نگرويد بجانبى چشم و تجاوز از حد ننمود ( 17 )
بتحقيق كه ديد از آيتهاى پروردگارش كه بود بزرگ ( 18 )
وحى كرد او پس بسوى بندهاش * آنچه وحى او كرد و بد زيبندهاش
قلب پيغمبر بگفت آن را دروغ * كه عيان ديد از فتوح از فروغ
كشف او عاليتر از تخييل بود * همرهش در سير دل جبريل بود
با محمد « ع » ميكنيد آيا جدال * ز آنچه در معراج ديد از كشف و حال
بار ديگر ديد مر جبريل را * بر همان صورت بسدره مصطفى
هست سدرة منتهى هفتم فلك * كه نهايت باشد از سير ملك
كس نداند ما وراء آن كجاست * برتر از درك عقول و حد و جاست
جنت الماوى بود نزديك آن * هست ارواح شهيدان را مكان
نور عظمت آن گهان در ديدنش * سد ره را پوشيده بد پوشيدنش
ديد يعنى احمد روشن مجال * مستتر بد سدرة در نور جلال
چشم قلبش مايل از سويى نگشت * هم نه زان حدى كه بود اندر گذشت
سوى چپ يا راست نفكند او نظر * اين بود تحقيق ما زاغ البصر
ديد از آيات رب خود رسول * اكبر از آن كاندر آيد در عقول
[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 19 تا 30 ]
أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى ( 19 ) وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى ( 20 ) أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى ( 21 ) تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى ( 22 ) إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى ( 23 )
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى ( 24 ) فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى ( 25 ) وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى ( 26 ) إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى ( 27 ) وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ( 28 )
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا ( 29 ) ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى ( 30 )
پس خبر دهيد از لات و عزى ( 19 )
و منات سيمى كه ديگر است ( 20 )
آيا مر شما راست مذكر و مر او راست مؤنث ( 21 )
اين اكنون بخش كردنيست مخالف عدالت ( 22 )
نيست آن جز نامهايى كه نام كرديد آنها را شما و پدرانتان فرو نفرستاد خدا به آن هيچ حجتى پيروى نميكنند مگر گمان را و آنچه را خواهش دارد نفسهاشان و بتحقيق آمد ايشان را از پروردگارشان هدايت ( 23 )
يا مر انسانراست آنچه آرزو ميكنند ( 24 )
پس مر خدا راست آن جهان و اينجهان ( 25 )
و بسيارى از فرشته در آسمانهاست كه كفايت نميكند شفاعت كردنشان چيزى مگر از بعد آنكه اذن دهد خدا براى كسى كه خواهد و خوشنود باشد ( 26 )
بدرستى كه آنان كه ايمان نمىآورند بآخرت هر آينه نام مىنهند ملائكه را نام نهادن مونث ( 27 )
و نيست مر ايشان را به آن هيچ دانشى پيروى نميكنند مگر گمان را و بدرستى كه گمان كفايت نميكند از حق چيزى را ( 28 )
پس اعراض كن از آنكه روى گرداند از ذكر ما و نخواست جز زندگانى دنيا را ( 29 )
آنست منتهاى رسيدنشان از دانش بدرستى كه پروردگار تو او داناتر است به آنكه گم شد از راهش و او داناتر است به آنكه هدايت يافت ( 30 )
لات و عزى بنگريد آيا شما * وات منات آن سيمين بت را بجا
حاصل اينكه اين سه بت كاعظمترند * و اكرم اندر نزدتان از ديگرند
بنگريد آيا كنند از احتمال * خلق زانچه آفريده ذو الجلال
بر شما آرند يا نفع و ضرر * يا كنند از عابدانشان دفع شر
مر شما را هست آيا نز ولد * بهر حق فرزند ماده بىسند
نزد بعض اينست يعنى كه شما * دختران را خوار بينيد از خطا