هم ورا آراستيم از اختران * هيچ مىنبود شكافى اندران
هم كشيديم اين زمين را برقرار * كوهها در وى فكنديم استوار
هم نبات از وى برويانديم ما * از هر آن صنفى چنين بهجت فرا
بر نظر كردن ز عبرت زين عجيب * تا نمايد ياد از او عبد منيب
[ سوره ق ( 50 ) : آيات 9 تا 16 ]
وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ ( 9 ) وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ ( 10 ) رِزْقاً لِلْعِبادِ وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ ( 11 ) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ ( 12 ) وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوانُ لُوطٍ ( 13 )
وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ( 14 ) أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ( 15 ) وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( 16 )
و فرو فرستاديم از آسمان آب را بركت داده شده پس رويانيديم به آن بوستانها و دانه درويده شونده ( 9 )
و درخت خرماى بلند كه مر آن راست شكوفه در هم رسته ( 10 )
روزى براى بندگان و زنده گردانيديم به آن بلده مرده را همچنين است بيرون آمدن ( 11 )
تكذيب كردند پيش از ايشان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود ( 12 )
و عاد و فرعون و برادران لوط ( 13 )
و اصحاب ايكه و قوم تبع همگى تكذيب نمودند رسولان را پس لازم شد وعيد من ( 14 )
آيا پس ناتوان شديم بآفريدن نخست بلكه ايشان در شكنند از آفريدن تو ( 15 )
و بتحقيق آفريد انسان را و ميدانيم آنچه وسوسه مىكند به آن نفسش و ما نزديكتريم به او از رگ گردن ( 16 )
هم فرستاديم آبى ز آسمان * پس مبارك پس برويانديم از آن
بوستانها پر ز ميوه نو بنو * دانهها كه ميكنند آن را درو
چون برنج و گندم و جو از نبات * وز درختان يا ز نخل باسقات
آن همه يعنى بلند و باردار * بر هم و پيچيده گلهاشان ببار
جمله رويانديم اينها از زمين * بندهگان را تا بود رزق اينچنين
زنده كرديم ارض مرده بالعيان * همچنين باشد خروج مردگان
پيش از اين كردند هم تكذيب بس * قوم نوح از انبيا و اصحاب رس
هم ثمود و عاد و فرعون از سقوط * و اهل ايكه همچنين اخوان لوط
هم گروه تبع اين مردم ز كل * هر زمان كردند تكذيب رسل
مانده از خلق نخست آيا شديم * تا شويم از خلق ثانى چون قديم
بلكه ايشان در شكند از خلق نو * جانشان در علم ما باشد گرو
خلق كرديم آدمى را تو به تو * نعلم و ما توسوس نفسه
مىبدانيم آنچه نفسش مىكند * وسوسه از حسن و قبح و نيك و بد
از رگ و جان ما به انسان اقربيم * به روى آگهتر ز وى روز و شبم
[ سوره ق ( 50 ) : آيات 17 تا 27 ]
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ( 17 ) ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ( 18 ) وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ ( 19 ) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ( 20 ) وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ ( 21 )
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ( 22 ) وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ ( 23 ) أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ ( 24 ) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ ( 25 ) الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَأَلْقِياهُ فِي الْعَذابِ الشَّدِيدِ ( 26 )
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ ( 27 )
هنگامى كه فرا گيرند آن دو فراگيرنده كه از راست و از چپ نشسته ( 17 )
بيرون نيفكند از ذهن هيچ سخنى جز كه نزد اوست نگهبانى آماده ( 18 )
و آمد بيهوشى مرگ به حق اينست آنچه بودى كه از آن ميگريختى ( 19 )
و دميده شد در صور اينست روز وعيد ( 20 )
و آمد هر نفسى با اوست راننده و شاهدى بتحقيق ( 21 )
بودى در بيخبرى از اين پس برانداختيم از تو پرده ترا پس ديده است امروز تيز است ( 22 )
و گفت رفيقش اينست آنچه نزد من آماده است ( 23 )
بيندازيد در جهنم