تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥

[ سوره الطور ( 52 ) : آيات 41 تا 49 ]

أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ( 41 ) أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ( 42 ) أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 43 ) وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ ( 44 ) فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ( 45 ) يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 46 ) وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 47 ) وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ( 48 ) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ ( 49 ) يا نزد ايشانست غيب پس ايشان مينويسند ( 41 ) يا اراده دارند مكرى پس آنان كه كافر شدند ايشانند مكر كرده شدگان ( 42 ) يا مر ايشانراست الهى جز خدا منزه است خدا از آنچه شرك ميآورند ( 43 ) و اگر بينند پاره از آسمان فرود آينده گويند ابريست بر هم نشسته ( 44 ) پس واگذار ايشان را تا ملاقات كنند روزشان را كه در آن هلاك گردانيده شوند بصاعقه ( 45 ) روزى كه كفايت نكند از ايشان مكرشان چيزى را و نه ايشان يارى كرده شوند ( 46 ) و بدرستى كه براى آنها كه ستم كردند عذابست پيش از آن و ليكن اكثر ايشان نميدانند ( 47 ) و صبر كن مر حكم پروردگارت را پس تويى به عين عنايت ما و تسبيح كن بستايش پروردگارت وقتى كه برميخيزى ( 48 ) و از شب پس تسبيح گويش و در پشت كردن ستاره‌ها ( 49 )
هست آيا نزد ايشان غيبها * پس نويسند از هنر و ز عيبها
تا بدان گويند كز حشر و حساب * قول پيغمبر نباشد بر صواب
با تو ميخواهند آيا كرد كيد * بهر اخراج از بلد يا قتل و قيد
آن كسان كه نگرويدستند پس * مكر كرده گشته‌اند ايشان و بس
خود و بال مكر و كيد اعنى بساز * سوى ايشان گردد از هر گونه باز
خود مر ايشانراست آيا بر سزا * هيچ معبود و الهى جز خدا
حق منزه باشد از او كل شيئى * زانكه شرك آرند از چيزى بوى
قول خود گفتند كز صدقست زود * بر سر ما آسمان آور فرود
هم ببينند ار فرود آمد سما * پارهء زان پس بگويند از عمى
ابر مركوم اين بودنى آسمان * نى كه از انكار باز آيند از آن
پس بخوبگذارشان در تفرقه * زود خود بينند تا در صاعقه
نيست سود آن روزشان در آزمون * كيدهم شيئا و لا هم ينصرون
مىندارد باز ز ايشان مكرشان * رنج و يارى نى ز عمر و بكرشان
بهر استمكارگان هست از بتر * غير رنج آخرت رنج دگر
وان عذاب قبر يا قحط و بلاست * يا كه قتل و اسر زان دانا خداست
هست محنتها فزون اندر جهان * ليك نادانند بسيارى از آن
شو شكيبا حكم رب خويش را * پس تويى اندر عنايتهاى ما
ياد كن حق را به پاكى هم سپاس * گو بنعمتهاى ربت بيقياس
اندران وقتى كه برخيزى ز خواب * بعضى از شب تا كنى بر حق اياب
پس نما تسبيح ز آتش بر رسوم * تا بهنگامى كه برگردد نجوم
صبح يعنى چون شود روشن ز فجر * ذكر او كن نى كه بر اميد اجر

سورة النجم

[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 1 تا 4 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ( 1 ) ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ( 2 ) وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ( 3 ) إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى ( 4 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان بستاره چون فرو شود ( 1 ) يا بر آيد يا فرو افتد كه گمراه نشد صاحب شما و به راه باطل نرفت ( 2 ) و سخن نميكند از خواهش نفس ( 3 ) نيست آن مگر وحى كه وحى كرده مىشود ( 4 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 725 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه