما هم كافران * خرج كردند آنچه در مهر زنان
آنچه شد مذكور فرمان خداست * بينتان حكم از طريق استواست
اوست دانا بر صلاح بندگان * حكم بر حكمت كند ما بينتان
[ سوره الممتحنة ( 60 ) : آيات 11 تا 13 ]
وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ ( 11 ) يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنِينَ وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 12 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ ( 13 )
و اگر رفت از شما چيزى از جفتهاتان بسوى كافران پس نوبت يافتند پس بدهيد آنان را كه رفت جفتهاشان مثل آنچه انفاق نمودند و بپرهيزيد از خدا كه شمائيد به آن گروندگان ( 11 )
اى نبى چون آيند ترا زنان باايمان بيعت كنند با تو كه شريك نسازند با خدا چيزى را و دزدى نكند و بزنا تن در ندهند و نكشند اولادشان را و نيارند دروغى را كه به بندند آن را ميان دستهاشان و پاهاشان و نافرمانى نكنند ترا در خوبى پس بيعت كن به آنها و آمرزش خواه براى آنها از خدا بدرستى كه خدا آمرزنده مهربانست ( 12 )
اى آن كسانى كه ايمان آوردند دوست نداريد گروهى را كه غضب كرد خدا بر ايشان بتحقيق نوميد شدند از آخرت هم چنان كه نوميد شدند كافران از اصحاب قبور ( 13 )
ور يكى ز ازواجتان بر كافران * گشت ملحق ز ارتداد اندر عيان
فوت شد خرج از شما پس عاقبت * با شما باشد ظفر از هر جهت
آوريد آخر غنيمتها بدست * چون بر ايشان از شما آمد شكست
يا ز عاقبتم عقوبت شد مراد * كز شما وارد شود بر بد نهاد
پس دهند آنان كه رفت ازواجشان * سوى دار الكفر از دار الامان
مثل آنچه نفقه كردند از مهور * مىبترسيد از خدا اندر امور
آن خداوندى كه بر وى مؤمنيد * امر و نهيش را هم از جان موقنيد
اى پيمبر چون كه آيندت زنان * بگرويده بهر بيعت هر زمان
اينكه بر حق شرك ميآرند پس * چيزى از اصنام و اوثان يك نفس
هم ندزدند و زنا ندهند باز * هم كنند از قتل اولاد احتراز
بر جنين نكنند مر قصد هلاك * هم نه دخترهاى خود زنده به خاك
مىنيارند ايچ بهتان و افترى * آنچه ايشانراست بين دست و پا
بر كسى ندهند يعنى از ستم * نسبت طفلى كه هست اندر شكم
بر تو عاصى هم بكردار نكو * مىنگردند و نگردانند رو
با شرايط با تو گر بيعت كنند * پس تو بيعت كن بايشان بىگزند
بهرشان پس خواه آمرزش ز حق * زانچه ايشان كردهاند از ما سبق
پس خداوند او غفور است و رحيم * توبه بپذيرد كند ايمن ز بيم
مر مودت اى گروه مؤمنان * هيچ مىنكنيد ظاهر يا نهان
با گروهى كه بر ايشان حق غضب * كرده و ايشانند اندر قهر و تب
از ثواب آخرت نوميد و دور * همچو ياس كافران ز اهل قبور