تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
بر خدا دروغ را و او خوانده مىشود بسوى اسلام و خدا هدايت نميكند گروه ظالمان را ( 7 ) ميخواهند كه خاموش كنند نور خدا را بدهنهاشان و خدا كامل‌كننده است نورش را و اگر خوش نداشته باشند كافران ( 8 )
ياد كن چون گفت موسى قوم را * ميكنيد ايذا مرا آخر چرا
وانگهى دانيد از روى قبول * كز خدا من بر شما باشم رسول
پس چو گشتند از قبول امر او * قلبشان گرداند حق برگشت خو
هستشان در وادى خذلان چنان * راه ننمايد خدا بر فاسقان
ياد كن عيسى بن مريم چون كه گفت * امت خود را عيان نى در نهفت
كاى بنى يعقوب من باشم رسول * از خدا سوى شما اندر نزول
مر مصدق آنچه را كز من بپيش * آمد از تورية بر موسى بكيش
هم مبشر بر رسولى كاحمد است * نامش آيد بعد من وز ايزد است
پس چو او با بينات آمد چنان * سويشان گفتند سحر است اين عيان
كيست ظالمتر از آن كو افترى * از دروغى گفت خود سر بر خدا
خوانده وانكه اوست بر اسلام و دين * راه ننمايد خدا بر ظالمين
مىبخواهند آنكه نور حق فرو * با دهانهاشان نشانند از غلو
يعنى از گفتار ناهموار زشت * كه بر اهل حق كنند از بد سرشت
نور خود كامل نمايد حق چنان * كافران را گر چه هست اكراه از آن

[ سوره الصف ( 61 ) : آيه 9 ]

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ( 9 ) اوست آنكه فرستاد رسولش را بهدايت و دين حق تا غالب سازد آن را بر دين همه و اگر ناخوش داشته باشند شريك‌آورندگان ( 9 )
اوست آن كس كه فرستاد از و داد * مر پيمبر بهر ارشاد عباد
وانچه باشد مر هدايت را سبب * بر طريق دين حق اندر طلب
تا كند غالب بهر دين دين حق * مشركان را گر چه هست اكراه و دق
غالبيت از طريق حجت است * نى ز روى ازدحام و كثرتست
مر حسين « ع » او بود غالب بر يزيد * گر چه از تيغ يزيد او شد شهيد
نيست چيزى كشتن و كشته شدن * حجت آور زور اگر دارى بتن
حجت مرد است برهان و دليل * حجت زن خط و خال و قال و قيل
مرد كو بىحجتى جنبد خر است * زن كه دارد حجت از خلقى سر است
دختران حيدر كامل مقام * بر اسيرى ميشدند ايشان بشام
ميزدند آن اشتران نعره براست * اينكه محملهاى حق بر پشت ماست
آن صدا را نشنود دنياپرست * بشنود از غير ايشان هر چه هست
خاصه آن كو آگه و كامل فن است * قلبش از انوار برهان روشن است
همچو رهبانان كه اند ديرها * مىشنيدند آن صدا در سيرها

[ سوره الصف ( 61 ) : آيات 10 تا 13 ]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ( 10 ) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 11 ) يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 12 ) وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ( 13 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد آيا دلالت كنم شما را بر سودايى كه رهاند شما را از عذاب پر درد ( 10 ) ايمان آورده باشند به خدا و رسولش و جهاد ميكرده باشيد در راه خدا بمالهاتان و نفسهاتان آن بهتر است از براى شما اگر هستيد كه بدانيد ( 11 ) مىآمرزد مر شما را گناهانتان را و داخل ميگرداند شما را در بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها و مسكنهاى پاكيزه در بهشتهاى جاى اقامت دائمى آنست كاميابى بزرگ ( 12 ) و ديگرى كه دوست ميداريدش ياريست از خدا و فتحى نزديك و بشارت ده مؤمنانرا ( 13 )
مؤمنان آيا كه چون يار خليل * در تجارت بر شما كردم دليل
كان رهاند مر شما را از هلاك * وز جحيم و از عذاب دردناك
بر خدا و بر رسولش بگرويد * بر جهاد كافران يك‌دل شويد
در ره حق وز پى اعلان دين * مال و جان را سهل دانيد اندر اين
اين شما را بهتر است ار آگهيد * چون تن افتد بر سپهر جان مهيد