تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
پس فرو بردش ماهى و او بود ملامت كننده ( 142 ) پس اگر نه اينكه او بود از تسبيح‌كنندگان ( 143 ) هر آينه ميماند در شكمش تا روزى كه برانگيخته ميشوند ( 144 ) پس انداختيمش در جايى بىپناه و او بود بيمار ( 145 ) و رويانيديم بر او درختى از كدو ( 146 ) و فرستاديم او را بسوى صد هزار يا زياد مىآمدند ( 147 ) پس ايمان آوردند پس كامران كرديمشان تا وقتى ( 148 ) پس طلب بيان كن از ايشان كه آيا مر پروردگار تراست دختران و مر ايشانراست پسران ( 149 ) يا آفريديم فرشتگان را مؤنثها و ايشان بودند حاضران ( 150 ) آگاه باش كه ايشان از دروغشان هر آينه خواهند گفت ( 151 ) فرزندان آورد خدا و بدرستى كه ايشانند هر آينه دروغگويان ( 152 ) آيا برگزيد دختران را بر پسران ( 153 ) چيست مر شما را چگونه حكم ميكنيد ( 154 )

در بيان فرار كردن يونس « ع » از قوم خود و در كام ماهى افتادن

بود يونس از رسل هم تا چه گشت * شرحش اندر سورهء يونس گذشت
ياد كن بگريخت چو از قومش بگاه * برد سوى فلك مشحون او پناه
قرعه زد با اهل كشتى پى بپى * پس فتاد آن قرعه‌ها بر نام وى
خويش را افكند از كشتى به زير * ماهيى بردش بكام از ناگزير
نفس خود را بوده در تقبيح و لوم * كه بدون اذن حق رفت او زقوم
پس نبود ار او بذكر لا يموت * تا بروز بعث بد در بطن حوت
پس فكنديمش بارضى بىگناه * بد سقيم و بىغذا و بىپناه
پس برويانديم در ساعت بر او * بهر آسايش درختى از كدو
تا كه قوت يافت و آسودش بدن * آن كدو شد خشك يا خود ريشه‌كن
پس تأسف خورد از خشكيدنش * كه بد از وى عيش و آراميدنش
آمد از حق بر ضمير او خطاب * كز كدويى كردى اينسان اضطراب
گر ببخشم صد هزاران خلق من * خوشتر آيد بر من از رنج دو تن
رو بسوى آن گروه بيشمار * كه تو را جويند از پروردگار
پس فرستاديم او را در اثر * سوى صد الف از گره يا بيشتر
پس به او مىبگرويدند از يقين * بهره‌ور گشتند از دنيا و دين
اى محمد « ع » اى رسول منتجب * حكم از ايشان اندرين قسمت طلب
كه بود پروردگارت را بنات * وانجماعت را پسرها در ثبات
چيست علت كه بنات او را سزاست * هم بسرها در خور از بهر شماست
يا در ايجاد ملايك بوده‌اند * حاضر ايشان كه اناث آن دوره‌اند
بد ملك حاضر در ايجاد بشر * وادم از ايجاد آنها بىخبر
باش آگه كاينگروه از افك خود * افترا بندند بر حق در ولد
كاذبند ايشان بقول خود يقين * برگزيد آيا بنات او بر بنين
مر شما را چيست كه اينسان كنيد * حكم در اين امر بىتحقيق و ديد

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 155 تا 170 ]

أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 155 ) أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ ( 156 ) فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 157 ) وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَ لَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ( 158 ) سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ( 159 ) إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ( 160 ) فَإِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ ( 161 ) ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ ( 162 ) إِلاَّ مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِيمِ ( 163 ) وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ ( 164 ) وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ( 165 ) وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ( 166 ) وَ إِنْ كانُوا لَيَقُولُونَ ( 167 ) لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ ( 168 ) لَكُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ( 169 ) فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 170 ) آيا پس پند نميگيريد ( 155 ) يا مر شما راست حجتى روشن ( 156 ) پس بياريد كتابتان را اگر هستيد راستگويان ( 157 ) و گردانيد ميان او و ميانه جن نسبى و بحقيقت دانستند جن كه هر آينه ايشانند احضار كرده شدگان ( 158 ) دانم پاك بودن خدا را از آنچه وصف ميكنند ( 159 ) مگر بندگان خدا كه خالص كرده شدگانند ( 160 ) پس بدرستى كه شما و آنچه ميپرستيد ( 161 ) نيستيد شما بر او تباه‌كنندگان ( 162 ) مگر آن را كه اوست در آينده در دوزخ ( 163 ) و نيست از ما جز كه مر او راست مقامى معين ( 164 ) و بدرستى كه مائيم هر آينه صف زنندگان ( 165 ) و بدرستى كه مائيم هر آينه تسبيح‌كنندگان ( 166 ) و اگر چه