خوان مرا گفت او نه ميل نفس را * مستجاب از نفس كى گردد دعا
يا شما خوانيد بر يكتائيم * اجر تا يابيد از داراييم
هر شود از طاعت من سركش او * زود آيد در جحيم و آتش او
داخرين يعنى ذليل و خوار و پست * سركش اندر نار دوزخ وارد است
مر خداى بر حقست آن كافريد * بر شما شب تا در آن ساكت شويد
روز را هم آفريد اينسان عيان * چيزها را تا ببينيد اندران
هم بحاجتها كنيد از ره شتاب * هم معاش خود نمائيد اكتساب
ليك زين باشند اكثر ناشناس * اندكند از مردمان نعمتشناس
آن خدا كاو آفرينندهء شما است * خالق هر چيزى او بر مقتضاست
غير آن يكتاى پاك از چند و چون * نيست معبودى فانى تؤفكون
همچنين كز دين شما گشتيد بر * باز گردانيده گشتند از بتر
آن كسانى كه بآيات خدا * بودشان انكار از جهل و عمى
آن خداى بر حقست او كز اثر * بر شما كرد اين زمين را مستقر
هم بنائى چرخرا برداشته * قبهء بالاى ارض افراشته
ساخت تصوير شما را مو بمو * كرد صورتها بتان را پس نكو
داد روزى بر شما از طيبات * پاك و خوش يعنى ز حيوان و جماد
آنكه باشد فاعل اينها خداست * پرورنده و آفريننده شماست
پس بود برتر خدايى كز يقين * باشد او پروردگار عالمين
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 65 تا 68 ]
هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 65 ) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ مِنْ رَبِّي وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 66 ) هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 67 ) هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ فَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 68 )
اوست زنده كه نيست خدايى مگر او پس بخوانيد او را خالص گردانندگان براى او دين را ستايش مر خدا را كه پروردگار جهانيان است ( 65 )
بگو بدرستى كه نهى كردند مرا از آنكه بپرستم آنان را كه ميخوانند از غير خدا چون آمد مرا بينتها از پروردگارم و فرموده شدم كه منقاد شوم مر پروردگار جهانيان را ( 66 )
اوست كه آفريد شما را از خاك پس از نطفه پس از خون بسته پس بيرون ميآورد شما را كودكى پس تا برسيد بكمال قوت خود پس تا بشويد پيران و از شما كس هست كه متوفى ميشوند از پيش و تا برسيد بوقتى نامبرده شده و باشد كه شما دريابيد بعقل ( 67 )
اوست كه زنده مىكند و ميميراند پس چون قرار شدن دهد امرى را پس جز اين نيست كه ميگويد مر او را بشو پس مىشود ( 68 )
زنده باشد بر حيات ذاتى او * نه كه جز او لا إله غيره
پس ورا خوانيد بر وجه نكو * دين خود خالص كنيد از بهر او
هر ستايش هر سپاسى باليقين * هست از پروردگار عالمين
منهيم كو من كه بپرستم كجا * ميپرستيد آنچه را جز حق شما
آن زمان كه بينات آمد به من * و آيت از پروردگار ذو المنن
هم شدم مأمور كه گردن نهم * حكم رب العالمين از كيف و كم
اوست آن كس كافريد از خاكتان * پس ز نطفه پس ز خون چالاكتان
خون بسته كه منى در اربعين * يا بدان صورت بوجهى مستبين
طفل آردتان برون از بطن ام * بعد از آن لتبلغوا اشدكم
يعنى از طفلى قوى گرديد و شاب * پس بشيخوخيت آرد از شتاب
باشد از آن پيش بعضى ز اوقات * نى رسيد اعنى بپيرى در حيات
تا اجل از سن بسن آرد بنقل * تا بيابيد آن شما شايد بعقل
اوست آن كس كه نمايد زنده باز * هم بميراند شما را از مجاز
پس چو حكمى او كند نبود جز اين * كه بگويد باش پس باشد يقين
حكم او را چون كه خواهد نوبتى * نيست حاجت بر اساس و آلتى
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 69 تا 78 ]
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ( 69 ) الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 70 ) إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ ( 71 ) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ( 72 ) ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ ( 73 )
مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ ( 74 ) ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ ( 75 ) ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ( 76 ) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ ( 77 ) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ ( 78 )
آيا نديدى بسوى آنان كه منازعه ميكنند در آيتهاى خدا كه بكجا برگردانيده ميشوند ( 69 )
آنان كه تكذيب نمودند كتاب را و آنچه را فرستاديم به آن رسولانمان را پس زود باشد كه بدانند ( 70 )
هنگامى كه غلهاست در گردنهاى ايشان و زنجيرها كشيده ميشوند ( 71 )
در آب گرم پس در آتش انداخته ميشوند ( 72 )
پس گفته شود مر ايشان را كجاست بوديد كه شريك ميساختيد ( 73 )
از غير خدا گفتند گم شدند از ما بلكه نبوديم كه