حق بيامرزد خطيئات شما * واندر آرد در بهشت پر نوا
كه ز زيرش جويها باشد روان * جمله مسكنهاى پاكيزه نشان
اندران جنات عدن پر نعيم * اهل غفرانراست اين فوزى عظيم
نعمتى ديگر كه آن داريد دوست * غير از آنچه در بهشت از فضل اوست
از حق است آن نصرت و فتحى قريب * فتح مكه وان بود امرى عجيب
اى پيمبر مژده ده بر مؤمنان * كه رسد اين هر دو نعمت بيگمان
[ سوره الصف ( 61 ) : آيه 14 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ كَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ ( 14 )
اى آن كسانى كه ايمان آورديد باشيد ياوران خدا هم چنان كه گفت عيسى پسر مريم مر حواريين را كه كيست انصار من بسوى خدا گفتند حواريان كه مائيم انصار خدا پس ايمان آوردند گروهى از بنى اسرائيل و كافر شدند گروهى پس فيروزى داديم آنان را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان پس گرديدند غالبان ( 14 )
مؤمنان باشيد ز انصار خدا * نصرت دينش دهيد اعنى شما
هم چنان كه عيسى مريم بگفت * با حوارى كه بنصرت كيست جفت
كيستند انصار من سوى خدا * پس بگفتند آن حواريين كه ما
نحن انصار إله اعنى در طريق * ياورت مائيم و در هر جا رفيق
بر نصارى مشتهر گشتند ازين * دو و ده تن بودهاند ايشان يقين
بعد رفع عيسى اندر آسمان * بودشان دعوت بر اسرائيليان
پس ز اسرائيليان قومى صريح * بگرويدند از حوارى بر مسيح
فرقهاى گشتند هم كافر بكيش * گشت در تفسير ذكر آن ز پيش
پس قوى گرديم و غالب بر عدو * آن مسيحى مؤمنانرا بىغلو
پس شدند آن مؤمنان غالب همه * بر گروه كافران بىواهمه
در جهاد و در معارك در حروب * يا كه در حجت كه دور است از عيوب
هر دو برهانند بر وجه جميل * در مقام خويش شمشير و دليل
نطق برهان ليك آن گوياتر است * چون نشد مسموع حجت كيفر است
منت ايزد را كه حيدر دوده كان * كاهل فقرند و طريقت هر زمان
روز ميدان رستم دريا دلند * وقت برهان قلزم بيساحلند
چون كه امر آيد كه ميدانست و جنگ * چون كند بنگر بموج يم نهنگ
ديده باشى گر چه بس رزم و نبرد * ديدهاى ليكن كجا ميدان مرد
نيست نك هنگام ميدان و مصاف * تيغ دشمن كش بمان كو در غلاف
هم صفى را سر ز طفلى در كف است * وقت برهان وقت رزم اندر صف است
آنكه در تن جان خود دارد عزيز * نيست مرد راه فقر از وى گريز
سورة الجمعة
[ سوره الجمعة ( 62 ) : آيات 1 تا 5 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ( 1 ) هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 2 ) وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 3 ) ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 4 )
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 5 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
تسبيح گفت خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است آن پادشاه پاك عزيز حكيم ( 1 )
اوست آنكه برانگيخت در امينها رسولى را از ايشان ميخواند بر ايشان آيتهايش را و پاك ميسازد ايشان را و مىآموزدشان كتاب و حكمت را و بدرستى كه بودند از پيش هر آينه در گمراهى آشكار ( 2 )
و ديگرانند ايشان كه لاحق نشدند بايشان و اوست عزيز حكيم ( 3 )
آن فضل