تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
سال ديگر خود سه روز از مكه ما * ميرويم آئيد بهر حج شما
اينزمان ذبح هدى آريد ساز * در همانجاتان كه ما داريم باز
پس براندند آن هدى را سوى راه * بس گران بود اين بر اهل انتباه
گفت پس پيغمبر پاكيزه دلق * تا كند هر كس در آنجا نحر و حلق
كس بقول او نبنمود التفات * زان روش بودند خلقان محو و مات
رفت اندر خيمهء خود خشمناك * ام سلمه گفتش از اين نيست باك
كن تو نحر هدى و حلق رأس خويش * مىمكن با ديگران تكليف بيش
كرد پس خود نحر و بتراشيد سر * ديگران گشتند در دم بىسپر
از پس تقصير و نحر از آن مكان * بر مدينه گشت اندر دم روان
واقعاتى داد در اين ضمن رو * شرح جمله نيست حاجت هم نكو
زان يكى كه بد مسلمان بو بصير * آمد از مكه بيثرب ناگزير
عتبهء ابن وليدش بود نام * پس فرستادند دو تن ز اهتمام
تا برند او را بسوى مكه باز * آن چنان كه بودشان پيمان و ساز
گفت پيغمبر كه با ما مشركين * اينچنين كرديم پيمان پيش از اين
پس تو را بايد به مكه گشت باز * تا نگردد ضايع اين سعى دراز
پس روان شد سوى مكه بو بصير * در زمان با آن دو تن بر ناگزير
پس يكى را كشت در ره زان دو تن * ديگرى بگريخت از آن ممتحن
بو بصير او شد بجايى ذيمقام * در كنار بحر اندر راه شام
مسلمين رفتند سويش چار و پنج * كه به مكه بودشان تشويش و رنج
تا شدند آنجا گروهى مجتمع * شد عبور مكيان زان منقطع
هر كه ميكرد از قريش آنجا عبور * ميشد اندر كور زايشان يا كه عور
تنگ شد بر مكيان زان فتنه كار * ترك عهد خود نمودند از قرار
در مدينه كس فرستادند زود * كه گذشتيم از قرار و از عهود
مىبخوانيد آن كسان را سوى خويش * ور كس آيد هم نگهداريد پيش
پس بيثرب خواند ايشان را رسول * حق نمود اين قصه با شاه عقول

[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 26 تا 27 ]

إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( 26 ) لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً ( 27 ) هنگامى كه گردانيد آنان كه كافر شدند در دلهاشان تعصب تعصب جاهليت پس فرو فرستاد خدا آرامش را بر رسولش و بر گروندگان و لازم گردانيد ايشان را كلمه تقوى و بودند سزاوارتر به آن و اهل آن و باشد خدا به همه چيزى دانا ( 26 ) بتحقيق راست نمود خدا رسولش را آن خواب به حق كه هر آينه داخل خواهيد شد البته مسجد الحرام را اگر خواسته باشد خدا ايمنان ترسندگان سرهاتان را و كوتاه‌كنندگان كه نترسيد پس دانسته بود آنچه را ندانسته بوديد پس گردانيد از پيش فيروزى نزديك ( 27 )
ياد آور چون بگرداندند هان * در قلوب خود حميت كافران
تا كه ندهندت به شهر مكه راه * زانكه از تو دين ايشان شد تباه
غيرتى كز جاهليت در عرب * بود شايع كينه ز او آن بد سبب
حق فرستاد او سكينه پس فزون * بر رسول و مؤمنان اندر سكون
كرد ثابت بهر ايشان آن سخن * كه بود موجب بتقوى هر زمن
وان سخن در نزد اهل اعتراف * لا إله الا اللَّه آمد بيخلاف
وين كسان بر مكه ميباشند احق * هم ز اهلش از قبايل وز فرق
يعنى از اين مشركان ناقبول * مؤمن است اولى به مكه در دخول
حق بود دانا بجمله چيزها * بر حميت بر سكينه هر كجا
ديده بد در خواب سلطان انام * كه در آمد سهل در بيت الحرام
با صحابه گفت خوابى را كه ديد * زين قلوب اهل ايمان آرميد
در مدينه چون كه برگشتند باز * شد زبان بعض بر اين قول باز
كه نبودى راست رؤياى رسول * زانكه ما گشتيم ممنوع از دخول
حق بتصديق رسول و خواب او * بر فرستاد اين چنين آيت فرود
راست گردانيد حق خواب رسول * آنچه ديده بود بالحق در وصول
بود در آن حكمتى معلوم نيز * تا موحد از دو دل يابد تميز
خواب او دور است ز اضغاث و ظلم * مىشود البته داخل در حرم
جملگى باللّه در بيت الحرام * ميشويد ار خواهد او داخل تمام
باشد استثنا ز بهر آنكه هست * وقت وعده بعض ازين كوتاه دست
پاره‌اى بيمار و بعضى مرده‌اند * بعض ديگر غايب و در پرده‌اند
آمنين آئيد در كعبه بطوف * هم محلق هم مقصر بى ز خوف
پس بداند حق ندانيد آنچه را * خاصه در صلح حديبيه شما
پس بگردانيد خلاق مجيب * پيش از اين بهر شما فتحى قريب
از دخول بيت يعنى پيشتر * كوست فتح خيبر از روى خبر
يا بود صلح حديبيه مراد * باز از فتح قريب اندر رشاد

[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 28 تا 29 ]

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً ( 28 ) مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً ( 29 ) اوست كه فرستاد رسولش را با هدايت و دين حق تا غالب سازدش بر دين همه‌اش و كافى باشد خدا شاهد ( 28 )