بر كشد در شهر و كوى آوازها * سر سر بىپرده گردد رازها
خلق را بر خود بشوراند تمام * استخوانش را بكوبند اين عوام
زان سپس يابند اگر صوفى وشى * بر كشند از آتشش بر آتشى
خام گردد پختهاى نغز او * از دماغ آرند بيرون مغز او
گر چه اين ديوانه را نبود خبر * گر جهان يك جا شود زير و زبر
گيرد اين ارض و سما را جمله آب * كاخ امكان سر بسر گردد خراب
او بفكر دلبر دل برده است * مىنداند زنده كس يا مرده است
بس بود از هستى وهمى ملول * در فناى خود ظلوم است و جهول
ديده است آن چشم ميگون را بخواب * چه غمش كه دور گردون شد خراب
ليك نايد گر ز مستى او به هوش * نايد از معنى دگر صوتى به گوش
زانكه از نطق و لبش تقرير عشق * مىتراود خاصه در تفسير عشق
چشم خفّاش ار نديد آن ضوء و تاب * تو بر غمش كو بتاب اى آفتاب
آنكه او گويا ز هر نطق و لبى است * از غمش هر سو خروش يا ربى است
نطق او را كرده خاص اندر كلام * تا كه قرآن را بنظم آرد تمام
گر ندارى طبع خفاشى يكى * اندر اين دفتر فرو رو اندكى
بين بيانى كافتاب روشن است * نزد تحقيق معانى ابين است
كرده خود روشن بدين نظم و كلام * جمله عالمهاى معنى را بنام
گر نباشد چشم ادراكى ضرير * يا حسود آفتابى بس منير
ور منافق پيشه و خفّاش خوست * رو ز خورشيد ار بگرداند نكوست
زانكه نور آفتاب پر شعاع * بهر خفّاشك هلاكست و صداع
گشت انسان بر امانت انتخاب * تا منافق را نمايد حق عذاب
مرد و زن كايشان دو روى و مشركند * حاسد پيغمبرند و هالكند
حق پذيرد توبهء هر مرد و زن * كه غفور است و رحيم آن ذو المنن
سورة سبا
[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 1 تا 2 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ( 1 ) يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها وَ هُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ ( 2 )
بنام خداوند بخشايندهء مهربان
ستايش مر خدا را كه مر او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و مر او راست ستايش در آن جهان و اوست درست كردار آگاه ( 1 )
ميداند آنچه داخل مىشود در زمين و آنچه بيرون ميآيد از آن و آنچه فرود ميآيد از آسمان و آنچه عروج مىكند در آن و اوست مهربان آمرزنده ( 2 )
بعدبسم اللَّه از سورهء سبا * ميكنم از حمد بارى ابتدا
هر ستايش هر سپاسى مرو راست * كه بود زو هر چه در ارض و سماست
هم ستايش باشدش در آخرت * حمد ذاتش را سزد بىمعذرت
در دو دنيا نعمتش بر بندگان * بيش از آن باشد كه آيد در زبان
در قيامت نعمتش بىواسطه * ميرسد بر بندگان از رابطه
زان سپاسش در قيامت اظهر است * هر چه آن بيواسطه پيداتر است
دوستان و دشمنان او را سپاس * ميكنند از فضل و عدل بىقياس
او بذات خود حكيم است و خبير * در امور خلق و اسرار ضمير
داند آنچه در زمين گردد فرو * وانچه بيرون از زمين آيد بر او
وانچه ميآيد فرود از آسمان * وانچه بالا ميرود باز اندران
او بخلقان مهربانست و غفور * جرمبخش و پردهپوش از هر قصور
پرده پوشد از كرم بر عيبها * داشت زان مخفى ز خلقان غيبها
[ سوره سبإ ( 34 ) : آيات 3 تا 6 ]
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ ( 3 ) لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ( 4 ) وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ ( 5 ) وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ( 6 )
و گفتند آنان كه كافر شدند نمىآيد ما را قيامت بگو آرى قسم بپروردگار من كه هر آينه خواهد آمد شما را كه داناى غيب است مستور نميباشد از او مقدار ذره در آسمانها و نه در زمين و نيست خوردتر از آن و نه بزرگتر جز كه باشد در كتابى واضح ( 3 )
تا جزا دهد آنان را كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته را آن گروه براى ايشانست آمرزش و روزى خوب ( 4 )
و آنان كه شتافتند