بعد ذكر انبيا و قومشان * حق ز قدرتهاى خود سازد بيان
چرخ را كرديم از قوت با * بر بناى آن تواناييم ما
يا به چيزى اوسع از وى در وجود * يا دهد وسعت برزق اندر نمود
هم زمين را گسترانديم اينچنين * بر صلاح بندگان خود يقين
گستراننده نگو مائيم پس * قادر اندر هر عمل مائيم و بس
وان كنيم از بهر اصلاح بشر * نى كه ما را هيچ از آن باشد ثمر
آفريديم از هر آن چيزى دو جفت * پند تا گيرند مانا در نهفت
پس بسوى حق كنيد از خود فرار * من شما را زو دهم بيم آشكار
همچنين نامد بديشان از رسول * پيش از ايشان جز كه گفتند از فضول
كاين مگر جادوست يا ديوانهاى * قول حق را ساختند افسانهاى
مر وصيت كردهاند آيا به اين * سابقين بر لاحقين از كفر و كين
بلكه خود ايشان بطغيان اندرند * رفته از فرمان برون كين آورند
پس بگردان روى از اين ننگين فرق * پس نهاى تو بر ملامت نزد حق
پند ده مر اهل ايمان را كه پند * نفع بخشد مؤمنانرا در پسند
[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 56 تا 60 ]
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ ( 56 ) ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ( 57 ) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ( 58 ) فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ ( 59 ) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ( 60 )
و ما نيافريديم جن و انس را مگر براى آنكه بپرستند مرا يا بشناسند مرا ( 56 )
نميخواهم از ايشان هيچ روزى و نميخواهم كه اطعام كنند مرا ( 57 )
بدرستى كه خدا اوست روزى دهنده صاحب قوت قوى ( 58 )
پس بدرستى كه مر آنان را كه ظلم كردند نصيب است مانند نصيب يارانشان پس نبايد كه بشتاب خواهند از من ( 59 )
پس واى بر آنان كه كافر شدند از روزشان كه وعده داده ميشوند ( 60 )
نافريديم ايچ جن و انس را * جز كه بپرستند ما را از و لا
نى كه حق را حاجتى بر طاعت است * فيض بخشى بلكه اصل علت است
آفريد او تا كه بر مقصود او * بهرهور گردند خلق از جود او
ليك طاعت بود موجب بر ثواب * تا برند از گنج او در بيحساب
راه گنج از جود بر خلقان نمود * اين هم از اكرام او بر خلق بود
تا بنيكان فيض او بهتر رسد * ور نه او روزى دهد بر نيك و بد
گفت رزقى من از اين مخلوق دون * مينخواهم ما اريد آن يطعمون
بلكه باشد از صفات فعل من * كه دهم رزق و كلوا طعمه و دهن
حقتعالى اوست روزى بخش و بس * كيست جز او تا دهد روزى بكس
او بود ذو القوة و ذى اقتدار * در توانايى و متين و استوار
پس بود بهر ستمكاران ذنوب * چون ذنوب ياورانشان بر وجوب
بهرهاى يعنى كه باشد از عذاب * مقتضى اين است بر عدل و ثواب
پس نبايد تا كنند ايشان شتاب * در وقوع وعدهء حق بر عذاب
واى پس بر كافران از روزشان * روز وعده كاوست رنج اندوزشان
وان بود روز قيامت يا كه بدر * تنگ شد مر كافران را قلب و صدر
وعدهء حق اندر او نبود خلاف * زهرهها آن روز گردد صد شكاف
سورة الطّور
[ سوره الطور ( 52 ) : آيات 1 تا 16 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الطُّورِ ( 1 ) وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ ( 2 ) فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ( 3 ) وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ( 4 )
وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ ( 5 ) وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ( 6 ) إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ ( 7 ) ما لَهُ مِنْ دافِعٍ ( 8 ) يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً ( 9 )
وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً ( 10 ) فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 11 ) الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ ( 12 ) يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلى نارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ( 13 ) هذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ ( 14 )
أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ ( 15 ) اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 16 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
بطور ( 1 )
و كتاب نوشته شده ( 2 )
در ورقى يا در پوستى گشوده شده ( 3 )
و بيت معمور ( 4 )
و سقف بلند برافراشته شده ( 5 )
و درياى پر يا برافروخته ( 6 )
بدرستى كه عذاب پروردگار تو هر آينه واقع شدنيست ( 7 )
نباشد مر او را از دفعكننده ( 8 )
روزى كه موج زند آسمان موج زدنى ( 9 )
و روان شوند كوهها روان شدنى ( 10 )
پس واى روز چنين بر تكذيبكنندگانى ( 11 )
كه ايشانند در گفتگوى كه بازى ميكنند ( 12 )
روزى كه دفع كرده شوند بسوى