كلمه فصل يعنى تقدير تأخير هر آينه حكم كرده شده بود ميانشان و بدرستى كه ستمكاران مر ايشانراست عذابى دردناك ( 21 )
بينى ستمكاران را ترسندگان از آنچه كسب كردند و آن واقعست بر ايشان و آنان كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته باشند در چمنهاى ( باغات ) بهشتها مر ايشانراست آنچه خواهند نزد پروردگارشان آنست آن تفضلى بزرگ ( 22 )
اينست آنچه مژده ميدهد خدا بندگانش را آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته بگو نمىخواهم از شما بر آن مزدى مگر دوستى در قرابت و كسى كه كسب كند خوبى را مىافزائيم مر او را در آن خوبى بدرستى كه خدا آمرزنده شكرپذير است ( 23 )
كرد اراده هر كه حرث آن سراى * حرث او زايد نمائيم از عطاى
هر يكى را در عوض ما هفتصد * ميدهيم اندر جزا بل بيعدد
وانكه دنيا باشد از گشتش اميد * زان دهيم او را نصيبى نى مزيد
نيست يعنى ز آخرت هيچش نصيب * بهر خارى ترك گل كرد اين عجيب
هر كه كرد او طاعت از بهر خدا * حق بسازد كار او را در دو جا
در دو عالم باشد او را كارساز * قلب او از غير دارد بينياز
وانكه باشد خير دنيا نيتش * بر تشتت رو نهد جمعيتش
حاصل او رزق مقسومست و بس * نيستش بر خير عقبى دست رس
كافران را بلكه هست انبازها * از شياطين در عيان و در خفا
بهر ايشان آن شياطين وضع كيش * كرده نى با اذن حق كز راى خويش
گر نبودى قول فصل اندر قضا * حكم يوم الفصل يعنى ز اقتضا
يا نبود از سبق وعده در صدور * حكم حق را بينشان يوم النشور
در ميان مؤمنان و كافران * كرده ميشد حكم حق اندر زمان
بهر استمكارگان اندر جزا * مر عذابى دردناكست از خدا
مشركان بينى تو در يوم الحساب * بس هراسان زانچه كردند اكتساب
وانگهى باشد فرود آينده خود * سوى ايشان مر جزاى فعل بد
وانكسان كه بگرويدند از عيان * كردهاند اعمال نيك اندر جهان
هستشان در روضه جنات جاى * بهرشان هست آنچه خواهند از خداى
نزد آن پروردگار بىنظير * و اين مر ايشان را بود فضلى كبير
اين بشارت باشد از پروردگار * بر عباد مؤمن شايستكار
گو كه بر تبليغ احكام خدا * هيچ مزدى من نخواهم از شما
گفت با پيغمبر انصار از و داد * دخل تو اندك بود خرجت زياد
گر كه گويى آوريم اموال خويش * تا نمايى جمله صرف حال خويش
آمد آيت كه نخواهم از شما * هيچ چيز الا كه حب اقربا
جز مودت جز بنزديكان من * مينخواهم از شما در هر زمن
وان بود حب على « ع » و فاطمه « ع » * وان دو سبط پاك ز آلايش همه
فرقتين اين قول دارند استوار * كاقرباى اوست مخصوص اين چهار
كسب نيكى هر كند با اين و داد * ميكنم آن نيكويى در وى زياد
حق بود آمرزگار از هر خطا * هم شكور اعنى فزايد بر جزا
آمد آيت چون بحب اقربا * بعضى آن را برگرفتند افترا
كه مگر خواهد رسول نيكنام * كاهل بيتش بعد از او باشند امام
نيست يعنى حكم حق بل ميل اوست * كاهل او را مردمان دارند دوست
[ سوره الشورى ( 42 ) : آيات 24 تا 31 ]
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 24 ) وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ ( 25 ) وَ يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ ( 26 ) وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ ( 27 ) وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ( 28 )
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ ( 29 ) وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ ( 30 ) وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ ( 31 )
يا ميگويند بست بر خدا دروغ را پس اگر خواهد خدا مهر نهد بر دلت و محو مىكند خدا باطل را و ثابت ميگرداند حق را بكلماتش بدرستى كه او داناست به حقيقت سينهها ( 24 )
و اوست كه قبول مىكند توبه را از بندگانش و در ميگذرد از بديها و ميداند آنچه مىكنيد ( 25 )
و اجابت مينمايد آن را كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته و زياد ميدهد ايشان را از فضلش و كافران