كار شايسته براى خودهاشان آماده مىكنند ( 44 )
تا جزا دهد آنان را كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته از فضل و كرمش بدرستى كه او دوست نميدارد كافران را ( 45 )
حق بود آن كو شما را آفريد * رزقتان پس داد هم تا زندهايد
پس بميراند شما را جمله نيز * پس نمايد زنده اندر رستخيز
هست آيا كس ز انبازانتان * كه كند از هيچ چيز اينها عيان
هست يعنى آنكه بتواند نمود * خلق و احياء و اماته در شهود
پاك و برتر باشد آن خلاق حى * آنكه شرك آرند از وجهى بوى
شد تباهى ظاهر اندر بحر و بر * دستهاشان كسب كرد آنچه ز شر
در زمين از قتل و اسر و هدم و حرق * در بحور از آفت طوفان و غرق
باشد اين از شومى كردارشان * وز فساد نفس استمكارشان
تا چشاندشان بپاداش عمل * پارهء از آنچه كردند از دغل
تا كه شايد آن كسان آيند باز * سوى عجز و بندگى از كبر و ناز
گو رويد اى مشركان اندر زمين * پس چگونه بوده بينيد از يقين
آخر آنان كه ميبودند پيش * زين گروه از مشركين بودند بيش
آن بناها و عمارات و قصور * گشته بىعين و اثر يك جا قبور
روى خود پس راست كرد آن از وجوه * بهر دين استوار با شكوه
كه رسيده ز استقامت بر كمال * باش ثابت در وى اندر كل حال
پيشتر از آنكه يوم لا مردّ * بر تو آيد از خداوند احد
آيد آن روزى كه نتوانيد هيچ * باز گردانيد او را در بسيچ
باز آن را يا نگرداند خدا * كان بود ثابت بعلمش ز اقتضا
روزى آن كز هم جدا گردند باز * اهل جنّت و اهل نار از امتياز
هر كه كافر گشت پس بر وى رسد * مر جزاى كفر او و اعمال بد
وانكه نيكى كرد بهر خود ز پيش * گسترانيد آن كسان ماوى خويش
ميكنند اعنى كه تمهيد فراش * در بهشت جاودان بىاغتشاش
تا كه بدهد حق جزاى مؤمنان * زانچه كردند از نكويى در جهان
قدر استحقاقشان بدهد جزا * حق ز بخششهاى خود بر اقتضا
كافران را حق ندارد هيچ دوست * هم بمؤمن اين ز بخششهاى اوست
[ سوره الروم ( 30 ) : آيات 46 تا 49 ]
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 46 ) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلاً إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ( 47 ) اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ( 48 ) وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمُبْلِسِينَ ( 49 )
و از آيتهايش آنكه ميفرستد بادها را بشارت دهندگان و تا بچشاند شما را از رحمتش و تا جارى كند كشتى را بامرش و تا بجوئيد از فضلش و باشد كه شما شكر گذاريد ( 46 )
و بتحقيق فرستاديم پيش از تو رسولان بسوى قومشان پس آمدند ايشان را بآيتها پس انتقام كشيديم از آنان كه گناه كردند و باشد ثابت بر ما يارى كردن گروندگان ( 47 )
خدا آنست كه ميفرستد بادها را پس بر ميانگيزد ابر را پس پهن ميكندش در آسمان چگونه كه ميخواهد و ميگرداندش پارهها پس مىبينى باران را كه بيرون ميآيد از رخنههايش پس چون برساند به آن او را كه خواهد از بندگانش آن گاه ايشان شادى ميكنند ( 48 )
و اگر چه بودند پيش از آنكه فرو فرستاده شود بر ايشان پيش از آن هر آينه و ميدانند ( 49 )
هم ز آيتهايش اين كز دادها * ميفرستد در مواقع بادها
مر مبشرها بباران نوبتش * تا چشاند بر شما از رحمتش
هم شود جارى به دريا فلكها * ز امر او كه شد به پا زان ملكها
در تجارت تا شما جوييد از او * بخشش اعنى روزى اندر جستجو
تا شما شايد كه شكر او كنيد * از سراب و هم بران يم رو كنيد
ما فرستاديم پيش از تو رسل * هم بسوى قومشان اندر سبل
آمدند آن رسل با بينات * سوى قوم خود بتاكيد و ثبات
بعضى از آنها بايمان آمدند * بعض ديگر زانگره سركش شدند
پس كشيديم انتقام از مجرمان * باز داديم اهل ايمان را امان
يارى مؤمن بود بر ما سزا * نصرت ايشان را دهيم اندر و لا