تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
زمين را بسترى و گردانيد براى شما در آن راهها باشد كه شما هدايت يابيد ( 10 ) و آنكه فرو فرستاد از آسمان آبى به اندازه پس زنده گردانيديم به آن جاى مرده را همچنين بيرون آورده ميشويد ( 11 ) و آنكه آفريد اصناف را همه آنها و گردانيد براى شما از كشتيها و چهارپايان آنچه سوار ميشويد ( 12 ) تا قرار گيريد بر پشتهاى آن پس ياد كنند نعمت پروردگارتان را چون قرار گيريد بر آن و بگويند دانم پاك بودن آن كه رام گردانيد براى ما اين را و نبوديم مر آن را توانايى دارندگان ( 13 ) و بدرستى كه ما بسوى پروردگارمان باز گروندگانيم ( 14 ) و گردانيدند مر او را از بندگانش بهره بدرستى كه انسان هر آينه ناسپاسى است هويدا ( 15 )
پرسى ار زين مشركين كه آفريد * اين زمين و آسمان كايد پديد
مىبگويند آن خداوندى كه هست * غالب و دانا بهر عالى و پست
آنكه فرمود اين زمين را چون بساط * تا مقر باشد شما را ز انبساط
هم پديد آورد در وى راهها * تا شما يابيد ره بر هر كجا
وانكه بفرستاد آب از آسمان * قدر حاجت بر بلاد و بر مكان
ارض مرده زنده شد زاو اينچنين * مردگان آيند بيرون از زمين
وانكه كرد اصناف را خلق از رشاد * جمله حيوان و نباتات و جماد
صنف حيوان و نبات اندر ظهور * هست مانا از اناث و از ذكور
در جماد از راه طبع است و مزاج * هم بتأثير و بضعم از امتزاج
كرده پيدا فلك و انعام از قرار * تا ببحر و بر شويد آن را سوار
راست چون بر پشت مركبها شويد * ياد نعمتهاى رب خود كنيد
راست چون گشتيد گوئيد از ثنا * قول سبحان الذى سخر لنا
پاك باشد يعنى از شبه و شريك * آنكه كرد از بهر ما اين رام نيك
ما نباشيم از توانايى خويش * مر ورا فرمانروا كم يا كه بيش
باز ما گرديم بر پروردگار * عاقبت بر مركب چوبين سوار
نيك باشد ذاكر پر مايه را * گر بخواند در ركوب اين آيه را
اعتراف اينسان كنند از بدگمان * پس ورا گيرند جزء از بنده‌گان
جزء يعنى بر ولد نسبت دهند * كز ملايك مر بنات او راست چند
زانكه انسان ناسپاسند آشكار * ناسپاسى اينست بر پروردگار

[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 16 تا 25 ]

أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ( 16 ) وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ ( 17 ) أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ( 18 ) وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ ( 19 ) وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ( 20 ) أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ ( 21 ) بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ ( 22 ) وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ ( 23 ) قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ ( 24 ) فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( 25 ) آيا گرفت از آنچه آفريد دختران و برگزيد شما را به پسران ( 16 ) و چون مژده داده شود يكيشان به آنچه زد براى خداى بخشاينده مثل گردد رويش سياه و اوست پر خشم ( 17 ) آيا و آنكه تربيت يافته مىشود در زينت و اوست در مخاصمه ناآشكاركننده ( 18 ) و گردانيدند ملائكه را كه ايشانند بندگان خداى بخشاينده مؤنثها آيا حاضر بودند آفريدن ايشان را به زودى نوشته شود گواهى ايشان و پرسيده شوند ( 19 ) و گفتند اگر خواسته بود خداى بخشاينده و نمىپرستيديم ايشان را نيست مر ايشان را به آن هيچ علمى نيستيد ايشان جز آنكه دروغ ميگويند ( 20 ) يا داديم ايشان را كتابى پيش از آن پس ايشانند به آن چنگ در زنندگان ( 21 ) بلكه گفتند كه ما يافتيم پدرانمان را بر طريقه و بدرستى كه مائيم بر اثرهاشان