بلكه حق داناست زانچه ميكنيد * از تخلّف چيست تا قصد و اميد
بل گمانشان كانرسول منتجب * مينگردد باز آن لن ينقلب
سوى اهل خود رسول و مؤمنان * بر نگردند ايچ هرگز در مكان
ديوتان آراست وين در قلبها * كاين گمان بد ببرديد از خطا
دين حق باطل شود افتد بدور * زين گمان گشتيد مانا قوم بور
مشرفيد اعنى بقهر ذو المنن * زين فساد اعتقاد و سوء ظن
نگرود هر بر خدا و بر رسول * نز زبان كز صدق دل دور از نكول
پس بود آماده از ما در نهان * آتشى افروخته بر كافران
هست بهر آن خداى عالمين * پادشاهى سماوات و زمين
هر كرا خواهد ببخشد بيحساب * هر كرا خواهد كند رنج و عذاب
حق غفور است و رحيم از رأفتش * بر غضب بگرفته پيشى رحمتش
[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 15 تا 17 ]
سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونا كَذلِكُمْ قالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنا بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 15 ) قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً ( 16 ) لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً ( 17 )
زود باشد كه بگويند بجاگذاشتگان چون برديد بسوى غنيمتها كه برداريد آن را بگذاريد ما را كه از پى آئيم شما را ميخواهند كه تغيير دهند سخن خدا را بگو هرگز از پى نخواهيد آمد ما را همچنين گفت خدا از پيش پس زود باشد كه گويند بلكه حسد مىبرند بما بلكه هستند كه نمىفهمند مگر اندكى ( 15 )
بگوى مر بجاگذاشتگانرا از باديهنشينان زود باشد كه خوانده شويد بسوى گروهى صاحبان آسيب سخت كه كارزار نمايند با ايشان يا مسلمان شوند پس اگر اطاعت كنيد ميدهد شما را خدا مزدى خوب و اگر روى بگردانيد هم چنان كه روى گردانيديد از پيش عقوبت كند شما را عقوبتى پر درد ( 16 )
نيست بر كور گناهى و نه بر لنگ گناهى و نه بر بيماران گناهى و كسى كه فرمان برد خدا و رسولش را داخل ميگرداندش در بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها و كسى كه روى گرداند عذاب كند او را عقوبتى دردناك ( 17 )
در ششم سال از حديبيه رسول * كرد هجرت ماه ذيحج در قبول
بعد ماهى شد بخيبر گفت پس * اين سفر با من نيايد هيچكس
غير آن كو در حديبيه رفيق * بوده با من در خروج و در طريق
داده بود او بر صحابه وعدهها * بر فتوح و بر غنيمت زان غزا
پس بگفتند آن تخلف كردهگان * خود به قصد رد امر حق چنان
همره ار ما را بريد از اعتماد * با يهودان ميكنيم از جان جهاد
آمد اين آيت كه گويد زود آن * كز حديبيه بد از پس ماندهگان
چون كه بر سوى غنيمتها رويد * تا كه برگيريد آن را از نويد
پيروى ما را گذاريد ار شما * تا كنيم اندر جهاد و در غزا
ميبخواهند آن منافق روى چند * اينكه تبديل كلام اللَّه كنند
گو برون با ما نيائيد اين سفر * همچنين گفته است حق از پيشتر
زود پس باشد كه گويند اين چنين * حق نگفته است از حسد گوئيد اين
در غنايم با شما تا ما شريك * مينباشيم اين گمان كفر است ليك
در نيابند ايچ بل غير از كمى * وان بود دنيا كه نبود جز دمى
گو به واپس ماندگان ز اعراب زود * خوانده خود خواهيد گشتن در نمود
سوى قومى مالدار و با شكوه * صاحب باس شديدند آن گروه
تا كه ايشان را كشيد اندر زمن * يا كه اسلام آورند از مرد و زن
بودهاند ايشان هوازن در سير * يا كه اهل فارس يا روم از خبر
نزد بعضى قاسطينند از ضلال * كه بصفين با على « ع » كردى قتال
يا كه اهل رده ايشان بودهاند * كه پس از فوت نبى مرتد شدند
لشكر از امر ابو بكر صديق * رفت و كرد ابدانشان در خون غريق
ليك اصح اينست كاندر جنگها * خواند و برد انشاهشان ز آهنگها
پس اگر فرمان بريد از اعتماد * زانكه خواند او شما را بر جهاد
ميدهد حق بر شما مزدى نكو * ور كه زين داعى بگردانيد رو
هم چنان كه رو بگردانديد پيش * در حديبيه ز ضعف راى و كيش
حق شما را بر عذاب دردناك * مىكند تعذيب در حين هلاك
چون وعيد آن تخلف كردگان * گوشزد شد عاجزان را آن چنان
سخت ترسيدند و گفتند از نبرد * ما تخلف كردهايم از عجز و درد
تا چه باشد حال ما اندر مآل * يافت اين آيت نزول ذو الجلال
نيست بر اعمى و بر لنگ و سقيم * تنگى و بگرفتنى هم نيست بيم
وانكه او فرمانبرد با اعتقاد * از خدا و از رسولش در جهاد
حق در آرد در بهشتش ناگزير * جويها كان را بود جارى ز زير
وانكه رو گرداند از امر جهاد * در عذاب دردناك از حق فتاد