تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
كرد تصديقش پيمبر زين كلام * آمد اين آيت پس از ربّ الانام
دوستى را ميكنيد القا شما * سوى ايشان كه نيند اهل و لا
وانگهى كه كافرانند آن فرق * آنچه را كه بر شما آمد ز حق
ميكنند از مكه اخراج رسول * هم شما را بهر ايمان و قبول
بگرويدستيد زانكه بر خدا * كه بود پروردگار او بر شما
خود شما گيريد ايشان را بدوست * كز شما خواهند تا بكشند پوست
گر شما هستيد كز بهر جهاد * آمديد از خانه بيرون با سداد
تا كنيد از جان به راه من قتال * هم رضاى من بجوئيد از كمال
سويشان پس ميفرستيد از نهان * دوستى را از كتابت ناگهان
از شما داناترم من بر عبيد * آنچه پنهان از مودّت ميكنيد
وانچه ميسازيد ظاهر ز اعتذار * آگهم من بر نهان و آشكار
مىكند هر كس كه اين كار از شما * گشته گم راهش رود ره بر خطا

[ سوره الممتحنة ( 60 ) : آيات 2 تا 7 ]

إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ ( 2 ) لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 3 ) قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ ( 4 ) رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 5 ) لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( 6 ) عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَدِيرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 7 ) اگر يابند شما را باشند مر شما را دشمنان و گشايند بشما دستهاشان و زبانهاشان ببدى و آرزو كردند كاش كافر بودندى ( 2 ) سودى ندهد هرگز شما را رحمتهاتان و نه فرزندانتان روز قيامت جدايى مياندازد ميانتان و خداست به آنچه ميكنيد بينا ( 3 ) بتحقيق كه باشد مر شما را اقتداى نيكو در ابراهيم و آنان كه بودند با او هنگامى كه گفتند مر قومشان را بدرستى كه بيزاريم از شما و از آنچه ميپرستيد از غير خدا انكار ورزيديم بشما و پديد آمد ميانه ما و ميانه شما دشمنى و كينه‌ورزى هميشه تا كه ايمان آريد به خدا تنهاست او مگر گفتن ابراهيم مر پدرش را كه هر آينه آمرزش خواهم من براى تو و مالك نيستم ترا از خدا هيچ چيز پروردگار ما بر تو توكل كرديم و بسوى تو بازگشت نموديم و بسوى تست بازگشت ( 4 ) پروردگار ما مگردان ما را فتنه براى آنان كه كافر شدند و بيامرز ما را پروردگار ما بدرستى كه تويى عزيز حكيم ( 5 ) بتحقيق كه باشد مر شما را اقتداى نيكو مر كسى را كه هست اميدوارى به خدا و روز بازپسين و آنكه روى گرداند پس بدرستى كه خدا اوست بينياز ستوده ( 6 ) شايد كه خدا بگرداند ميانه شما و ميانه آنان كه دشمن داشتيد از ايشان دوستى و خدا تواناست و خدا آمرزنده مهربان است ( 7 )
مشركان يابندتان گر در گذر * بر شما يابند يعنى كز ظفر
مر شما را دشمنانند و عنود * ندهد القاى مودّت هيچ سود
برگشايند از كمين دست و زبان * سويتان بر قتل و دشنام از عيان
دوست ميدارند گر كافر شويد * سوى دين سابق خود هم رويد
دشمن آن چيزى كه باشد خوبتر * خواهد از خصمش كند معيوبتر
خوبتر از دين نباشد هيچ چيز * دشمن آن بيشتر باشند نيز
نفع كى ارحام و فرزندانتان * بر شما هرگز دهند آسانتان
بهر فرزندان مودت با عدو * تا كنيد آن را بنفعى نيست رو
حق جدايى افكند در رستخيز * بينتان باشيد كز هم رو گريز
حق بدانچه ميكنيد از ناگزير * از عناد و دوستى باشد بصير
هست در ترك موالات عدو * مر شما را سيرت و خلقى نكو
اندر ابراهيم بود آن وصف نيك * وانكه با او بود در خصلت شريك
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 761 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه