تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
و گردانيديم ميان ايشان و ميانه قريه‌هايى كه بركت داديم در آن قريه‌ها ظاهر را يعنى بر سر راه مقرر داشتيم در آنها رفتن را سير كنيد در آنها شبها و روزها ايشان ( 18 )

در بيان حكايت اهل سبا

در مساكن بودشان اهل سبا * آيتى از جنّتين اندر نوا
هر كس اندر خانه‌اش يعنى چنين * بد دو باغ اندر يسار و در يمين
بود نعمت پيش از آن كايد بگفت * با هوايش ايمنى ميبود جفت
سيزده قريه بد اينسان با صفا * مرسلى در هر يك آمد از خدا
كه خوريد از هر چه روزى داده حق * بر شما گوئيد شكرش بر نسق
اينچنين شهرى پسنديده و نكو * در ازايش گفت بايد شكر او
باشد آمرزنده مر پروردگار * آنكه را باشد زبان حقگذار
پس بگرداندند روى از شكر هم * پس فرستاديمشان سيل العرم
آب سدى كان ورا بلقيس بست * موشها سوراخ كردند و شكست
يا كه سيلى آمد از كهسار قهر * كرد ويران جمله آن باغات و شهر
شد مبدّل جنّتين اندر ظهور * بر دو باغ از ميوه‌هاى تلخ و شور
خمط يا باشد درخت خاردار * ميوهء تلخ آورد مانا ببار
شد گزستان باغهاى پر نخيل * وز درخت سدر آكل را قليل
اين جزا داديمشان بر ناشناس * اينست آيا جز جزاى ناسپاس
بين ايشان ما بگردانديم هم * وان قراى ديگر از جود و كرم
چون فلسطين و اريحا در رجوع * بودشان بركات زاثمار و زروع
قريه‌هاى ظاهره بر اتصال * جمله بر ظهر طريق اندر مجال
سير مردم بد در آن تقدير ما * تا براحت بگذرند از قريه‌ها
يا مقادير مراحل اندران * اندر آورديم در هر جا عيان
اندر اين دهها بدون هر تعب * راه هر وقتى رويد از روز و شب
نيست كس محتاج زاد و راحله * هم نه آبادى در آنها فاصله
ايمنيد از خوف قطاع الطريق * وز عطش وز جوع در ره بىرفيق

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 19 تا 21 ]

فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ( 19 ) وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 20 ) وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ وَ رَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ( 21 ) پس گفتند پروردگار ما دورى افكن ميانه سفرهاى ما و ستم كردند بر خودهاشان و گردانيديمشان حكايتها و پراكنده كرديمشان هر پراكنده كردنى بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست مر هر شكيباى شكرگزار ( 19 ) و بحقيقت راست گردانيد بر ايشان ابليس گمانش را پس پيروى كردند او را جز پاره از گروندگان ( 20 ) و نبود مر او را بر ايشان هيچ تسلطى مگر براى آنكه بدانيم آن را ميگرود بآخرت از آنكه او از آن در شك است و پروردگار تو بر همه چيز نگهبان است ( 21 )
پس بگفتند اغنياشان ربنا * دورى افكن بين منزلهاى ما
تا كه نتواند كند مردى سفر * بى ز زاد و راحله هيچ از مقر
پس ستم كردند بر خود زين دعا * يا كه زين كفران نعمتهاى ما
پس بگردانديمشان تا از عجب * هر كسى گويد سخنهاشان بلب
شد خراب آن قريه‌ها اندر زمن * كه ميان شام بود آن تا يمن
خلق تا گفتند از ضرب المثل * شد سبا را عيش بر عسرت بدل
پس پراكنديم ايشان را چنان * كه نيايد آن تفرّق در ميان
اندر اين باشد نشانها بر حضور * مر كسى را كوست صبّار و شكور
پس بر ايشان ظنّ خود را كرد راست * ديو كز بهر بشر اين فتنه خواست
پيروى كردند او را پس عيان * جز گروهى از خواص مؤمنان
مىنبود او را بر ايشان حجتى * يا كه استيلا بگاه دعوتى
جز كه دانيم و كنيم او را جدا * كه بود ايمانش بر ديگر سرا
از كسى كه باشد از آن در گمان * يعنى از حشر و حساب اندر نشان
باشد آن پروردگار از فوق و پست * مر نگهبان بر هر آن چيزى كه هست

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 22 تا 27 ]

قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ ( 22 ) وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ( 23 ) قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 24 ) قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ ( 25 ) قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ ( 26 ) قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ كَلاَّ بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 27 ) بگو بخوانيد آنان را كه گمان برديد از غير خدا نميباشند مالك مقدار ذره در آسمانها و نه در زمين
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 605 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه