براى خود از غير خدا صاحبى يا دوستى و نه ياورى ( 17 )
بتحقيق ميداند خدا بازدارندگان را از شما و گويندگان مر برادرانشان را كه بيائيد بسوى ما و نمىآيند كارزار را مگر اندكى ( 18 )
بخيلان بر شما پس چون آمد بيم بينى ايشان را كه مينگرند بسوى تو ميگردد چشمهاشان چون كسى كه به بيهوشى طارى شده باشد بر او از سكرات موت پس چون رود بيم خسته سخن كنند شما را بزبانهاى تيز بخيلان بر خير آنها ايمان نياوردند پس ناچيز گردانيد خدا كردار ايشان را و باشد آن بر خدا آسان ( 19 )
گو بايشان كيست تا دارد نگاه * مر شما را ز امر حق اندر پناه
خواهد ار بد بر شما او يا كه نيك * سوء يا رحمت رسد ناچار ليك
مىنيابند اين خلايق بهر خويش * دوست يا يارى سواى حق بكيش
مىبداند مر معوّق را خداى * از اعانت بر رسول مقتداى
وانكه ميگويند بر اخوانشان * كه بسوى ما بيائيد از نشان
بر خوشى و عيش يابيد اشتغال * وارهيد از محنت جنگ و قتال
مىنيايند آن دورويان در نبرد * جز قليلى با نبردى سهل و سرد
كم بجنگ آيند يعنى يا كنند * جنگ اندك از نفاق پر گزند
مر بخيلانند ايشان بر شما * در ظفر يا در غنيمت يا نوا
پس چو آيد خوف دشمن يا قتال * بينى ايشان را ز جبن و اختلال
سوى تو ميبنگرند از بد سير * چشمهاشان گردد اندر دور سر
چون كسى كايد بر او از مرگ غش * پس چو رفت آن خوف و اندوه و طپش
مىبرنجانندتان از بىتميز * با زبانهاى حداد اعنى كه تيز
اندران حالى كه در نيكى بخيل * بر شما باشند و اندر قال و قيل
كه شما از فرّ ما غالب شديد * ور نه بس مغلوب و مستأصل بديد
اين جماعت نيستند ايمان مقام * كرده حق اعمالشان باطل تمام
سهل و آسانست وين پس بهر حق * كه بشويد نقش اعمال از و رق
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 20 تا 24 ]
يَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَ إِنْ يَأْتِ الْأَحْزابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِي الْأَعْرابِ يَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ وَ لَوْ كانُوا فِيكُمْ ما قاتَلُوا إِلاَّ قَلِيلاً ( 20 ) لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً ( 21 ) وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إِيماناً وَ تَسْلِيماً ( 22 ) مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً ( 23 ) لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 24 )
مىپندارند آن طايفهاى دشمن را كه نرفتهاند و اگر آيند طايفهاى دشمن دوست ميدارند كه كاش ايشان باديهنشينان بودند در عربان صحرانشين كه ميپرستيده باشند از خبرهاى شما و اگر بودند در شما كارزار نميكردند مگر اندكى ( 20 )
بتحقيق بودند مر شما را در رسول خدا اقتدايى خوب مر كسى را كه بودند كه ميخواست خدا را و روز بازپسين را و ذكر كرد خدا را بسيار ( 21 )
و چون ديدند مؤمنان آن طايفهاى دشمن را گفتند اينست آنچه وعده داد ما را خدا و رسولش و راست گفت خدا و رسولش و نيفزود ايشان را جز ايمان و انقياد ( 22 )
از مؤمنان مردانىاند كه راست گردانيدند آنچه را پيمان بستند با خدا بر آن پس از ايشان كس است كه بسر آورد مدتش و از ايشان كس است كه انتظار ميكشند و تغيير ندادند تغيير دادنى ( 23 )
تا پاداش دهد خدا راستان را براستى ايشان و عقوبت كند منافقان را اگر خواهد يار پذيرد توبه از ايشان بدرستى كه خدا باشد آمرزنده مهربان ( 24 )