لعنت كرده شدگان هر كجا يافته شوند گرفته شوند و كشته گردند كشتنى بليغ ( 61 )
بدستور خدا در آنان كه گذاشتند از پيش و هرگز نيابى مر دستور خدا را تغييرى ( 62 )
آن كسانى كز خدا و از رسول * ميكنند ايذا ز نقصان عقول
در دو دنياشان كند لعنت يقين * شد مهيا بهرشان رنجى مهين
وانكسان كز مؤمنين و مؤمنات * ميكنند ايذا بلا وجه از جهات
يعنى از غير جنايت كه ز حق * مىبوند ايشان بايذا مستحق
حمل و زرى كردهاند ايشان يقين * هم گناهى بس هويدا و مبين
اى پيمبر گو بازواجت چنين * هم بناتت هم نساء مؤمنين
اينكه بر روى از پى ستر و حجاب * چادرى گيرند در وقت ذهاب
تا بپوشد سينه و روهايشان * ساق و ساعد پشت و پهلوهايشان
اقرب اين باشد بعفت بىستيز * تا كه بشناسندتان اهل تميز
تا كه ايذا كرده ز اهل افتضاح * مىنكردند ايست مبنى بر صلاح
حق بود آمرزگار و مهربان * بر گناه رفته و اصلاح عيان
آن دو رويان باز گر نىايستند * از عناد آن رسول ارجمند
وانكه در دلشان مرضها بر خفاست * ميلشان بر فسق و عصيان و زناست
وانكه اخبار اراجيف از ضرار * ميدهند اندر مدينه انتشار
كه سپاه مسلمين اندر مكان * منهزم گرديدهاند از كافران
تا شود قلب مسلمانان ضعيف * يا خبرهاى دگر از اين رديف
بر گماريمت بر ايشان در زمن * تا برونشان سازى از شهر و وطن
پس تو را نبوند ايشان در جوار * غير اندك رانده كردند از ديار
يعنى از همسايگيت آوارهاند * جز دمى وز بعد آن بيچارهاند
مانده اندر لعنت حق بر مزيد * يافت چون كردند هر جاى و پديد
خود گرفته ميشوند و كشته هم * كشتنى در شدت خوارى و غم
يعنى ار نكنند ترك ناپسند * بايد ايشان رانده و كشته شوند
قتل ايشان سنت است از رب دين * اندر اين بگذشتگان از پيش ازين
سنّت حق را نيابى در جهان * هيچ تبديلى و تغييرى در آن
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 63 تا 71 ]
يَسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً ( 63 ) إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً ( 64 ) خالِدِينَ فِيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ( 65 ) يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولا ( 66 ) وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا ( 67 )
رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً ( 68 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً ( 69 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ( 70 ) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً ( 71 )
ميپرسند ترا مردمان از قيامت بگو جز اين نيست كه علمش نزد خداست و چه چيز آگاه مىكند ترا شايد كه قيامت باشد نزديك ( 63 )
بدرستى كه خدا لعنت كرد كافران را و آماده كرد براى ايشان آتش سوزان ( 64 )
جاودانيان در آن هميشه نمىيابند صاحبى و نه ناصرى ( 65 )
روزى كه گردانيده شود رويهاشان در آتش گويند اى كاش كه ما فرمان برده بوديم خدا را و فرمان برده بوديم رسول را ( 66 )
و گويند پروردگار ما بدرستى كه ما اطاعت كرديم سر كردههامان را پس گمراه كردند ما را از راه ( 67 )
پروردگار ما بده ايشان را دو چندان از عذاب و لعنت كن ايشان را لعنتى بزرگ ( 68 )
اى آن كسانى كه گرويديد مباشيد مانند آنان كه رنجانيدند موسى را پس برى نمودش خدا از آنچه گفتند و بود نزد خدا گرامى ( 69 )
اى آن كسانى كه ايمان آورديد بپرهيزيد از خدا و بگوئيد گفتنى صواب ( 70 )
كه شايسته گرداند براى شما كردههاتان را و بيامرزد شما را گناهانتان و هر كه اطاعت كند خدا و رسولش را پس بتحقيق كامياب شد كامياب شدنى بزرگ ( 71 )
از تو پرسند از قيامت مردمان * از تعنّت گو جز اين نبود كه آن
نزد حق دانا بر آن كردت چه چيز * شايد آن نزديك باشد در تميز
كافران را كرده لعنت كردگار * هم مهيا بهرشان سوزنده نار
جاودانند اندران چون لحم و پوست * مىنيابند ايچ يارى يا كه دوست