تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
و نباشد مر ايشان را در آن دو تا هيچ شركى و نباشد مر او را از ايشان هيچ مددكارى ( 22 ) و سود نميدهد شفاعت نزد او مگر براى آنكه دستورى داد برايش تا چون برداشته شود ترس از دلهاشان گويند يعنى ملائكه بعضيشان ببعضى چه گفت پروردگار شما گويند حق و اوست رفيع بزرگ ( 23 ) بگو كيست كه روزى ميدهد شما را از آسمانها و زمين بگو خدا و بدرستى كه ما با شما هر آينه بر هدايتيم يا در گمراهى آشكار ( 24 ) بگو پرسيده نميشوند از آنچه بد كرديم و پرسيده نميشويم از آنچه ميكنيد ( 25 ) بگو جمع مىكند ميانه ما پروردگار ما پس حكم مىكند ميانه ما به حق و اوست حكم كننده دانا ( 26 ) بگو بنمايند مرا آنان كه بر بستيد به او انبازان نه چنين است بلكه اوست خداى غالب درست كردار ( 27 )
گو بخوانيد آن كسان را كه گمان * غير حق كرديد يعنى از بتان
مالك ايشان مىنباشند از يقين * قدر ذرّه در سماوات و زمين
نيست ايشان را در آنها با خدا * شركتى از هيچ ره از هيچ جا
هم خدا را نيست ز اصنام و ملك * مر مددكارى و پشتى بى ز شك
سود هم ندهد شفاعت نزد او * جز بدستورى ز حق بيگفتگو
تا ز دلهاشان شود سلب فزع * اذن پس بدهندشان بر ما وقع
در فزع باشند يعنى جمله نيز * شافع و مشفوع اندر رستخيز
پس شفيعان را ز ديدار قلوب * آن فزع سلطان كشاف الكروب
بعضشان گويند بر بعض از نهفت * در شفاعت كردگار ما چه گفت
گفت ميگويند حق گفتار راست * كه شفاعت اهل ايمان را سزاست
آن خداى ما على است و كبير * هست بر ذاتش شفاعت ناگزير
كو شما را از سماء و از زمين * كيست كو روزى دهد اى مشركين
گو تو خود اندر جواب اين سؤال * كه دهد روزى خداى ذو الجلال
از شما و ما كداميم از قرار * بر هدايت يا ضلالى آشكار
كو شما پرسيده از اجرام ما * مىنگردانيد ايچ اندر ماجرا
ما نكرديم از شما پرسيده هم * از هر آنچه ميكنيد از بيش و كم
بين ما كو جمع سازد ربّ ما * پس نمايد حكم بالحق بيننا
مىكند حكم او بدانش در ميان * حاكمى داناست او بر مردمان
گو نمائيد از شريكان آنچه را * كه به حق كرديد الحاق از عما
يعنى اوصاف بتان را از كدام * ميكنيد انباز با ربّ الانام
گو تو كلّا بل هو اللَّه العزيز * غالب دانا به حكم جمله چيز

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 28 تا 33 ]

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 28 ) وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 29 ) قُلْ لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ ( 30 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ( 31 ) قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ ( 32 ) وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 33 ) و نفرستاديم ترا مگر عام مر مردمان را مژده دهنده و بيم كننده و ليكن اكثر مردمان نميدانند ( 28 ) و ميگويند كى باشد اين وعده اگر هستيد راستگويان ( 29 ) بگو مر شما راست وعده روزى كه باز پس نميمانيد از آن ساعتى و پيش نمىافتيد ( 30 ) و گفتند آنان كه كافر شدند نميگرويم به اين قرآن و نه به آنچه باشد ميان دو دستش و اگر بينى هنگامى كه ستمكاران بازداشته شدگانند نزد پروردگارشان بر ميگردانند بعضيشان ببعضى سخن را ميگويند آنان كه ضعيف گرفته شدند مر آنان را كه بزرگى جستند اگر نه شما بوديد هر آينه بوديم ما گروندگان ( 31 ) گفتند آنان كه بزرگى جستند مر آنان را كه ضعيف گرفته شدند آيا ما