بپراكنده كنندگان پراكنده كردنى ( 1 )
پس بردارندگان بار را ( 2 )
پس روندگان به آسانى ( 3 )
پس قسمت كنندگان امر را ( 4 )
كه بدرستى كه آنچه وعده داده مىشود هر آينه راست است ( 5 )
و بدرستى كه جزا هر آينه بوقوع آينده است ( 6 )
به آسمان صاحب زينتها يا راهها ( 7 )
كه بدرستى كه شمائيد هر آينه در گفتارى مختلف ( 8 )
برگردانيده مىشود از او آنكه برگردانيد شد ( 9 )
كشته شدند دروغگويان ( 10 )
آنانى كه ايشانند در فرو رفتگى جهل بيخبران ( 11 )
ميپرسند كه كى باشد روز جزا ( 12 )
روزى كه ايشان بر آتش عذاب كرده ميشوند ( 13 )
بچشيد عذابتان را اينست كه بوديد شما آن را بشتاب ميخواستيد ( 14 )
مىخورد سوگند حق بر بادها * كه پراكنده كند ز امدادها
ابرها يا خاكها را چون وزد * آن چنان بر بركندگى كز وى سزد
باد نفخات الهيه است كان * بر طرف سازد غبار از روى جان
پس ببر دارندگان بارها * ابرهاى پر ز باران در هوا
پس بكشتيهاى در دريا روان * سبعهء سياره يا در آسمان
يا عواصف كز محل جارى شوند * فلكها از وى به آسانى روند
پس به آن قسمت كنندهء كارها * كه به آن مأمور باشند از قضا
قصد از اين مانا كه چار افرشتهاند * كه هر آن يك را بكارى هشتهاند
غير از اين نبود كه بر صدقست و راست * وعده داده گشته آنچه بر شماست
نيست شكى اندر اين از هيچ باب * كه جزا واقع بود اندر حساب
و السماء ذات الحبك يعنى قسم * بر سحابى از كواكب پر رقم
يا كه باشد صاحب راه نكو * راههاى نيك بسيار اندر او
يا سماء روح از آن باشد مراد * كه بسويش زو بود راه زياد
زينت و حسن و صفاى آن فزون * ز آنكه آيد در عيان و در عيون
خود شما اى اهل مكه بيخلاف * جملگى داريد در قول اختلاف
گاه خوانيد اين نبى را شاعرش * كاهن و مجنون و گاهى ساحرش
هر كه شد مصروف ز احمد با كتاب * كشته برگرديده ز ايمان بيحساب
كشته خراصون شدستند از دروغ * كه بود تخمينشان دور از فروغ
كرده يعنى لعنت ايشان را خداى * كز گمان گفتند بر حق افترى
آن كسان باشند در جهلى فرو * غافلان از امر و نهى حكم او
بر سبيل سخريت پرسند هين * از نبيين كى بود تا يوم دين
باشد آن روزى كه در آتش حريق * ميشوند از خصلت خويش اين فريق
سوزش خود را چشيد اينست چون * الذى كنتم به تستعجلون
[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 15 تا 23 ]
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 15 ) آخِذِينَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُحْسِنِينَ ( 16 ) كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ ( 17 ) وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ( 18 ) وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ ( 19 )
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ ( 20 ) وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ( 21 ) وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ( 22 ) فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ( 23 )
بدرستى كه پرهيزكارانند در بهشتهايى و چشمهسارهايى ( 15 )
فراگيرندگان آنچه دارد ايشان را پروردگارشان كه ايشان بودند پيش از آن نيكوكاران ( 16 )
بودند كه اندكى از شب خواب ميكردند ( 17 )
و در سحرها ايشان آمرزش ميخواستند ( 18 )
و بود در اموالشان بهره براى سؤال كننده و محروم ( 19 )
و در زمين آيتهاست براى يقينكنندگان ( 20 )
و در خودهاتان آيا پس نمىبينيد ( 21 )
و در آسمانست روزى شما و آنچه وعده كرده ميشويد ( 22 )
پس بپروردگار آسمان و زمين كه آن هر آينه حق است مثل آنكه شما سخن مىگوييد ( 23 )
و اهل تقوى از فيوض ساريه * در بهشتند و عيون جاريه
جمله باشند از فرا گيرندگان * دادهء حق را ز روى امتنان
پيش از اين بودند ايشان نيك كار * خوابشان كم بود در شبهاى تار
در مناجات و تضرع جمله شب * بوده در اسحار آمرزش طلب
همچنين در مالهاشان با نسق * بوده بهر سائل و محروم حق
مر نشانيهاست حقرا در زمين * نزد قدرتها ز بهر موقنين
از بساطت وز معادن وز عيون * هم ز حيوانات از احصا فزون
از طيور و از بهايم وز سباع * حاصل از هر يك هزاران انتفاع
همچنين در نفسهاتان ز امتياز * ز او نشانيهاست گر بينيد باز
پس شما ميننگريد آيا در اين * تا كنيد از هستى صانع يقين
هم يقين در رزقتان گردد فزون * فى السماء رزقكم ما توعدون
پس قسم بر خالق ارض و سما * اوست حق چون حرف گفتن از شما