پس آن گاه شما از آن برمىافروزيد ( 80 )
آيا و نيست آنكه آفريد آسمانها و زمين را توانا بر آنكه آفريند مثلشان آرى و اوست آفريدگار دانا ( 81 )
نيست امرش چون خواهد چيزى را جز آنكه ميگويد مر او را بشو پس مىشود ( 82 )
پس دانم پاك بودن آنكه بدست اوست پادشاهى همه چيز و بسوى او برگردانيده ميشويد ( 83 )
در بيان آوردن ابى بن خلف استخوان پوسيده را خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله
زد براى ما مثل كاين استخوان * كه شد اينسان خاك و هم بر باد آن
زنده خواهد گشت و جمع آيا دگر * نفى قدرت كرد از ربّ البشر
نسى خلقه قال من يحيى العظام * و هى عظم رميم بالتمام
كيست يعنى كاستخوانها را كناد * زنده چون پوسيده گشت و شد بباد
با نبى گفتند اين ابى ابن خلف * برگرفت او استخوانى را به كف
پس فشرد و داد او را بر هوا * گفت ديگر زنده گردد اين كجا
گو تو بر وى زنده سازد او درست * استخوان را كافريد اندر نخست
او بود بر خلق خود دانا همه * منبعث گردد پس از موت اين رمه
آن كسى كاو كرد پيدا و آفريد * از درخت سبز آتش نزد ديد
پس خود افروزيد آتش زان شجر * قدرتستش بر اعاده بيشتر
دو شجر گويند در بعض از ديار * هست كان يك مرخ باشد يك غفار
چون بهم سايند انگيزد شرر * گر چه بس باشند هر دو سبز و تر
نيست آيا آن كسى كاندر يقين * آفريده است اين سماوات و زمين
مر توانا كافريند مثل آن * قادر است اعنى بعود مردمان
اوست بسيار آفريننده و عليم * تا چسان احيا كند عظم رميم
نيست جز اين شان آن بيگفتگو * چون كه خواهد آفريند چيزى او
باشد او پس چون كه گفت او را بباش * مىكند خلق آنچه را خواهد بجاش
كن اشاره است از نفاذ امر حق * چون كند تكوين اشيا بر نسق
پس بود پاك آنكه هست او را بدست * پادشاهىّ هر آن چيزى كه هست
بار چون بنديد از ملك مجاز * سوى او خواهيد گشتن جمله باز
بر مجازاتش رسيد اندر اياب * بيخطا و اللَّه اعلم بالصواب
سورة الصّافّات
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 1 تا 10 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا ( 1 ) فَالزَّاجِراتِ زَجْراً ( 2 ) فَالتَّالِياتِ ذِكْراً ( 3 ) إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ ( 4 )
رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ ( 5 ) إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ( 6 ) وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ ( 7 ) لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ ( 8 ) دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ ( 9 )
إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ ( 10 )
به صف زندگان صف زدنى ( 1 )
پس زجركنندگان زجر كردنى ( 2 )
پس قرائت كنندگان ذكرى را ( 3 )
بدرستى كه إله شما هر آينه يكى است ( 4 )
پروردگار آسمانها و زمين آنچه ميان آن دوتاست و پروردگار مشرقهاست ( 5 )
بدرستى كه ما آراستيم آسمان نزديكتر را بزينتى كه ستارههاست ( 6 )
و نگهداشتنى از هر شيطان سركش ( 7 )
گوش فرا نتوانند داشت بسوى جماعت بالاتر و انداخته ميشوند از هر سويى ( 8 )
براى راندن و براى ايشانست عقوبتى دايمى در آخرت ( 9 )
مگر آنكه بدزديده ربود ربودنى پس از پى در آمد او را شعله فروزان روشن ( 10 )