تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥

[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 19 تا 23 ]

وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ( 19 ) حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 20 ) وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 21 ) وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ ( 22 ) وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 23 ) و روزى كه حشر كرده شوند دشمنان خدا بسوى آتش پس ايشان باز داشته ميشوند ( 19 ) تا چون آمدند آن را گواهى داد بر ايشان گوش ايشان و ديدهاى ايشان و پوستهاى ايشان به آنچه بودند كه ميكردند ( 20 ) و گفتند مر پوستهاى خود را چرا گواهى داديد بر ما گفتند بسخن آورد ما را خدايى كه بسخن آورد هر چيز را و او آفريد شما را نخستين بار و بسوى او باز ميگرديد ( 21 ) و نبوديد كه پنهان ميشديد كه گواهى ميدهد بر شما گوش شما و نه ديدهاى شما و نه پوستهاى شما و ليكن گمان كرديد كه خدا نميداند بسيارى را از آنچه ميكنيد ( 22 ) و آن بود گمان شما كه گمان كرديد بپروردگارتان هلاك گردانيد شما را پس گرديديد از زيانكاران ( 23 )
ياد كن چون حشر كرده ميشوند * دشمنان حق بنار پر گزند
بازشان دارند هر جا ز ابتلا * دمبدم حتى اذا ما جاءها
مر گواهى ميدهد سمع و بصر * بهر ايشان از وقايع سر بسر
پوستهاشان هم چنان باشد گواه * بر فعال زشت و كردار تباه
با جلود خود بگويند از چه راه * ميدهيد از ما گواهى بر گناه
مينموديم از شما ما دفع ضر * همچنين خواهيمتان دور از خطر
اينچنين گويند اعضا در جواب * ناوريد از ما ملامت يا عتاب
هم خدا آورد ما را در سخن * كه به چيزى دهد نطق و دهن
او شما را اولين بار آفريد * سوى او هم باز گرديده شويد
مىنبوديد آنكه از حق مستتر * خود شما كرديد اندر جهر و سر
زانكه تا بدهد گواهى بر شما * گوشها و چشمها و جلدها
مستتر ميداشتيد از مردمان * فعل ناشايست خود را در جهان
بى خبر از آنكه آن داناى غيب * در تكلم آورد ما را بعيب
داشتيد اين ظنّ كز آنچه ميكنيد * حق نداند اكثرى را بر پديد
ظنّتان اين گونه بر پروردگار * كه گمان برديد بد مردود و خوار
زان گمان بد ز جبّاران شديد * اندر اين روز از زيانكاران شديد
در حديث آمد كه حق بيگفتگو * هست در نزد گمان بنده او
تا تو را چبود گمان از نيك و بد * بر تو جز پاداش ظنّت كى رسد
گر تو را ظن نكو باشد بر او * طاعتت نيك است و پاداشت نكو
ور كه ظنّت بد بود پاداش آن * هم بد آيد وين سزد بر بد گمان

[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 24 تا 29 ]

فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ ( 24 ) وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ ( 25 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ( 26 ) فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ( 27 ) ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ ( 28 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ ( 29 ) پس اگر صبر كنند پس آتش مقام است مر ايشان را و اگر طلب خوشنودى كنند پس نباشند از عذر پذيرفته‌شدگان ( 24 ) و بر گماشتيم براى ايشان رفيقان پس آرايش دادند مر ايشان را آنچه بودند ميانه دستهاشان و آنچه بود پس سرشان و ثابت شد بر ايشان سخن در امتانى كه بحقيقت گذشتند پيش از ايشان از جن و انس بدرستى كه ايشان بودند زيانكاران ( 25 ) و گفتند آنان كه كافر شدند مشنويد مر اين قرآن را و هرزه درآيى كنيد در آن باشد كه شما غالب شويد ( 26 ) پس هر آينه ميچشانيم البته آنان را كه كافر شدند عذابى سخت و هر آينه جزا دهيمشان بدترين آنچه بودند كه ميكردند ( 27 ) اينست جزاى دشمنان خدا آتش مر ايشانراست در آن سراى جاودانى پاداشى بسبب آنچه بودند آيتهاى ما را انكار ميكردند ( 28 ) و گفتند آنان كه كافر شدند پروردگار ما بنماى ما را آن دو كسرا كه گمراه كردند ما را از جن و انس تا بگردانيم آن دو را در زير قدمهامان تا باشيد ما را از فروتران ( 29 )