تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
تا روز قيامت و آنها از خواندن ايشان بيخبرانند ( 5 ) و چون حشر كرده شدند مردمان باشند مر ايشان را دشمنان و باشند بپرستش ايشان انكاركنندگان ( 6 ) و چون خوانده شود بر ايشان آيتهاى ما كه روشن است گويند آنان كه كافر شدند مر حق را چون آمد ايشان را اين سحريست آشكار ( 7 ) بلكه ميگويند بدروغ بست آن را بگو اگر دروغ بستم آن را پس مالك نميباشند مر از خدا چيزى او داناتر است به آنچه سخن ميكنيد در آن كافى باشد او گواه ميانه من و ميانه شما و اوست آمرزنده مهربان ( 8 )
شد حق از نطق محمد « ع » در خطاب * از پى تنزيل آيات و كتاب
خود فرستاد اين كتاب استوار * آن خداى غالب استوده كار
نافريديم اين سماوات و زمين * وانچه باشد در ميان آن و اين
از تمام ممكنات و ما خلق * جز بحكمت جز به صحت جز به حق
تا زمانى نام برده كه به آن * منتهى گردد مقادير و زمان
كافر آن كو گشت عما انذروا * معرضون يعنى بگرداندند رو
گو كه مىبينيد اين آيا شما * ميپرستيد آنچه را غير از خدا
چيزى از آن وانمائيدم بفرض * كافريدستند از اجزاء ارض
يا كه ايشانراست شركت از گمان * در سماوات اعنى اندر خلق آن
بر من آريد آن كتابى را بدين * كامده باشد شما را پيش ازين
يا كه آثارى ز علم ار با شماست * گردد اين دعوى شما گوئيد راست
يعنى ار داريد برهان و دليل * آوريد از علم افزون يا قليل
يعنى اندر بت‌پرستى خود شما * گر دليلى هست آريد آن بما
ليك زان گمراهتر كه خواند او * غير حق آن را كه اندر جستجو
تا قيامت خواندش گر در خطاب * زان دعاى او نگردد مستجاب
وز دعاهاشان بتان بس غافلند * كه بر آنها در تضرع مايلند
حشر روزى كه شوند اين مردمان * دشمنانند اين جماعت را بتان
حق بنطق آرد مر ايشان را به چند * تا بر اپرستندگان كافر شوند
خوانده چون گردد بر ايشان بر ملا * با نشان روشن آيتهاى ما
كافران حق را كه آمدشان چنين * مىبگويند اين بود سحر مبين
زين عجبتر ام يقولون افتراه * بافته است آن را نه كامد از إله
گو كه گر من افترى بندم به حق * پس منم خود بر عذابش مستحق
پس شما قادر بتقريبى ز من * هيچ نبويد از عذاب ذو المنن
گر بفرض از بهر اشفاق شما * بر خدا بندم بدينسان افترى
تا كه معبودان باطل را كنيد * ترك و رو بر خالق يكتا نهيد
پس چو او نازل كند بر من عذاب * نى بدفعش قادريد از هيچ باب
پس مرا اين افترى بستن چه سود * بهر چند از عاجزان بىوجود
اوست داناتر بر آنچه ميكنيد * خوض در آن طعن قرآن را پديد
هم گواهى را ميان ما بس اوست * كه غفور و مهربان بر هر كس اوست

[ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيات 9 تا 14 ]

قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 9 ) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 10 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ ( 11 ) وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ ( 12 ) إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 13 ) أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 14 ) بگو نيستم من نو درآمدى از رسولان و ندانم كه چه كرده شود با من و نه با شما پيروى نميكنم مگر آنچه وحى كرده مىشود به من و نيستم من مگر بيم‌دهنده آشكار ( 9 ) بگو خبر دهيد كه اگر باشد از نزد خدا و كافر شويد به آن و گواهى دهد شاهدى از بنى اسرائيل بر مثل آن پس ايمان آورد و سركشى كنيد بدرستى كه خدا هدايتت نميكند گروه ستمكاران را ( 10 ) و گفتند آنان كه كافر شدند براى آنان كه ايمان آوردند اگر بودى خبر سبقت نميگرفتند ما را بسوى آن و چون هدايت نيافتند به آن پس به زودى خواهند گفت