تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
دنيا يعنى محسوسات و مشتبهات و ايشان از آخرت ايشانند غافلان ( 7 ) آيا تفكر نميكنند در خودهاشان كه نيافريد خدا آسمانها و زمين را و آنچه ميان آن دو است مگر به حق و مدتى نام برده شده و بدرستى كه بسيارى از مردمان بملاقات پروردگارشان هر آينه كافرانند ( 8 ) آيا نرفتند در زمين پس بنگريد چگونه بود انجام كار آنان كه بودند پيش از ايشان بودند سخت‌تر ايشان در توانايى و برگردانيدند زمين را و آباد كردند آن را بسيارتر از آنچه آباد كردندش و آمد ايشان را رسولانشان با معجزات روشن پس نبود خدا كه ظلم كند بر ايشان و ليكن بودند كه بر خودهاشان ستم ميكردند ( 9 ) پس باشد عاقبت آنان كه بد كردند بدتر كه تكذيب كردند آيتهاى خدا را و بودند كه به آن استهزا ميكردند ( 10 )
وعده حق فرمود ننمايد خلاف * وعدهء خود را بدون اختلاف
ليك مردم اين ندانند اكثرى * كه ندارند از بهار جان برى
مىبدانند آنچه باشد آشكار * از حيات دنيوى در روزگار
يعنى از امر معاش و زندگى * نى ز معقولات و حسن بندگى
غافلند از آخرت وز كار آن * آگه از ظاهر ز معنى بىنشان
فكر اندر نفسهاى خويشتن * نيستشان آيا كه بر وجهى حسن
حق سماوات و زمين را نافريد * وانچه باشد بين اين هر دو پديد
جز به حق يعنى بحكمت زانچه خواست * هم به مقصود صحيح آن كردارست
از پى وقتى معين از زمان * كه ز حكمت نام برده گشته آن
بر لقاى رب خويش اكثر ز ناس * كافران باشند و دور و ناشناس
سير ننمودند آيا در زمين * پس ببينند از مآل سابقين
تا چگونه بوده است انجامشان * پيش از ايشان از نشان و نامشان
بوده‌اند آنها از ايشان سخت‌تر * در توانايى و قوت سر بسر
و اثار و الارض يعنى منقلب * ساختند آن را فزون از ما يجب
همچنين كردند تعمير اندران * پيش از آنكه كرده‌اند آن مكّيان
از بساتين وز بيوت و كاخ و قصر * غرس اشجار و قنات و جو بحصر
آمد ايشان را ز نزد حق رسل * با بيان و بينات از جزء و كلّ
پس نبود آنكه خدا از بيش و كم * كرده باشد هيچ بر ايشان ستم
ليك بودند آن كسان ظالم بخويش * بود فعل زشتشان ز اندازه بيش
ظلمشان گرديد بر خسران سبب * بهر خود كردند آن خوارى طلب
حق نخواهد جز نكويى بهر خلق * ليك خار آن كو خورد گيرد به حلق
پس بود انجام بدكاران بدى * بر بدان آيد عذاب ايزدى
آنكه بشمردند آيتهاى حق * كذب و ميكردند استهزا و دق

[ سوره الروم ( 30 ) : آيات 11 تا 19 ]

اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 11 ) وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ ( 12 ) وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ شُرَكائِهِمْ شُفَعاءُ وَ كانُوا بِشُرَكائِهِمْ كافِرِينَ ( 13 ) وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ( 14 ) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ ( 15 ) وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ فَأُولئِكَ فِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَ ( 16 ) فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ ( 17 ) وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِيًّا وَ حِينَ تُظْهِرُونَ ( 18 ) يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ ( 19 ) خدا مىآفريند خلق را پس اعاده ميكندش پس بسوى او برگردانيده ميشويد ( 11 ) و روزى كه قايم شود قيامت نوميد شوند گناهكاران مشركان ( 12 ) و نباشد مر ايشان را از شريكان شفيعان و باشند بشريكانشان انكار ورزندگان ( 13 ) و روزى كه قايم مىشود قيامت روزى چنين متفرق ميشوند يعنى مؤمنان و كافران از هم جدا ميشوند ( 14 ) پس اما آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته پس ايشانند در چمنى كه مسرور ميشوند ( 15 ) و اما آنان كه كافر شدند و تكذيب كردند آيتهاى ما را و ملاقات آخرت را پس آنانند در عذاب حاضر كردگان ( 16 ) پس تسبيح خدا