هم بود ز آيات او اندر يقين * در عيان خلق سماوات و زمين
و اختلاف السنت و الوانتان * هم نشانيهاست بر خلق جهان
بود يكسان گر كه صوت و شكل ناس * موجب آمد بر تجاهل و التباس
مصلحت را وين بسى بد بر خلاف * پس بوفق حكمت است اين اختلاف
در بيان اختلاف صوت و صورت
نيست دو صوت و دو صورت مثل هم * وين كمال صنع باشد زان قلم
نيك گردى گر در اين معنى دقيق * قدرت صانع بيابى اى رفيق
اين نه كار طبع باشد يا مزاج * گردد ادراكت نباشد اعوجاج
بل طبيعت فعل او بر ضدّ اين * باشد اندر نزد عقل خورده بين
از عناصر وز مزاج مؤتلف * كى پديد آيد شئون مختلف
اختلاف او هم پديد آيد يكى * در مقامى نيست غير از اندكى
نى بدينسان اختلاف بى ز حد * كه در آن افتد بحيرانى خود
اين نيايد در وقوع ار ناظرى * جز ز خلاق حكيم قادرى
هم دگر ز آيات او خواب شماست * در شب و روز و در اين راحت قوى است
هم شما را در مقام جستجو * جستن روزى ز بخششهاى او
در شب اعنى استراحت شد قوى * روزتان تحصيل رزقست از خدا
واندر اين باشد دلالتها عيان * بهر قومى كاشنوند از گوش جان
وز علامتهاى صنعش هر كجا * برق باشد كه نمايد بر شما
بر مسافر ز اوست خوف صاعقه * طبع باران بر مقيم از بارقه
مىفرستد آب را از آسمان * ارض مرده زنده پس سازد بدان
اندر اين باشد نشانها بىقصور * بهر ارباب تعقل در ظهور
وز نشانيها توانايى او * بر فعال ممكنه در جستجو
اين بود كاستاده است ارض و سما * ز امر او بىاستن و آلت به پا
وين ز قدرتهاى او يك قدرتست * حافظ هر ممكنى در نسبت است
پس بخواند چون شما را خواندنى * از زمين آئيد بيرون هر تنى
اخرجوا يا ايّها الموتى تمام * از قبول آئيد بيرون لا كلام
[ سوره الروم ( 30 ) : آيات 26 تا 29 ]
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ ( 26 ) وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 27 ) ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( 28 ) بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( 29 )
و مر او راست هر كه در آسمانها و زمين است همه مر او را فرمان برانند ( 26 )
و اوست آنكه مىآفريند خلق را پس اعاده مىكند آن را و آن آسانتر است بر او و مر او راست وصف برتر در آسمانها و زمين و اوست غالب درستكار ( 27 )
زد براى شما مثلى از خودهاتان آيا مر شما راست از آنچه مالك شد يمينهاتان از شريكان در آنچه روزى داديمشان پس شما باشيد در آن يكسان كه بيم ميداشته باشيد از ايشان چون بيم داشتنشان از خودهاتان همچنين ميدهيم آيتها را از براى گروهى كه مىيابند بعقل ( 28 )
بلكه پيروى كردند آنان كه ظلم كردند خواهشهاشان را بدون دانشى پس كه هدايت مىكند آن را كه ضلال كرد خدا و نيست مر ايشان را هيچ يارى كنندگان ( 29 )
هست او را آنچه در ارض و سماست * جمله فرمانبر بهر حالى كه خواست
اوست آن كس كافريند ز ابتدا * پس نمايد زنده باز از اقتضا
زنده كردن هست بر ربّ البشر * در دوم بار از نخستين سهلتر
وصف اعلى بهر ذات حضرتست * وحدت ذاتى و فردانيت است
هر چه باشد در سماوات و زمين * وصف او گويد بيكتايى يقين
اوست غالب بر تمام ممكنات * جمله افعالش بحكمت از جهات
گويى ار ليس كمثله شيئى هست * يا مثل خود لا إله الا اللَّه است
وجه اول ز ابن عباس است و تام * وجه ثانى از قتاده در كلام
اول اعنى نيست چيزى مثل او * چيزى الا او بثانى چيست گو
نزد ما قول قتاده احسن است * زانكه در توحيد بارى ابين است
چيست يعنى غير او تا گويى آن * نيست مثل ذات پاك بىنشان
زد مثل از نفسهاتان بر شما * هست آيا اينتان هرگز روا
عبد مملوك ار شما داريد نيك * كه بملك و مالتان آيد شريك
يا كسى خواند شريك آن بنده را * بر هر آنچه داده روزيتان خدا
تا بوند ايشان مساوى بيسخن * با شما در دادههاى ذو المنن
خوفتان ز ايشان بود زين رهگذر * هم چنان كه خواجگان از يكدگر
پس چرا شايسته دانيد اين به حق * آوريد او را شريك از ما خلق
شرح آيتها نمائيم اين چنين * بهر قومى كه بفهمند از يقين
پيروى بل مينمايند آن كسان * كه ستم كردند بر خود بالعيان
پيروى از غير ذاتش ميكنند * ز آرزوهاشان بوجهى ناپسند
رهنما پس كيست آن را كه خدا * در ضلالت هشت و در عين عمى
نيستشان خود ياورى اندر حساب * تا نگهشان دارد از رنج و عذاب