برگردانيده ميشويد ( 57 )
و آنان كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته هر آينه جاى ميدهيم ايشان را از بهشت غرفهايى كه ميرود از زير آنها نهرها جاودانيان در آن خوبست پاداش عمل كنندگان ( 58 )
آنان كه صبر كردند و بر پروردگارشان توكل ميكنند ( 59 )
و بسا از جنبنده كه برنميدارد روزيش را خدا روزى ميدهد او را و شما را و اوست شنواى دانا ( 60 )
يا عبادى الذين آمنوا * ارض من واسع بود آريد رو
ايمنى جوييد در هجرت همه * پس پرستيدم بدون واهمه
هست هر نفسى چشنده مرگ چون * هر كجا ثم الينا ترجعون
آن كسان كه بگرويدند از يقين * كارها كردند شايسته و متين
از جنان بدهيمشان جا در غرف * جويها جارى ز زيرش هر طرف
گفتهايم آن را گرت معلوم نيست * كه مراد از تحتها الانهار چيست
اندر آن باشند ايشان جاودان * نعم اجر العالمين نعم الامان
آن كسان كاندر اطاعت و ابتلا * صبر كردند و توكل بر خدا
بر توكل باشد ايشان را مدار * در امور خويش بر پروردگار
باشد از جنبندگان بسيار كان * بر ندارد روزى خود در توان
مىكند يعنى ذخيره جانور * رزق خود را تا رسد هنگام خور
ميخورند از آن باندازهء دهن * حمل نتوانند كرد آن را بتن
حق دهد روزى بر آنها و شما * كو سميع است و عليم اندر عطا
بشنود يعنى كه گوئيد از كجا * ميرسد در هجرت آن روزى ما
هم بداند كز كجا روزى دهد * وز چه راهى فتح و فيروزى دهد
بشنود يا استغاثه مور و مار * در مجاعت هم بداند سرّ كار
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 61 تا 63 ]
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 61 ) اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 62 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( 63 )
و هر آينه اگر بپرسى از ايشان كه كيست كه آفريد آسمانها را و زمين را و مسخر كرد آفتاب و ماه را هر آينه گويند خدا پس بكجا برگردانيده ميشوند ( 61 )
خدا گشاده ميگرداند روزى را براى آنكه ميخواهد از بندگانش و تنگ ميگرداند برايش بدرستى كه خدا به همه چيزى داناست ( 62 )
و هر آينه اگر بپرسى از ايشان كه كيست كه فرو فرستاد از آسمان آبى را پس زنده گردانيد به آن زمين را از بعد موتش هر آينه گويند خدا بگو ستايش مر خدا را بلكه اكثرشان نمىيابند تعقل ( 63 )
ور كه از آنها بپرسى كه چنين * آفريده است اين سماوات و زمين
رام كرد اين مهر و مه را در فلك * مىبگويند آن خدا بىريب و شك
بر كجا پس باز گردانده شوند * خود ز توحيد خداى ارجمند
حق گشايد رزق هر كسرا كه خواست * از عبادش هم كند تنگ ار بجاست
زانكه حق دانا بود بر كل شيئى * هم بود قادر بقبض و بسط وى
ور كه از ايشان بپرسى كاب را * بر زمين نازل كه بنمود از سما
كرد احيا مر زمين را پس به آن * بعد از آن كه مرده بود اندر خزان
مىبگويند آن خدا بيگفتگو * مىكند اين كارها نى غير او
جمله بر اين معترف باشند ليك * با وى آرند از پى طاعت شريك
گو سپاس و حمد حق را كت نگاه * داشت او از شرك و طغيان در پناه
بلكه اكثر در نيايند از گمان * نكتهء معقول را اين مردمان
نكتهها هست ار چه گفتش جايز است * ليك ز اظهارش صفى بس عاجز است
گر چه حقم داده تقريرى عجب * ليك نايد نكتهها بر نطق و لب
ور كمى زان بحر جان آيد به جوش * كمترى فهمند از ارباب هوش
زانكه معقولات خود فهميد نيست * نى بيانى يا سماعى تا كه چيست
اندكى در بحر قرآن شو فرو * رمز معقولات تا يا بى نكو
آن هم از توفيق حق باشد رفيق * هم كند تاييد بر عقل دقيق
سمع و گفت آسان بود در هر مقام * ليك پس مشكل بود فهم اى غلام
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 64 تا 69 ]
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 64 ) فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ ( 65 ) لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ( 66 ) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ ( 67 ) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ ( 68 )
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ( 69 )
و نيست اين زندگانى دنيا جز هزل و بازى و بدرستى كه سراى بازپسين هر آينه آنست سراى زندگانى اگر باشند كه بدانند ( 64 )