تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
پس اما كسى كه توبه كرد و ايمان آورد و كردگار شايسته پس شايد كه بوده باشد از رستگاران ( 67 )
اندر آن روزى كه مىخواند خدا * مشركان را پس بگويد در ندا
در كجايند آن شريكان اين ز من * كه گمان كرديدشان انباز من
خود چنين گويند ايشان از غلق * كه بر ايشان گشته واجب قول حق
كاين كسان باشند آنان اى خدا * كه بجدّ گمراهشان كرديم ما
گمره ايشان پس شدند از اختيار * همچو ما كه گمرهيم اندر شعار
نك تبرّا سويت از ايشان كنيم * هم برى بوديم ز ايشان از قديم
نى پرستنده شدند ايشان ز ما * مىپرستيدند بل نفس و هوا
مشركان را نيز هم گفته شود * كه شما خوانيد انباز آن خود
پس هميخوانند ايشان را بپيش * از تحيّر يا كه از امّيد خويش
پس مر ايشان را اجابت ناورند * پس چو بينند آن عذاب پر گزند
مىكنند ايشان تمنا آنكه كاش * يافتندى ره رهند از رنج فاش
ياد كن روزى كه فرمايد خدا * اهل تكذيب و حسد را در ندا
چه جواب از مرسلين داديد چون * بر خدا خواندندتان در آزمون
پس بر ايشان مىشود پوشيده باز * آن خبرها كه بران‌شان بود ساز
ميكنند اعنى فراموش آنچه را * گفته‌اند اندر جواب انبيا
اندران روز از نهيب رستخيز * از هم ايشان هم نپرسند ايچ چيز
پس خود اما توبه آن كز شرك كرد * بگرويد است او بدان خلاق فرد
باشدش كردار و شايسته نكو * شايد آن كز رستگاران باشد او

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 68 تا 70 ]

وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 68 ) وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ ( 69 ) وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 70 ) و پروردگار تو مىآفريند آنچه ميخواهد و اختيار مىكند نباشد مر ايشان را اختيار دانم پاك بودن خدا را و برتر آمد از آنچه شريك ميآوردند ( 68 ) و پروردگار تو ميداند آنچه را پنهان ميدارد سينه‌هاشان و آنچه آشكار ميكنند ( 69 ) و اوست خدا نيست الهى مگر او مر او راست ستايش در دنيا و آخرت و مر او راست حكم و بسوى او برگردانيده ميشويد ( 70 )
مىكند خلق آنچه خواهد كردگار * هم نمايد آنكه نيكست اختيار
بر رسالت برگزيند يعنى او * آنكه باشد بهتر اندر وصف و خو
تا نگويد هر خسيسى بو الفضول * كز چه كرده حق محمد « ع » را رسول
از عرب بايد نمايد اختيار * ديگرى را كاوست با نام و تبار
همچنين هستند هر دو راى همام * كه كنند ابليس رويى با كرام
هر دمى آرند انكارى ز نو * چون سگى كز نور ماه آيد بعو
من از اين نامردمان بسيار چيز * ديده و بشنيده‌ام گاه ستيز
شرحى ار گويم از آن گفتارها * خيره از حيرت شود ابصارها
هست ظاهر نزد ارباب خرد * گفتها كه خيزد از حقد و حسد
در گذر زان قابل تقرير نيست * اينزمان جز نوبت تفسير نيست
پاك از آن باشد خداى لم يزل * كه كند بر اختيار كس عمل
هم بلند و برتر از آن كاورد * شرك بر وى بو الفضولى بيخرد
داند آن پروردگارت در صدور * آنچه ميپوشند از حقد و شرور
هم بداند آنچه سازند آشكار * طعن قرآن و نبى را زان گذار
و هو اللَّه لا اللَّه غيره * در دو دنيا حمد باشد بهر او
هم بود در حكم او فرمانروا * سوى او گرديد راجع در جزا

[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 71 تا 73 ]

قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ ( 71 ) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ( 72 ) وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 73 ) بگو خبر دهيد كه اگر گرداند خدا بر شما شب را پاينده تا روز قيامت كيست الهى جز خدا كه بياورد شما را روشنايى آيا پس نمىشنويد ( 71 ) بگو خبر دهيد كه اگر گرداند خدا بر شما روز را پاينده تا روز قيامت كيست خدايى جز خدا كه بياورد بشما شبى كه آرام گيريد در آن آيا پس نمىبينيد ( 72 ) و از رحمت خود گردانيد براى شما شب و روز را تا بياراميد در آن و تا بجوئيد از فضلش و باشد كه شما شكر كنيد ( 73 )