تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
باز داشتيم شما را از هدايت بعد از آنكه آمد شما را بلكه بوديد گناهكاران ( 32 ) و گفتند آنان كه ضعيف گرفته شدند مر آنان را كه بزرگى جستند بلكه حيله شب و روز هنگامى كه ميفرموديد ما را كه كافر شويم به خدا و بگردانيم مر او را همتايان و پنهان داشتند پشيمانى را چون ديدند عذاب را و گردانيديم غلها را در گردنهاى آنان كه كافر شدند آيا جزا داده ميشوند مگر آنچه بودند كه ميكردند ( 33 )
نى فرستاديمت الّا آنكه عام * مژده ده هم بيم ده خود بر انام
ليك نادانند اكثر مردمان * از كمال و رتبه پيغمبران
وعده‌تان گويند كى باشد براست * صدق گر گوئيد و بيشك از خداست
كو شما را وعده روزيست بس * كه دمى نائيد از وى پيش و پس
وان قيامت يا بود وقت وفات * روز روشن چون شب است از سيّئات
مىبگفتند آنكه خود كافر شدند * ما به قرآن نگرويم از ناپسند
نه به آنچه پيش از آن آمد فرود * كه در آن نعت پيمبر جمله بود
يعنى آن تورية و انجيل متين * كه بموسى و مسيح آمد يقين
كافران حال رسول مستطاب * باز ميجستند از اهل كتاب
وصف او گفتند باشد بىقصور * بس بتورات و بانجيل و زبور
نفى كردند آن تمام از حقد و كين * يافت اين آيت نزول از ربّ دين
كاين چنين گويند كفار از عناد * كه بر آنها نيست ما را اعتماد
ور ببينى ظالمان باز ايستند * چون كه نزد ربّ خود خوار و نژند
باز گردانند مر بعضى سخن * سوى بعضى ديگر اندر ان زمن
رد قول هم نمايند از جدال * مىبگويند آن ضعيفان در مقال
سركشان را كه نبوديد ار شما * ما بديم از مؤمنان بىماجرا
و اهل استكبار گويند اينچنين * در جواب فرقهء مستضعفين
بازتان ما داشتيم آيا ز راه * بعد از آن كامد شما را ز انتباه
ما نگردانديمشان از راه دين * بل شما بوديد خود از مجرمين
باز گويند آنچه بيچاره بدند * بر كسان كز امر حق سركش شدند
بل نه ما كافر شديم از ميل و آز * مكر روز و شب بر اينمان داشت باز
امر ميكرديد وقتى كه بما * اينكه تا كرديم كافر بر خدا
هم بر او گيريم همتايان بكيش * كفرمان بود از شما بر جرم خويش
هر دو فرقه بعد از آن گفت و شنود * در ندامت غرقه‌اند و نيست سود
وان ندامت را نهان دارند هم * چون كه بينند آن عذاب پر الم
يا شوند اندر پشيمانى نهان * يا ندامت ظاهر آيد زان كسان
پيشوايان يا ز اتباع ضلال * آن ندم پنهان كنند از ضعف حال
همچنين غلها نمائيم آتشين * اندر اعناق آنكه كافر شد بدين
بدتر از غفلت غلى بر گردنى * نيست تا باشد نشان كودنى
ميشوند آيا جزا داده مگر * بر هر آنچه ميكنند از خير و شر

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 34 تا 39 ]

وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ ( 34 ) وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ( 35 ) قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 36 ) وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ ( 37 ) وَ الَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ ( 38 ) قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ( 39 ) و نفرستاديم در هيچ قريه هيچ بيم‌كننده مگر گفتند بنعمت پروردگارش بدرستى كه ما به آنچه فرستاده شدند به آن كافرانيم ( 34 ) و گفتند ما بيشتريم در اموال و اولاد و نباشيم ما عذاب كرده شدگان ( 35 ) بگو بدرستى كه پروردگارم فراخ مىكند روزى را براى آنكه ميخواهد و تنگ ميگرداند و ليكن اكثر مردمان نميدانند ( 36 ) نيست مالهاى شما و نه فرزندان شما به چيزى كه نزديك گرداند شما را نزد ما نزديك كردنى ليكن آنكه گرويد و كرد كار شايسته را پس آن گروه مر آنها راست جزاى افزون به آنچه كردند و ايشان باشند در غرفهايى ايمنان ( 37 ) و آنان كه مىشتابند در آيتهاى ما طالبان عاجز گردانيدن آنها باشند در عذاب احضار كرده شدگان ( 38 ) بگو بدرستى كه پروردگار من فراخ مىكند روزى را براى آنكه ميخواهد از بندگانش و تنگ مىكند برايش و آنچه را انفاق كرديد از چيزى پس او عوض ميدهد آن را و اوست بهترين روزىدهندگان ( 39 )