تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
و آنچه روزى داديمشان نفقه ميكنند ( 38 ) و آنان كه چون رسيد ايشان را ستمى ايشان انتقام كشند ( 39 ) و پاداش بدى بديست مانند آن پس آنكه عفو كرد و اصلاح نمود پس مزد او بر خداست كه او دوست ندارد ستمكاران را ( 40 )
هم بود ز آيات او اندر بحور * فلكهاى جاريه و اندر ظهور
هست كالاعلام يعنى همچو كوه * موجهاى بحر يا فلك از شكوه
ور كه خواهد باد را ساكن كند * كان سبب بر رفتن كشتى بود
پس بگرداند ستاده بىعبور * فلكها را جمله در پشت بحور
وين ز آيات وى است اندر نشان * بهر هر صبار شاكر بيگمان
يا اگر خواهد كند غرق و تباه * آنچه را كه كسب كردند از گناه
بگذرد هم ز اكثرى از سيئات * بدهد ايشان را ز هول و غم نجات
تا بدانند آنكه در آيات ما * ميكنند ايشان جدال از ناروا
نيستشان بگريزگاهى از عذاب * حق چو خواهد بهر كس رنج و عقاب
آنچه پس داده شديد از چيزى آن * هست برخوردارى از عيش جهان
وانچه باشد از ثواب آخرت * نزد حق بهتر بود بيمعذرت
بهر آن كاورده‌اند ايمان به حق * تكيه بر وى كرده‌اند از ما خلق
وانكه ايشان از كبائر اجتناب * هستشان وز فعل زشت و ناصواب
بر كسى چون ميكنند ايشان غضب * زود ايشان بگذرند از آن سبب
كرد اجابت وانكه از پروردگار * داشتى بر پا نماز آن حق گذار
هستشان در كار ايمان مشورت * در ميان خود بدون معذرت
بعد هجرت اينست شورايى كه داد * روى در بيت ابو ايوب داد
هم ز پيش از آن به مكه مؤمنان * مشورت با هم نمودندى چنان
هست مروى كه نشد بدبخت مرد * كه در امر خود بشورى كار كرد
ميكنند انفاق رزق خويش را * كه مر ايشان را عطا كرديم ما
چون ز كفار آيد ايشان را ستم * ميستانند از عدو انصاف هم
ميكشند اعنى كه از خصم انتقام * نصرت از هم ميكنند ايشان تمام
مثل آن باشد جزاى كار بد * در قصاص و در كلام زشت رد
بگذرد هر كه از ستمكارش براست * صلح آرد اجر او پس بر خداست
حق ندارد ظالمان را هيچ دوست * كانتقامش از سويه پيش اوست

[ سوره الشورى ( 42 ) : آيات 41 تا 47 ]

وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ( 41 ) إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 42 ) وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ( 43 ) وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ ( 44 ) وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذابٍ مُقِيمٍ ( 45 ) وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ ( 46 ) اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ ( 47 ) و هر آينه آنكه انتقام كشيد پس از ظلم او پس آنها نيست بر ايشان هيچ راهى ( 41 ) نيست راه مگر بر آنان كه ستم ميكنند مردمان را و فساد ميكنند در زمين بناحق آن گروه است ايشان را عذاب پردرد ( 42 ) و هر آينه آنكه صبر كرد و عفو نمود بدرستى كه آنست هر آينه از كارهاى قوى ( 43 ) و آن را كه اضلال كرد خدا پس نباشد مر او را هيچ ياورى از بعد آن و بينى ظالمان را كه چون بينند عذاب را گويند آيا باشد بسوى بازگشتن هيچ راهى ( 44 ) و بينى ايشان را عرض كرده ميشوند بران خشوع‌كنندگان از خوارى مىبينند بسوى تو از چشمى پنهان و گفتند آنان كه ايمان آوردند بدرستى كه زيانكاران آنانند كه زيان كردند بخودهاشان و كسانشان روز قيامت دانسته باشيد كه ظالمانند در عذابى پاينده ( 45 ) و نباشد مر ايشان را هيچ دوستان كه يارى كند ايشان را از غير خدا و آن را كه اضلال كرد خدا پس نباشد مر او را هيچ راهى ( 46 ) اجابت كنيد مر پروردگارتان را پيش از آنكه آيد روزى كه نباشد بازگردانيدنى مر او را از خداوند نباشد مر او را هيچ پناهى روزى چنين