با حجتها شاد شدند به آنچه بودند نزد ايشان از دانش و احاطه كرد بايشان آنچه بودند به آن استهزا ميكردند ( 83 )
پس چون ديدند عذاب ما را گفتند گرويديم به خدا تنها و كافر شديم به آنچه بوديم به آن مشركان ( 84 )
پس نباشد كه سود دهد ايشان را ايمانشان چون ديدند عذاب ما را دستور خدا كه بحقيقت گذشت در بندگانش و زيان كردند آنجا كافران ( 85 )
حق كسى باشد كه انعام آفريد * بر شما تا نفعها ز آنها بريد
تركبوا منها و منها تاكلون * سودها باشد شما را زان فزون
تا رسيد اندر سفرها كاوست دور * سوى حاجتها كه هست اندر صدور
هم بر آنها هم بكشتيها سوار * سوى بحر و بر شويد اندر گذار
بر شما آيات خود سازد پديد * بر كدام از آيت اللَّه منكريد
بر تجارت در يمن يا ارض شام * منكران آيا نرفتند از مقام
تا چگونه بوده بينند از سفر * آخر آنان كه بوده پيشتر
اكثر از ايشان بدند اندر عدد * هم ز روى قوة و آثار اشد
دفع پس ز ايشان نكرد ايچ آنعذاب * آنچه كردند از تمكن اكتساب
پس به هنگامى كه آمدشان رسل * بانشان و معجزات از جزء و كل
شاد گشتندى به آنچه نزدشان * بد ز دانش هم ز گفتار و بيان
پس گرفتيد آن رسولان را حقير * هم بدانش هم بآيات كثير
فلسفه بوده است يا طب آن علوم * هندسه هم يا طبايع يا نجوم
ز اهل يونان گر حكيمى مىشنيد * نام وحى او روى در هم ميكشيد
همچنين از ذكر آيات و رسل * لنگ ميشد پايشان نزديك پل
زين سخنها زير هشتندى دو گوش * يعنى اين باور ندارد مرد هوش
كارشان بر انبيا تحقير بود * سنگ را ز افسردگى ز اكسير بود
هم در اين ايام گيرد فلسفى * گوش خويش از ذكر تفسير صفى
گو بمان در جهل و انكارى حكيم * كى بپرواى تواند اهل نعيم
خنده ميكردند اندر امر و نهى * بر كلام انبيا و حكم و وحى
پس فرو بگرفتشان در آزمون * حكم ما كانوا به يستهزءون
يافتند از باس ما چون آگهى * بالعيان گفتند آمنا به
بر خدايى كو بود يكتا بذات * كرده ارسال رسل با بينات
كافريم اينك به آن چيزى كه ما * زان بديم از پيش كافر بر خدا
پس نبد كايمانشان سودى دهد * چون كه ديدند آنعذاب بى ز حد
سنة اللَّه گشته جارى در اصول * كه نباشد وقت ياس ايمان قبول
آن طريقه كه نهاد او در عباد * كافران خسران نمودند از عناد
مرغ بيهنگام را شايد كه پر * بر كنندش پا برندش زود سر
سورة فصّلت
[ سوره فصلت ( 41 ) : آيات 1 تا 9 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
حم ( 1 ) تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 2 ) كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ( 3 ) بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ ( 4 )
وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ ( 5 ) قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ( 6 ) الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ( 7 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 8 ) قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ ( 9 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
فرو فرستادنيست از خداى بخشاينده مهربان ( 2 )
كتابيست تفصيل داده شده آيتهايش قرآنى عربى براى گروهى كه ميدانند ( 3 )
مژدهدهنده و بيمكننده پس روى گردانيدند اكثرشان پس ايشان نمىشنوند ( 4 )
و گفتند دلهاى ما در حجابست از آنچه ميخوانيد ما را به آن و در گوشهاى ما كرانيست و از ميانه ما و ميانه تو مانعيست پس عمل كن كه مائيم عملكنندگان ( 5 )
بگو جز اين نيست كه من انسانم مثل شما وحى كرده مىشود به من جز اين نيست إله شما الهى است يكتا پس رو آوريد به او و آمرزش خواهيد از او و واى مر مشركانى را ( 6 )
آنها كه نميدهند زكات را و ايشان بآخرت