و شبانگاهش ماهى و جارى كرده بوديم برايش چشمه مس گداخته و از جن كس بود كه كار ميكرد ميان دو دستش باذن پروردگارش و آنكه سر ميپيچد از ايشان از فرمان ما ميچشانيديم او را از عذاب آتش سوزان ( 12 )
ميساختند براى او آنچه ميخواست از غرفها يا مسجدها يا قصرها و تمثالها و كاسها و حوضها و ديگهاى برقرار يعنى از بزرگى نقل و تحويل نميشد بكنيد آل داود شكر و اندكى از بندگان من شاكرند ( 13 )
پس چون گزارش داديم بر او مرگ را دلالت نكرد ايشان را بر مرگش مگر جنبندهء زمين كه آن را ارضه و چوب خوره گويند كه مىخورد عصايش را پس چون بر وى در افتاد ظاهر شد جن كه اگر بودند كه ميدانستند غيب را نمىماندند در عذاب خواركننده ( 14 )
در بيان تفضلات حق تعالى در حق حضرت داود عليه السلام و بيان حال سليمان عليه السلام
ما عطا كرديم از نزديك خود * فضل و افزونى بداود « ع » آنچه بد
كوهها گفتيم تا با او كنند * هر زمان تسبيح با صوت بلند
اوّبى يعنى كه گردانيد باز * صوت خود با وى به تسبيح و نياز
همچنين كرديم بر مرغان ندا * تا مگر گردند با او هم صدا
نرم كرديم آهن اندر دست او * تا زره سازد پى عزم عدو
بافتن را دارد اندازه نگاه * حلقهها يعنى مساوى كن بگاه
هم بگفتيم او و اهلش را كنيد * كارهاى نيك بر شكر مزيد
شكر نعمتهاى بيرون از شمار * باشد اعمال نكو در روزگار
من به اعمال شما باشم بصير * نيست زان پوشيده قدر يك شعير
بر سليمان باد را كرديم رام * رفت راه دو مه اندر صبح و شام
بد مسخّر يعنى او را در صعود * آن هواهاى طبيعت از وجود
راه يك مه رفت در هر بامداد * در سلوك بندگى با سير باد
همچنين پيمودى اندر شام راه * قدر ماهى در طريق انتباه
جارى او را ساختيم از ساخته * عين قطر اعنى مس بگداخته
يعنى آن جسم ملول منجمد * بد روان در طاعت و تقوى بجد
هم ز جن بودند بعضى پيش او * كار ميكردندش اندر پيش رو
جمله يعنى قوهء وهم و خيال * بد بفرمانش باذن ذو الجلال
باشد اين تأويل با تنزيل جفت * فلسفى تا ناورد لغوى بگفت
سركشى وانكس كه كرد از جنّيان * ز امر ما كه بود مامور او بدان
ميچشانديمش شود كاموخته * از عذاب و آتش افروخته
طبعى ار ميكرد يعنى سركشى * ديوسان از حكم عقل از بيهشى
در رياضت سخت او را ميگداخت * تا تواند با مراد عقل ساخت
بهر او كردند ديوان آنچه خواست * ساختندى غرفهايى كه بناست
هم تماثيل و جفان كالجواب * كاسها و حوضها از بهر آب
هم قدور راسيات اندر قرار * ديگها يعنى بزرگ و استوار
آل داود اعملوا شكرا لنور * و قليل من عبادى الشكور
موت پس بر وى چه شد از ما قضا * مرده بود و تكيه بودش بر عصا
كس بموتش واقف ايشان را نكرد * غير مورى كه عصاش از ته بخورد
پس فتاد و شد هويدا آنكه جن * گر كه ميدانست غيب از مطمئن
مىنكردندى درنگ اندر عذاب * نى كشيدى رنج تعمير از شتاب
داشت يعنى قوهء وهم ار كه راه * بر مقام سر بدون اشتباه
كى شدى مشغول بر اعمال پست * تا بعسرت حاصلى آرد بدست
[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 15 تا 18 ]
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ ( 15 ) فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ( 16 ) ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلاَّ الْكَفُورَ ( 17 ) وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ ( 18 )
بتحقيق كه بود مر سبا را در مسكنهاشان آيتى دو بوستان از راست و چپ بخوريد از روزى پروردگارتان و شكر كنيد مر او را بلدى پاكيزه و پروردگارى آمرزنده ( 15 )
پس روى گردانيدند پس فرستاديم بر ايشان سيل باران سخت و بدل داديم ايشان را از دو باغشان دو باغ صاحبان ثمرى تلخ و شورهگز و چيزى از كنار اندكى ( 16 )
آن سزا داديم ايشان را بسبب آنچه كفران ورزيدند و آيا جزا ميدهيم جز ناسپاس را ( 17 )