هم زمينى را كه ننهاديد گام * مالك آن يا نبوديد از مقام
خيبران يا فارس باشد يا كه روم * يا زمينى كان نشد فتح از هجوم
يعنى آن ارضى كه اندر فتح باب * خود بنگرفتيد با خيل و ركاب
حق توانا باشد او بر كل شىء * باشد اين تسخير سهل از حكم وى
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 28 تا 29 ]
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلاً ( 28 ) وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً ( 29 )
اى پيغمبر بگو مر زنانت را اگر هستيد كه ميخواهيد زندگانى دنيا و پيرايه آن را پس بيائيد تا سرمايه دهم شما را و رها كنم شما را رها كردنى خوب ( 28 )
و اگر هستيد كه ميخواهيد خدا و رسولش را و سراى بازپسين را پس بدرستى كه خدا آماده كرده براى نيكوكاران از شما مزدى بزرگ را ( 29 )
اى پيمبر گو تو بر زنهاى خويش * گر حيات دنيوى خواهند بيش
از جهان خواهند زينتها و زيب * بيشتر از آنچه بدهيشان نصيب
پس بيائيد آنكه تا سازم رها * مر شما را هم دهم بهره و نوا
در رهايى بهرهء نيكو دهم * بيشتر از مهر او بر او دهم
ور خدا خواهند هم بىمعذرت * هم رسولش وان سراى آخرت
پس خدا آماده بهر محسنات * كرده اجرى بس بزرگ اندر حيات
اجرشان افزون دهد پروردگار * شقّ ثانى گر نمايند اختيار
باعث اين آيه بود اين در نزول * كز زنان خويش دلخور شد رسول
خورد سوگند اينكه ماهى با زنان * خلطه نارد گوشه گيرد بر عيان
زانكه از وى مينمودى بىادب * بيشتر از نفقه و كسوت طلب
هر يكى از بهر جلب انتفاع * روز و شب بودند با وى در نزاع
حفصه روزى كرد با وى شور و شر * خواست پيغمبر حكومت از عمر
بر آشفتن فاروق رضى اللَّه تعالى عنه از حفصه
حفصه را فرمود فاروق اى غبى * گو ببينم تا چه گويى با نبى « ع »
حفصه گفتا با پيمبر « ع » كه سخن * مىمگو جز راست اى فخر زمن
رفت فاروق از كلامش در غضب * خواست تا مشتش زند بر فرق و لب
گفت پيغمبر از او بردار دست * كه زنان را گفت اين باشد كه هست
گفت فاروق اى عدو اللَّه رسول * مىنگويد جز كه صدق و با اصول
حاصل آنكه بودشان دايم نزاع * با پيمبر از پى مال و متاع
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 30 تا 33 ]
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً ( 30 ) وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً ( 31 ) يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً ( 32 ) وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ( 33 )
اى زنان پيغمبر آنكه آرد از شما كار بد يعنى گناه كبيره آشكارى را افزوده مىشود براى او عذاب دو چندان و باشد آن بر خدا آسان ( 30 )
و آنكه طاعت ورزد از شما مر خدا و رسولش را و كند كار شايسته را ميدهيم او را مزدش دو بار و آماده كرديم برايش روزى نيكو ( 31 )
اى زنان پيغمبر نيستيد چون احدى از زنان اگر پرهيزكارى ميكنيد پس نرمى مكنيد بگفتار پس طمع كنيد آنكه در دلش مرض است و بگوئيد گفتنى پسنديده ( 32 )
و قرار گيريد در خانههاتان و ظاهر مسازيد زينت بمردان بيگانه ظاهر ساختن جاهليه پيشين و بر پاى داريد نماز را و بدهيد زكات را و فرمانبريد خدا و رسولش را جز اين نيست كه ميخواهد خدا كه مىبرد از شما