تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
آيت ديگر كه ذرياتشان * حمل ما كرديم در كشتى چنان
يعنى آن آبائشان در فلك نوح * كان بد از هر نوع پر اندر وضوح
ذكر آباء زان بذريت نمود * كه خود آباء اصل ذريات بود
مثل آن هم آفريديم از قرار * در سفرها تا شوند ايشان سوار
مثل فلك نوح يعنى در نمون * بهرشان من مثله ما يركبون
غرقشان خواهيم چون سازيم ما * بحر را در موج اندازيم ما
پس نباشد بهرشان فريادرس * هم نه برهانند از مرگ آن نفس
جز كه ايشان را ببخشائيم هم * بخششى از نزد خود در موج و يم
بازشان سازيم برخورد از حيات * تا بهنگام اجل بعد از ممات
چون بر ايشان گفته گردد ز اهل كيش * كه بپرهيزيد زانچه بوده پيش
وانچه باشد مر شما را در عقب * از عقوبتهاى افزون در تعب
بر اميد اينكه شايد از شما * بگذرند و رحمت آيد از خدا
نامد ايشان را بوجه اعتبار * آيتى ز آيات آن پروردگار
جز كه بودند از نظر كردن در آن * بىتأمل روى گرداننده‌گان
مشركان را چون كه گويند انفقوا * زانچه روزى بر شما فرموده او
زانچه حقتان داده يعنى بر مزيد * هم بمحتاجان و درويشان دهيد
گويد آن كو نگرويد از بدمنش * اهل ايمان را ز طعن و سرزنش
ما طعام آيا دهيم آن را بكام * كه خدا گر خواستى دادى طعام
نيستيد الا بگمراهى شما * كه كنيد امر از خلاف اقتضا
يعنى آنچه بر خلاف مشيت است * خود باعطا قادر آن ذو قدرتست

[ سوره يس ( 36 ) : آيات 48 تا 59 ]

وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 48 ) ما يَنْظُرُونَ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ ( 49 ) فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ( 50 ) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ( 51 ) قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ ( 52 ) إِنْ كانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ ( 53 ) فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 54 ) إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ ( 55 ) هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ ( 56 ) لَهُمْ فِيها فاكِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ ( 57 ) سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ( 58 ) وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ ( 59 ) و ميگويند كى باشد اين وعده اگر هستيد راستگويان ( 48 ) انتظار نميبرند مگر فريادى واحد را كه خواهد گرفت ايشان را و ايشان خصومت ميكرده باشند ( 49 ) پس نتوانند وصيت كردن و نه بسوى كسانشان برميگردند ( 50 ) و دميده شد در صور پس آن گاه ايشان از قبرها بسوى پروردگارشان مىشتابند ( 51 ) گفتند اى واى بر ما كه برانگيخت ما را از خوابگاهمان اينست آنچه وعده داده بود ما را خداى بخشنده و راست گفتند مرسلان ( 52 ) نباشد جز فريادى واحد پس آن گاه ايشانند جمع كرده شده نزد ما حاضر كرده شدگان ( 53 ) پس امروز ظلم كرده شود نفسى هيچ چيز و جزا داده نشويد جز آنچه هستيد كه مىكنيد ( 54 ) بدرستى كه اهل بهشت آن روزند در كارى شادىكنان ( 55 ) ايشانند و جفتهاشان در سايه‌ها بر سريرها تكيه‌زنندگان ( 56 ) مر ايشانراست در آن ميوه و مر ايشانراست آنچه خواهش ميكنند ( 57 ) سلام گفتنى از پروردگار مهربان ( 58 ) و جدا شويد امروز اى گناهكاران ( 59 )
باز ميگويند خواهد بود كى * وعده‌تان گر صادقيد و نيك پى
منتظر نبوند جز يك صيحه را * كه بگيردشان بفرمان خدا
نفخهء صعق است قصد از اين خروش * كه ز مستى ناگه آردشان به هوش
وانكه ايشان در خصومت باهمند * شاغل اندر كار دنيا آن دمند
در دمد ناگاه اسرافيل صور * جسمها بر مردگان گردد قبور
بر وصيت نيستشان امكان و ساز * نه بسوى اهلشان گردند باز
پس دمند آن نفخهء ديگر بصور * آنكه ايشان پس در آيند از قبور
سوى رب خود شتابند از مقام * اندران صحرا كه دانى در قيام
ويلنا گويند آن دم ز انتباه * كه برانگيزاندمان از جايگاه
اينست آن وعده كه بر ما كرده حق * راست گفتند آن رسولان با فرق
مىنبود اين واقعه بر ناگزير * جز كه صيحهء واحدهء نفخهء اخير
آنكه ايشان پس فراهم آمده * نزد ما باشند و هم حاضر شده

جذبه

پس خطاب آيد كه اين روزى بود * كه كس استم كرده نز چيزى شود
نه جزا داده شوند اندر اثر * جز به آنچه برده‌اند از خير و شر
اندران روزند اصحاب جنان * جمله در كار نعيم و شادمان
كار ايشان عيش و لذت بردنست * چيست كار عاشقان خون خوردنست