تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
تواناى عزيز ( 25 ) و بتحقيق فرستاديم نوح را و ابراهيم را و گردانيديم در اولاد آن دو پيغمبرى را و كتاب را پس بعضى از آنها هدايت يافتند و بسيارى از ايشانند فاسقان ( 26 ) پس از پى در آورديم بر اثرهاى ايشان رسولانمان را و از پى آورديم عيسى بن مريم را و داديمش انجيل و گردانيديم در دلهاى آنان كه بيرون شدند آن را مهرى و رحمتى و رهبانيتى كه بدعت ساختند او را ما ننوشتيم آن را بر ايشان مگر جستن رضاى خدا پس رعايت ننمودند آن را حق رعايتش پس داديم آن را كه ايمان آوردند از ايشان اجرشان را و بسيارى از ايشانند فاسقان ( 27 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد بپرهيزيد از خدا و ايمان بياوريد برسولش كه خواهد شما را دو نصيب از رحمتش و خواهد گردانيد براى شما نورى كه راه رويد به آن و خواهد آمرزيد شما را و خداست آمرزنده مهربان ( 28 ) تا دانند اهل كتاب اينكه قدرت ندارند بر چيزى از فضل خدا و بدرستى كه فضل در دست خداست ميدهدش به آنكه ميخواهد و خداست صاحب فضل بزرگ ( 29 )
ما فرستاديم بفرستادگان * با علامتهاى روشن بر كسان
هم فرستاديم با ايشان كتاب * بر تميز حق و باطل بر صواب
هم ترازو تا كه مردم بيفساد * ايستند از مردمى بر عدل و داد
از ترازو قصد عدل محكم است * كان سبب بر انتظام عالم است
هم فرستاديم با ايشان حديد * كارزار سخت زان گردد پديد
منفعتهاى دگر از بهر ناس * هست كان بيش است ز اندازه قياس
تا بداند حق كه او را در سبل * مىدهد يارى شود يار رسل
نى به ظاهر كان بود رسم نفاق * بل بغيب از روى قلب و اشتياق
هم فرستاديم ما از اجتبا * بر خلايق نوح و ابراهيم را
هم بگردانديم در اولادشان * ما نبوت هم كتاب از دادشان
پس از ايشانند بعضى ره‌پناه * و اكثرى ز ايشان برون رفته ز راه
ثم قفينا على آثارهم * كه ز پى رفتندشان در هر مهم
آن رسولان وز پى آورديمشان * عيسى مريم رسول پاك جان
هم عطا كرديم انجيل از كتب * ما به آن پيغمبر با حلم و حب
در دل اتباعش افكنديم بر * رأفت و بخشايشى بر يكدگر
راه رهبانيت از نو بهرشان * ابتدا كرديم بر رسم و نشان
هست رهبانيت از بهر فريق * غايت پرهيز كارى در طريق
انزوا از خلق و دورى از بلا * خواب و خور كم طاعت و تقوى زياد
فرض آن از ما بر ايشان مىنبود * لازم خود كرده بودند از عهود
محض خوشنودى حق آن ابتداع * كرده بودند از خشوع و ارتفاع
يا نبود آن كتب ز ايشان در و رق * بلكه بدشان فرض خوشنودى حق
پس رعايت مىنكردند آن تمام * آنچه بد حق رعايت در مقام
پس بداديم آن كسان را اجرشان * كه بدند از مؤمنان جان فشان
و اكثرى ز ايشان بدند از فاسقان * رفته بيرون از حد آن نالايقان
ايكه ايمان بر رسل آورده‌ايد * اتقوا اللَّه بر رسولش بگرويد
زانكه موقوفست ايمان بر رسول * خود بدين پيغمبر اندر جزء و كل
يؤتكم كفلين من رحمت بجاست * دو نصيب از بخشش او بر شماست
آن يكى از بهر تصديق رسل * وان يك از تصديق سلطان سبل
تا بگرداند شما را روشنى * كه رويد از آن ره اندر ايمنى
جرمتان تا بخشد از فضل عميم * حقتعالى چون غفور است و رحيم
تا بدانند از يقين اهل كتاب * اينكه قادر نيستند از هيچ باب
هيچ بر چيزى ز فضل ذو الجلال * كاوست خاص اهل ايمان و كمال
اينكه افزونى است بر دست خدا * مىدهد آن را كه خواهد ز اقتضا
مىدهد از رحمت و جود عميم * من يشاء اللَّه ذو الفضل العظيم

سورة المجادلة

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 749 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه