تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
اندران روزى كه گويد بر جحيم * پر شدى آيا ز كفار و اثيم
گويد او هل من مزيد اندر مجاز * اينست حال نفس و وجه حرص و آز
مىشود نزديك گردانده بهشت * متقين را دور نبود و اين سرشت
آدمى را اقرب از خلق و صفات * تا چه باشد عقل از آن دارد حيات
اصل جنت خلق و خوى نيك دان * بر خود آن را همچو جان نزديك دان
اينست آنچه بودتان وعده بدان * بر هر اوّاب حفيظ است اين نشان
بر كسى يعنى كه برگشتش به اوست * حافظ هر فعل نيكى بر نكوست
ترسد از پروردگارش در نهان * آورد قلبى به حق برگشته آن
يا بغيب اعنى كه حق ز او غايب است * ليك خوف حق بجانش غالب است
مىبگويند ادخلوها با درود * بسلام ذلك يوم الخلود
آنچه خواهند از لذايذ در بهشت * هست نزد ما زياد از سرنوشت
پيش از ايشان اى بسا ز اهل قرون * كه تبه كرديم ايشان را فزون
يعنى از كفار مكه پيشتر * قوت و قدر و غناشان بيشتر
پس بريدند آن كسان ره در بلاد * هيچشان آيا پناه از مرگ داد
اندر اين پنديست آن را كه بود * قلب دانا كه بفكر اندر رود
يا كه باشد از رجال زنده دل * يافته از حق حيات متصل
يا كه بدهد گوش و باشد حاضر او * تا نمايد فهم قرآن را نكو
بشنود آن سان كه گويى آن خليل * آن شنيده از نبى يا جبرئيل

[ سوره ق ( 50 ) : آيات 38 تا 45 ]

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ ( 38 ) فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ ( 39 ) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ ( 40 ) وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ ( 41 ) يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُرُوجِ ( 42 ) إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُ ( 43 ) يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسِيرٌ ( 44 ) نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعِيدِ ( 45 ) و بتحقيق آفريديم آسمانها و زمين را و آنچه ميان آن دوتاست در شش روز و مس نكرد ما را هيچ تعبى ( 38 ) پس صبر كن بر آنچه ميگويند تسبيح كن بستايش پروردگارت پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب ( 39 ) و از شب پس تسبيح كن او را و عقبهاى سجود ( 40 ) و بشنو روزى كه ندا ميكندند كننده از جايى نزديك ( 41 ) روزى كه مىشنوند فرياد را براستى آنست روز بيرون آمدن ( 42 ) بدرستى كه ما زنده ميكنيم و ميميرانيم و بسوى ماست بازگشت ( 43 ) روزى كه شكاف خورد زمين از ايشان شتابيدگان آن حشريست بر ما آسان ( 44 ) ما داناتريم به آنچه ميگويند و نيستى تو بر ايشان تسلط دارنده پس پند ده به قرآن كسى را كه ميترسد از وعيد من ( 45 )
آفريديم اين زمين و اين سما * وانچه باشد بين آن شش روز ما
هم نه ما را بندگى و خستگى * زان رسيد اين يا بى از پيوستگى
بر خلاف آنكه گويد بىشهود * كه بشنبه راحت از رنج او نمود
كن شكيبايى بدين گفتارها * هم بتسبيح و بحمدش اكتفاء
حمد كن پيش از طلوع آفتاب * همچنين پيش از غروب اى ذو لباب
باز كن تسبيح او اندر عهود * و من الليل و ادبار السجود
بعضى از شب وز پس هر سجده باز * در تهجد يا بهر وقت از نماز
عارفان گويند بعد از هر نفس * اين بود تسبيح اهل عشق و بس
داند آن كو بوده عاشق نوبتى * حال عاشق چيست اندر طاعتى
و استمع يوم ينادى المناد * از مكانى كاوست نزديك بلاد
اندران روزى كه مردم بس قريب * بشنوند آن صيحه را سخت و مهيب
بالحق اعنى آنچه بر صدقست و راست * موت و بعثست آن اگر هوشت بجاست
اين بود يوم الخروج از امتياز * زنده ما سازيم و ميرانيم باز
هم بسوى ماست برگشت از يقين * اندر آن روزى كه بشكافد زمين
مىشود ز ايشان زمين يعنى كه زود * مردگان آيند بيرون از قبور
ميشتابند از مكان وين نيست دير * اينست حشرى كه بود بر ما يسير
يعنى آسان اين برانگيزاند نست * بر خدا كو خالق جان و تن است
ما بسى داناتريم از كارها * و آنچه ميگويند از گفتارها
تو مسلط نيستى بر مشركين * تا بجبر و قهرشان آرى بدين
پس به قرآن پند گوى آن را كه او * از وعيد من بترسد مو بمو
يعنى آن كو مرتفع گردد ز پند * نى كه برگيرد مر آن را ريشخند

سورة الذّاريات

[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 1 تا 14 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً ( 1 ) فَالْحامِلاتِ وِقْراً ( 2 ) فَالْجارِياتِ يُسْراً ( 3 ) فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ( 4 ) إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ ( 5 ) وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ ( 6 ) وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ ( 7 ) إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ ( 8 ) يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ ( 9 ) قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ( 10 ) الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ ( 11 ) يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ ( 12 ) يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ( 13 ) ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ( 14 ) بنام خداى بخشندهء مهربان