تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠

سورة القمر

[ سوره القمر ( 54 ) : آيات 1 تا 8 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ( 1 ) وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ( 2 ) وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ ( 3 ) وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ ( 4 ) حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ ( 5 ) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ ( 6 ) خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ ( 7 ) مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ ( 8 ) بنام خداى بخشاينده مهربان نزديك شد قيامت و شكافت خورد ماه ( 1 ) و اگر بينند آيتى روى گردانند و گويند سحريست هميشگى ( 2 ) و تكذيب كردند و پيرو شدند خواهشهاشان را و هر امرى قرار گيرنده است ( 3 ) و بتحقيق آمد ايشان را از اخبار آنچه در آنست منزجر شدن ( 4 ) حكمتى است كامل پس سود ندهد بيم دادان ( 5 ) پس اعراض كن از ايشان روزى كه ميخواند خواننده بسوى بسوى چيز ناخوش داشته ( 6 ) فرو رفتها چشمهاشان بيرون آيند از قبرها گويا ايشانند ملخ پراكنده ( 7 ) بشتاب روندگان بسوى آن خواننده گويند كافران كه اين روزيست دشوار ( 8 )
اقتربت الساعة و انشق القمر * وقت شد نزديك و مه بشكافت بر
هست اغلب اهل ملت را قبول * كه قمر شق شد بانگشت رسول
بعض هم گويند هست اين انشقاق * از علامات قيامت در سياق
آنكه گفت اين گشت واقع راست گفت * خود قيامت احمد است اندر نهفت
از نشانهايش بود شق قمر * نيست اين معنى شگفت اندر نظر
داده باشد گر قيامت را نشان * در وجود خويشتن بر منكران
نزد عارف اين معانى بين است * گر نفهمد بسته چشمى ممكن است
گر ببينند آيتى اين كافران * از علامتهاى قدرت در زمان
ميكنند اعراض اندر جهر و سر * مىبگويند اينست سحرى مستمر
مرو را دارند بر كذب و كنند * پيروى ز اهواء خود بدكيش چند
كلّ امر مستقر گيرد قرار * جاى خود هر امر يعنى در مدار
آمد اهل مكه را در ناحيه * از خبرهاى فزون ماضيه
آنچه در آن باز دارنده بود * از مناهى كافت بنده بود
حكمتى بالغ در آنست از مقال * كه رسيده است آن بسر حد كمال
حكمة بالغ فما تغنى النذر * يوم يدع الداع الى شيئى نگر
سود ندهند انبيا بر امتان * نشنوند ار حرفشان را رايگان
پس بگردان روى از ايشان بيجدال * تا شوى مأمور از حق بر قتال
آن چنان روزى كه خواند از سرشت * آن يكى خواننده‌اى بر شيئى زشت
چشمهاشان آن زمان افتاده پيش * كه در آيند از قبور از خوف خويش
گويى ايشانند روز واهمه * چون ملخهاى پراكنده همه
جانب داعى شتابند آن زمان * يا كه گردنها كشند از هر مكان
كافران گويند از شوريده بخت * اين بما روزيست بس دشوار و سخت

[ سوره القمر ( 54 ) : آيات 9 تا 22 ]

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ ( 9 ) فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ ( 10 ) فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ ( 11 ) وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ( 12 ) وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ ( 13 ) تَجْرِي بِأَعْيُنِنا جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ ( 14 ) وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 15 ) فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 16 ) وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 17 ) كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 18 ) إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ ( 19 ) تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ( 20 ) فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 21 ) وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 22 ) تكذيب كردند پيش از ايشان قوم نوح پس تكذيب كردند بنده ما را و گفتند ديوانه‌ايست و زجر كرده شده ( 9 ) پس خواند پروردگارش را بدرستى كه من مغلوبم پس انتقام بكش ( 10 ) پس گشوديم درهاى آسمان را بآبى سخت ريزنده ( 11 ) و روان كرديم از زمين چشمها پس بهم پيوست آب بر كارى كه بدرستى كه قرار داده شده بود ( 12 ) و برداشتيم آن را بر صاحب تختهايى و ميخهايى ( 13 ) كه ميرفت بنگاه داشت ما جزاى براى كسى كه بود انكار كرده شده ( 14 ) و بحقيقت گذاشتيم آن را آيتى پس آيا هست هيچ پند گيرنده ( 15 ) پس چگونه بود عذابم و بيم دادنم ( 16 ) و بتحقيق آسان كرديم قرآن را براى پند پس آيا هست