تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
برابر ميكرديم شما را با پروردگار جهانيان ( 98 ) و گمراه نكردند مگر گناهكاران ( 99 ) پس نباشد ما را هيچ شفاعت‌كنندگان ( 100 ) و نه دوستى نزديك ( 101 ) پس كاش بودى مر ما را بازگشتى پس ميشديم از گروندگان ( 102 ) بدرستى كه در آن هر آينه آيتى است و نباشند اكثرشان مؤمنان ( 103 ) و بدرستى كه پروردگار تو اوست غالب مهربان ( 104 )
هم مكن رسوا مرا در يوم نشر * منبعث گردند چون اين خلق و حشر
يوم لا ينفع كه ندهد سود هيچ * مال و اولاد ايچكس را در بسيچ
جز كسى كايد به حق با قلب پاك * از هواى نفس و كفر و اشتراك
اندران روزى كه نزديك از سرشت * مىشود مر اهل تقوى را بهشت
هم بگمراهان شود ظاهر جحيم * بر خلاف اهل جنات و نعيم
مشركان را گفته گردد چون شدند * آنچه جز حق ميپرستيديد چند
اينك آيا هيچتان يارى دهند * يا كه خويش از انتقامى ميرهند
پس فكنده ميشوند از رو بنار * بت پرستان و بتان از هر كنار
احتجاجست اين بر ارباب شرور * ور نه بت را نيست تكليف و شعور
يا مراد از بت خود آن در حجّت است * كوست بتگر يا بت او را صورتست
همچنين ابليس و لشكرهاى او * ميشوند افكنده در دوزخ برو
كافران گويند از تشويش و بيم * گر چه ميباشند ايشان در جحيم
از طريق دشمنى با يكدگر * يا بديوان يا بتان زشت فرّ
از شما ديوان قسم بر كردگار * ما بديم اندر ضلالى آشكار
اذ نسويكم بربّ العالمين * خود شما بر ما نموديد اينچنين
هيچ ما را از طريق حق فرد * جز گنهكاران كسى گمره نكرد
نيست پس ما را كسى از شافعان * هم نه صدّيقى حميم و مهربان
پس به دنيا بودمان برگشت كاش * تا بديم از مؤمنين معلوم و فاش
آنچه شد مذكور باشد آيتى * عاقلان را در مقام عبرتى
مىنبودند اكثرى از مؤمنان * قوم ابراهيم بيوهم و گمان
بر عدو پروردگارت غالب است * مهربان هم بر مطيع و تائب است

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 105 تا 122 ]

كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ( 105 ) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ ( 106 ) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ( 107 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 108 ) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ( 109 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 110 ) قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ( 111 ) قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 112 ) إِنْ حِسابُهُمْ إِلاَّ عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ( 113 ) وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ( 114 ) إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 115 ) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ( 116 ) قالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ( 117 ) فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 118 ) فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 119 ) ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ ( 120 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 121 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 122 ) تكذيب كردند قوم نوح فرستادگان را ( 105 ) چون گفت مر ايشان را برادر ايشان نوح آيا نمىپرهيزيد ( 106 ) بدرستى كه من مر شما را رسولى امينم ( 107 ) پس بترسيد از خدا و فرمان بريد مرا ( 108 ) و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزد من مگر پروردگار عالميان ( 109 ) پس بپرهيزيد از خدا و اطاعت كنيد مرا ( 110 ) گفتند آيا ايمان بياوريم مر تو را و پيروى كردند ترا فرومايگان ( 111 ) گفت و نيست دانستم به آنچه هستيد كه ميكنند ( 112 ) نيست حسابشان مگر بر پروردگارم ( 113 ) نخواهد بود و نيستم من راننده گروندگان ( 114 ) نباشم من مگر بيم‌دهنده آشكارا ( 115 ) گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى نوح هر آينه خواهى شد از سنگسار شدگان ( 116 ) گفت پروردگار من بدرستى كه قوم من تكذيب كردند مرا ( 117 ) پس حكم كن ميان من و ميان ايشان حكمى و نجات ده مرا و آنكه با منست از گروندگان ( 118 ) پس نجات داديم او را و هر كه با او بود در كشتى پر ( 119 ) پس غرق كرديم بعد از آن باقى بازماندگان را ( 120 ) بدرستى كه در آن هر آينه آيتى است و نباشد