تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
تو نبودى جانب غربى بطور * كه بموسى بگذرانديم آن امور
هم نبودى از گواهان در عيان * چون كه شد مأمور بر فرعونيان
يا بميقاتش نبودى تو گواه * شد چو بر هفتاد تن امر از إله
ليك ما كرديم وحى آن قصّه را * تا شوى آگه ز غيب از ما مضى
يعنى اينها باشد از اخبار غيب * تو نبودى خود كه دانى بى ز عيب
آنكه آورديم بيرون قرنها * از پى هم داشت آنچه اقتضا
زندگانى پس بر ايشان شد دراز * مدتى بگذشت زان يعنى كه باز
مندرس گرديد از طول زمان * وضع شرع و نعت احمد در نشان
آنچه اعلام از تو فرموديم هم * ما بر اين پيمان گرفتيم از امم
از ظهور احمد و شرع متين * آگه ايشان را نموديم اينچنين
از ميان رفت آن ز طول پروردگار * پس فرستاده تو گشتى زين قرار
مىنبودى اى محمد « ع » در قديم * در ميان اهل مدين تو مقيم
تا برايشان خوانى آيتهاى ما * كز شعيب و موسى آمد از سما
يعنى اينها را نخواندى پيش كس * ليك ما بر تو فرستاديم و بس
هم نبودى اى محمد « ع » تو بطور * چون ندا كرديم او را در حضور
مينبودى خود كه آنجا بشنوى * آنچه بر وى شد خطاب معنوى
تا چه گفتم با وى از آداب تو * ز اهل بيت و امت و اصحاب تو
رحمتى ليكن بد از پروردگار * بر تو كت دادم خبر زان حال و كار
بيم تا بدهى بقومى كز تو پيش * بيم ده نامد مر ايشان را بكيش
شايد ايشان آنكه بپذيرند پند * بر نجات آيند از حق بهره‌مند
گر نبود آن گه بر ايشان ميرسيد * از عذاب و از عقوبت بر مزيد
دستهاشان زانچه بفرستاده است * بيشتر وز بهرشان آماده است
پس بگفتندى خدايا از چه راه * نى فرستادى رسولى تو بما
تا كنيمت پيروى ز آيات دين * هم تو را باشيم ما از مؤمنين
ميفرستاديم بر ايشان عذاب * خود بر اين دارند چون جهد و شتاب

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 48 تا 50 ]

فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ ( 48 ) قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 49 ) فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 50 ) پس چون آمد ايشان را حق از نزد ما گفتند چرا داده نشد مانند آنچه داده شد بموسى آيا كافر نشدند به آنچه داده شد بموسى از پيش گفتند دو سحرند كه هم پشت شدند و گفتند بدرستى كه ما به همه كافرانيم ( 48 ) بگو پس بياريد كتابى را از نزد خدا كه آن هدايت‌كننده‌تر باشد از آن دو كه پيروى كنم آن را اگر هستيد راستگويان ( 49 ) پس اگر اجابت نكردند مر ترا پس بدان جز اين نيست پيروى ميكنند خواهشهاشان را و كيست گمراه‌تر از آنكه پيرو شد هوايش را بدون هدايتى از خدا بدرستى كه خدا هدايت نمىكند گروه ستمكاران را ( 50 )
پس بهنگامى كه حق از نزد ما * آمد ايشان را بمعنى مصطفى
از چه گفتند او نشد داده چنان * كه بموسى داده شد بهر نشان
يا چرا انسان كه تورية از نمود * آمد آن يك دفعه بر موسى فرود
نازل اين قرآن نشد يك دفعه نيز * بر محمد « ع » اين نباشد جز ستيز
كافرا يا مىنكشتندى چنين * زانچه داده شد بموسى پيش از اين
اين دو را گفتند كه ظاهر شود * بر شما سحرست نى كايت بود
ما به اينها هيچيك مينگرويم * قول اين گويندگان را نشنويم
گو شما آييد پس بهر نسق * با كتابى كان بود از نزد حق
رهنماتر باشد او زين دو كتاب * يعنى از تورية و قرآن در خطاب
پيروى تا زان كنيم ار لايقيد * در كلام خود همانا صادقيد
پس بننمايند اجابت گر تو را * پس بدانكه تابعانند از هوا
كيست گمره‌تر از آن گيج غوى * كز هواى خود نمايد پيروى
باشد از غير هدايت از خدا * كز خدا بايد بود بيشك هدا
زانكه هم شايد هوايى در نسق * وفق بدهد با رسومى كوست حق
نيست آن جز گمرهى در راه دين * راه ننمايد خدا بر ظالمين

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 51 تا 55 ]

وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 51 ) الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ( 52 ) وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ( 53 ) أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ( 54 ) وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ ( 55 ) و بتحقيق پيوستگى داديم براى ايشان گفتار را باشد كه ايشان پند گيرند ( 51 ) آنان كه داديم ايشان را كتاب پيش از آن ايشان به آن ايمان مىآورند ( 52 ) و چون خوانده شود بر ايشان گويند ايمان آورديم به آن كه آن حق است از پروردگار ما بدرستى كه ما بوديم پيش از آن منقادان ( 53 ) آن گروه داده شوند مزدشان را دو مرتبه بسبب آنكه صبر كردند و دفع ميكنند به خوبى بدى را و از آنچه روزى داديم ايشان را انفاق ميكنند ( 54 ) و چون