به خدا و رسولش آن فضل خداست ميدهدش به كسى كه ميخواهد و خداست صاحب فضل بزرگ ( 21 )
نرسيد هيچ مصيبتى در زمين و نه در نفسهاى شما مگر در كتاب پيش از آنكه پديد آريم آن را بدرستى كه آن بر خداست آسان ( 22 )
تا غمگين نشويد بر آنچه قوت شد از شما و شاد نشويد به آنچه داد شما را و خدا دوست ندارد هر متكبر نازان را ( 23 )
آنان كه بخيل ميورزيد و امر ميكنند مردمان را ببخل و كسى كه رو گردانيد پس بدرستى كه خدا اوست بىنياز ستوده ( 24 )
خود بهم گيريد پيشى در مدار * سوى غفرانهاى آن پروردگار
هم بسوى جنتى كاو راست عرض * همچو عرض آسمان وين بهن ارض
عرض تنها گفت از آن كاندر وصول * هيچ ممكن نيست عرض بى ز طول
ليك طول بى ز عرض آن ممكن است * در فصاحت اين بيان مستحسن است
اين بهشت آماده گفته در اصول * بهر مؤمن بر خدا و بر رسول
فضل حق است آن كه بىآن بهرهياب * كس نگردد بر عطا و بر ثواب
هر كرا خواهد دهد عون و عطا * صاحب فضل بزرگست آن خدا
نى رسيده است از مصائب يا رسد * در زمين از آنچه مكروهست و بد
همچو قحط و نقص اموال و زروع * هم نه اندر نفسها از سقم و جوع
جز كه ثبت لوح بود از پيش از آن * كافرينم اين زمين يا نفس و جان
اينهمه سهل است و آسان بر خدا * كه شود واقع در اشيا جابجا
تا از آنچه از شما گرديد فوت * نى شويد اندوهگين زان فقد و موت
هم ز چيزى مىنگرديد ايچ شاد * كه شما را حق ز جود خويش داد
نى بود اندوه دنيا را قرار * نى فرح يا بسط آن را اعتبار
اين نشان زاهد وارسته است * كه به حق دل از دو عالم بسته است
تا كه باشد بند شادى و غم او * نيست زاهد هم نه با دل همدم او
بر جهان خوشنود گشتن ز اختيار * موجب كبر است و عجب و افتخار
حق ندارد دوست اين فخر و سرور * لا يحب كل مختال فخور
هم بخيلان را ندارد هيچ دوست * كه نسازد صرف چيزى كامر اوست
يا كه دارد بر بخيلى ناس را * همچو خود اشخاص حق نشناس را
وانكه رو گرداند زانكش آفريد * پس خداوند او غنى است و حميد
بىنياز اعنى كه از انفاق خلق * هم ستوده برتر از اخلاق خلق
كرد بر انفاق مر او ناشوند * خلق از پاداش نيكى بهرهمند
حكايت
يك حكايت يادم آمد گر چه من * نيستم افسانه گويى رسم و فن
يك فقيرى شد بسوى خانهاى * تا برد مورى ز خرمن دانهاى
صاحب آن خانه با زن در مقام * بود و هم مشغول بر اكل طعام
مرغ بريانى بد ايشان را بپيش * زان بسائل مىنداد از بخل خويش
رفت و بيرون كرد زود از خانهاش * خورد نان و مرغ با دردانهاش
بعد سالى شد فقير و بىنوا * ساخت زن را چون نبودش زر رها
شوهر ديگر نمود آن زن مگر * روزى اندر خانه با شوى دگر
مرغ و نان مىخورد كامد سائلى * مرد دادش هر چه بد بىمشكلى
ديد زن سائل بود شوى نخست * گريهور شد مرد از او پرسيد چيست
كز چه كردى گريه گفت اين مرد بود * شوى سابق زان مرا رقت فزود
زانكه مىخورديم روزى مرغ و نان * با وى اندر خانه وقت خورد و خوان
كامد از در سائلى او را ز در * راند و هيچ او را نداد از ما حضر
چون تو دادى هر چه بود از مرغ و نان * بر وى از آن يادم آمد اينزمان
گفت گر بشناسى آن سائل منم * داد مال و خانه و زن ذو المنم
تا بدانى حاصل اكرام را * ور نه مستغنى است ز اكرامت خدا
[ سوره الحديد ( 57 ) : آيات 25 تا 29 ]
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ( 25 ) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ( 26 ) ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ( 27 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 28 ) لِئَلاَّ يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلاَّ يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ( 29 )
بدرستى كه فرستاديم رسولانمان را با بينهها و فرو فرستاديم با ايشان كتاب و ميزان را تا قيام نمايند مردمان بعدل و فرستاديم آهن را در آنست آسيبى سخت و منفعتها براى مردمان و تا بدانند خدا كسى را كه يارى كند او را و رسولانش در نهان بدرستى كه خداست