تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
در آيتهاى ما عجزكنندگانشان آن گروه براى ايشانست عذاب از عقوبت پردرد ( 5 ) و مىبينند آنان كه داده شدند علم را كه آنچه فرو فرستاده شد به تو از پروردگارت آن حق است و هدايت مىكند به راه خداى غالب ستوده ( 6 )
آن كسان گفتند كه كافر شدند * كه بما نايد قيامت تا به چند
كو بلى و ربى آيد بر شما * مر قيامت وقت آن داند خدا
خورد سوگند آن ابو سفيان به لات * كه نيايد بعثى از بعد وفات
اى محمد « ع » هم تو بر پروردگار * خور قسم كايد قيامت آشكار
آن خداى عالم الغيبى كز او * نيست پنهان هيچ قدر يك تسو
در سماوات و زمين زين خوردتر * يا از آن اكبر كه آيد در نظر
جز كه مكتوبست در روشن كتاب * لوح محفوظ است وان در انتساب
تا جزا بدهد بر آنكه بگرويد * كرد هم كردار نيكو بر مزيد
آن گره را باشد آمرزش يقين * همچنين رزق كريم از ربّ دين
وانكه بر ابطال آيتهاى ما * سعى كردند آن كسان از ناروا
تا مگر عاجزكننده ما شوند * از الم رنجى بد ايشانراست چند
مىبدانند آن كسان كه داده شد * علم ايشان را ز حق و آماده شد
آنكه سويت نازل از پروردگار * آنچه باشد اوست صدق و استوار
رهنما باشد به راه آنكه او * غالب و استوده است آن بىغلو

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 7 تا 9 ]

وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ( 7 ) أَفْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعِيدِ ( 8 ) أَ فَلَمْ يَرَوْا إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ( 9 ) و گفتند آنان كه كافر شدند آيا دلالت كنيم شما را بر مردى كه خبر دهد شما را چون پاره كرده شديد هر پاره كردنى بدرستى كه شمائيد هر آينه در آفرينش تازه ( 7 ) آيا بست بر خدا دروغى يا به اوست جنونى بلكه آنان كه ايمان نمىآوردند بآخرت باشند در عذاب و گمراهى دور ( 8 ) آيا پس ننگريستند بسوى آنچه باشد ميان دستهاشان و آنچه باشد پشت سرشان از آسمان و زمين اگر خواهيم فرو بريم ايشان را به زمين يا فرو اندازيم بر ايشان پاره‌اى از آسمان بدرستى كه در آن هر آينه آيتى است مر هر بنده بازگشت كننده ( 9 )
وانكسان گفتند كه كافر شدند * نز ره اعلام بلكه از ريشخند
سوى مردى ما شويم آيا دليل * خود شما را كه خبر داد آن خليل
يا كند ابناء كز بعد هلاك * كه شويد آن پاره پاره زير خاك
جسمتان يابد تفرّق پس شويد * انكم كل لفى خلق جديد
آفريده ميشويد از نو همه * جمع گردد عظم و لحم اين رمه
بر خدا بندد دروغى يا نه او * مر جنونى باشد از اين گفتگو
جن ورا گيرد كلامى از دروغ * مىكند القا به او از بىفروغ
بل هر آن كو بر قيامت نگرويد * در عذابست و ضلالى بس بعيد
كافران آيا نميبينند پس * سوى ايشان آنچه پيش است آنچه پس
از زمين و آسمان از پشت و رو * جملگى بگرفته ايشان را فرو
در ميان محصور و نتوانند چند * تا كه از اقطار آن بيرون روند
ان نشا نخسف بهم يعنى بخواست * بر زمينشان در بريم ايدون بر است
يا بر ايشان افكنيم از آسمان * قطعهء مانند تا در زير آن
عبرتى باشد در اين قبل از وقوع * بهر عبدى كه كند بر حق رجوع

[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 10 تا 14 ]

وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ ( 10 ) أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 11 ) وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ ( 12 ) يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ ( 13 ) فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ ( 14 ) و بتحقيق داديم داود را از خود مزيّتى اى كوه‌ها باز گردانيد آواز خود را به او و اى مرغان شما نيز چنين كنيد و نرم گردانيديم برايش آهن را ( 10 ) كه بسازد زره‌هاى رسا و اندازه نگاه دار در يافتن و بكنيد كار شايسته بدرستى كه منم به آنچه ميكنيد بينا ( 11 ) و مسخّر كرديم بر سليمان باد را كه در رفتن به بامداد يك ماه
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 603 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه