تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
عذاب مىكند ما را خدا به آنچه مىگوييم بس است آنها را دوزخ كه در مىآيند در آن پس بد است آنجاى بازگشت ( 8 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد چون راز با هم گوئيد پس راز مگوييد ببدى و دشمنى و نافرمانى رسول و راز گوئيد به خوبى و پرهيزگارى و بپرهيزيد از خدا كه بسويش حشر كرده خواهيد شد ( 9 ) جز اين نيست كه اين راز گفتن از شيطانست تا غمگين شود آنان كه ايمان آوردند و نيست ضرر رسانيده ايشان را به چيزى مگر باذن خدا و بر خدا بايد توكل كنند مؤمنان ( 10 )
ننگرى آيا بسوى آن كسان * كه ز نجوى نهيشان كردى عيان
پس به آنچه نهى كرده زان شدند * بازگشتند و ره از نجوى زدند
راز مىگويند با هم بىاصول * هم ز عدوان وز عصيان رسول
چون يهودان نزد پيغمبر شدند * گفتى السام عليك از ناپسند
سام اندر لفظ ايشان بيدريغ * بود مردن كشته گشتن يا بتيغ
گفت پيغمبر جواب آن گروه * بر شما باد آنچه گفتيد از وجوه
روزى اين گفتند در وقت درود * عايشه بشنيد و بر خشمش فزود
گفت السام عليكم و السخط * داء و بعد از رحمت حق بىغلط
گفت پيغمبر به او آهسته هين * نرم خويى كن نه پرخاش اينچنين
گفت نشنيدى چه گفتند اين يهود * گفت كردم رد بر ايشان هم بزود
مستجاب است آنچه گفتم در جواب * نيست بر من قول ايشان مستجاب
آمد اين آيت كه گويندت يهود * چون كه آيندت تحيت يا ورود
بر هر آنچه كت تحيت حق نگفت * و اين چنين گويند با هم در نهفت
حق چرا نكند به اين ما را عذاب * كه بگوئيم از خطاب ناصواب
يعنى ار پيغمبر است احمد چرا * حق بما نازل نسازد زين بلا
پس مر ايشان را بود نار سعير * چون در آيند اندران بئس المصير
اى كسان كاورده‌ايد ايمان شما * راز چون گوئيد با هم هر كجا
راز پس با هم نگوئيد از فضول * وز گناه و ظلم و عصيان رسول
راز گوئيد از پى پرهيز و برّ * گفت بايد خير خلق از جهر و سر
مىبترسيد از خدا زانچه كنيد * آنكه سويش حشر كرده ميشويد
غير از اين نبود كه نجوى گر جفاست * از بليس و وسوسهء ديو دغاست
مؤمنان را تا كند اندوهناك * ور نه از نجواى كافر نيست باك
نيست يعنى مؤمنانرا زان ضرر * هيچ چيز الّا باذن دادگر
پس توكل مؤمنانرا بر خداست * بايد ايشان را توكل وين بجاست

[ سوره المجادلة ( 58 ) : آيات 11 تا 13 ]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 11 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 12 ) أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 13 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد هر گاه گفته شود مر شما را جا واكنيد در مجالس پس جا واكنيد كه جا واميكند خدا براى شما و چون گفته شود كه برخيزيد تا بلند گرداند خدا آنان را كه ايمان آوردند از شما و آنان را كه داده شدند علم مرتبه‌ها و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است ( 11 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد چون راز گوئيد با رسول پس مقدم داريد ميانه دو دست رازتان صدقه را آن بهتر است براى شما و پاكيزه‌تر پس اگر نيابيد وجه صدقه را پس بدرستى كه خدا آمرزنده مهربانست ( 12 ) آيا مىترسيد آن كه مقدم داريد ميانه دو دست راز گفتنشان صدقه‌ها را پس چون نگرويد و پذيرفت خدا توبه از شما پس برپايداريد نماز را و بدهيد زكات را و اطاعت نمائيد خدا و